زندان مرکزی سلماس، واقع در خیابان حافظ شمالی، میان گذر هشتمتری و خیابان خرمشهر در شمالغرب ایران، یکی از مراکز سرکوب کلیدی این منطقه است. گزارشهای متعدد از منابع داخلی و رسانههای اجتماعی نشاندهنده فساد سیستماتیک، نقض گسترده حقوق بشر، و سوءمدیریت در این زندان است. این گزارش با تکیه بر اطلاعات دریافتشده از دو سند و تحلیل اطلاعات تکمیلی، به بررسی نقش مدیریت زندان در توزیع مواد مخدر، ازدحام بیش از حد، شرایط غیرانسانی، و رفتارهای سرکوبگرانه علیه زندانیان و خانوادههایشان میپردازد.
توزیع مواد مخدر و فساد سازمانیافته
بر اساس گزارشهای موثق، مدیریت زندان سلماس، از جمله مهرعلی فرهنگ و اسماعیل قلیزاده، بهطور مستقیم در توزیع مواد مخدر در میان زندانیان نقش دارند. این مواد با قیمتهای بالا به زندانیان فروخته میشود تا آنها را در چرخه اعتیاد نگه داشته و از این طریق، کنترل و بهرهکشی از آنها تسهیل شود. این اقدام نهتنها به افزایش اعتیاد در میان زندانیان منجر شده، بلکه به تشدید خشونت و درگیریهای داخلی در بندها دامن زده است. گزارشهای مشابه از زندان قزلحصار نیز نشان میدهد که چنین فعالیتهایی بخشی از یک الگوی گستردهتر در زندانهای ایران است، جایی که وکیلبندها با همکاری مدیران زندان، بازار مواد مخدر را کنترل میکنند و ماهانه مبالغ هنگفتی از زندانیان دریافت میکنند.
این فساد سازمانیافته، که تحت نظارت مستقیم مدیران ارشد زندان انجام میشود، با هدف تضعیف روحیه زندانیان و حفظ کنترل روانی بر آنها صورت میگیرد. چنین اقداماتی نهتنها نقض آشکار حقوق زندانیان است، بلکه بهعنوان ابزاری برای سرکوب و سوءاستفاده از افراد آسیبپذیر در زندان به کار میرود.


بیشتر بخوانید
رؤسای سرکوبگر زندان زنجان را بشناسید
ازدحام بیش از حد و شرایط غیراستاندارد
زندان سلماس با ازدحامی چندین برابر ظرفیت اسمی خود مواجه است. این وضعیت منجر به گسترش بیماریهای واگیردار، افزایش مشکلات روانی، و بالا رفتن سطح خشونت در میان زندانیان شده است. عدم رعایت تفکیک جرائم، که یکی از اصول اولیه آییننامه سازمان زندانها (شماره ۱۶۶۵۴-۸۵-۱ مورخ ۱۳/۹/۱۳۸۵) است، شرایط را وخیمتر کرده است. زندانیان سیاسی و معترض در کنار زندانیان جرائم خطرناک نگهداری میشوند، که این امر خطر آسیبهای جسمی و روانی، از جمله تجاوز به زندانیان کمسنوسال را افزایش میدهد.
در فصل زمستان، سیستمهای گرمایشی ناکارآمد و نبود آب گرم برای شستوشو، زندانیان را در معرض سرمای شدید و مشکلات بهداشتی قرار میدهد. این شرایط، مشابه گزارشهای زندان قرچک، نشاندهنده فقدان استانداردهای اولیه نگهداری زندانیان در بسیاری از زندانهای ایران است.
وضعیت اسفبار بهداشتی و تغذیهای
سرویسهای بهداشتی زندان سلماس فرسوده و غیرقابل استفادهاند و نبود سیستم فاضلاب مناسب، آلودگی محیطی و شیوع بیماریهای عفونی مانند گال را به همراه داشته است. زندانیان به اقلام اولیه بهداشتی نظیر صابون و مواد ضدعفونیکننده دسترسی ندارند، و آب آشامیدنی غیربهداشتی باعث بروز بیماریهای گوارشی و پوستی شده است. این شرایط مشابه گزارشهای زندان قرچک است، جایی که نبود امکانات بهداشتی و ازدحام بیش از حد، سلامت زندانیان را به خطر انداخته است.
