پنجشنبه,۲۳ مهر, ۱۴۰۵
سرکوبگران
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما
No Result
View All Result
سرکوبگران
No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

فصل چهارم: دانشکده فناوری/ مهندسی: عملیات روانی و جنگ شناختی

فصل چهارم: دانشکده فناوری/ مهندسی: عملیات روانی و جنگ شناختی
Share on FacebookShare on Twitter

از کنترل بدن و اطلاعات، به کنترل ذهن

به‌ جای پیشگفتار: سرگذشت هانا آرنت: هشداردهنده حقیقت

هانا آرنت، فیلسوف یهودی آلمانی، در ۲۷ سالگی در سلول گشتاپو نشسته بود. جرمش؟ مطالعه درباره یهودستیزیپس از آزادی بلافاصله از آلمان گریخت. به چکسلواکی، فرانسه، اردوگاه‌های پیرنه، سپس عبور از کوه‌ها و اسپانیا تا رسیدن به نیویورک در ۱۹۴۱.

او تمام عمرش را وقف پاسخ به این پرسش کرد: چگونه یکی از فرهیخته‌ترین ملت‌های جهان به بربریت توتالیتر سقوط کرد؟

در کتاب انقلابی «خاستگاه‌های توتالیتاریسم»، آرنت نشان داد که خطر واقعی دیکتاتور نیست، بلکه لحظه‌ای است که مردم عادی دیگر نتوانند حقیقت را از دروغ تشخیص دهند. او هشدار داد: «اگر همه همیشه به شما دروغ بگویند، نتیجه این نیست که دروغ‌ها را باور کنید، بلکه این است که دیگر هیچ‌چیز را باور نمی‌کنید.» توتالیتاریسم با دروغ‌های مداوم، توان قضاوت و فکر کردن را از مردم می‌گیرد.

آرنت به ما می‌گوید: وقتی واقعیت نابود شود، هر کاری با مردم ممکن است.

مقدمه:جنگ روایت‌ها و سرنوشت حقیقت                                                              

جنگ روایت‌ها را می‌توان رقابت میان بازیگران مختلف برای تعریف واقعیت و ارائه تفسیری مطلوب از رویدادها دانست. در این میدان، آنچه اهمیت پیدا می‌کند صرفا وقوع یک حادثه نیست، بلکه چگونگی بازنمایی، تفسیر و انتقال آن به افکار عمومی است. بسیاری از رویدادهای سیاسی، امنیتی، اجتماعی و حتی اقتصادی، پیش از آنکه در حافظه تاریخی ثبت شوند