تغذیه ارائهشده به زندانیان فاقد ارزش غذایی است و اغلب شامل مواد فاسد یا تاریخگذشته میشود. سوءتغذیه مزمن و عدم دسترسی به پزشک متخصص یا داروهای ضروری، سلامت جسمی و روانی زندانیان را به شدت تهدید میکند. در موارد اضطراری، بیتوجهی مسئولان به نیازهای پزشکی حتی به وخامت حال یا مرگ زندانیان منجر شده است.
شکنجه روانی و رفتارهای غیرانسانی
زندانیان، بهویژه زندانیان سیاسی، بهطور روزانه با خشونت، توهین، و تحقیر از سوی مأموران مواجهاند. مهرعلی فرهنگ و اسماعیل قلیزاده، بهعنوان مدیران ارشد، در طراحی و اجرای این آزارها نقش کلیدی دارند. این رفتارها با هدف تخریب روانی زندانیان انجام میشود و در برخی موارد به خودزنی یا خودکشی منجر شده است.
خانوادههای زندانیان نیز از این رفتارها در امان نیستند. در روزهای ملاقات، آنها با بازرسیهای سختگیرانه، برخوردهای تحقیرآمیز، و توهین مواجه میشوند، بهطوری که ملاقاتها به جای تقویت روحیه، به تجربهای آزاردهنده تبدیل میشوند. این الگو در گزارشهای دیگر، از جمله زندان زنان قرچک، نیز مشاهده شده است، جایی که مأموران با استفاده از گاز اشکآور و ضربوشتم، اعتراضات زندانیان را سرکوب کردهاند.
نقش سازمان زندانها و تناقضات رسمی
سازمان زندانهای ایران مدعی است که هدفش نهتنها نگهداری، بلکه اصلاح و بازسازگاری زندانیان است. با این حال، گزارشهای متعدد از زندان سلماس و دیگر بازداشتگاهها، از جمله قزلحصار و قرچک، نشاندهنده نقض سیستماتیک حقوق بشر، از جمله شکنجه، شرایط غیربهداشتی، و سوءمدیریت است. این تناقض میان ادعاهای رسمی و واقعیتهای موجود، نشان دهنده وجود یک فساد سیستماتیک و شکنجه و نقض حقوق بشر شهروندان است.
برای مثال، در حالی که سازمان زندانها از برنامههای فرهنگی و حمایتی برای خانوادههای زندانیان سخن میگوید، گزارشهای میدانی از زندان سلماس نشان میدهد که خانوادهها نهتنها حمایت نمیشوند، بلکه با رفتارهای غیرانسانی مواجهاند. این دوگانگی نشاندهنده فقدان پاسخگویی و نظارت مؤثر بر عملکرد زندانهاست.
فراخوان برای اقدام و افشاگری
زندان سلماس نمونهای از نقض گسترده حقوق بشر در سیستم زندانهای ایران است. فساد سازمانیافته، توزیع مواد مخدر، ازدحام بیش از حد، شرایط غیربهداشتی، و رفتارهای سرکوبگرانه، همگی نشاندهنده بیتوجهی به کرامت انسانی و نقض اصول اولیه حقوق بشر است. سازمانهای حقوق بشری مانند عفو بینالملل بارها نسبت به این شرایط هشدار دادهاند و خواستار واکنش فوری نهادهای بینالمللی شدهاند.
از هموطنان و خانوادههای زندانیان دعوت میشود که اطلاعات خود را در اختیار نهادهای بین المللی و همچنین سایت ما قراردهند تا اقدام به انتشار و افشاگری عوامل این سرکوب نماییم.







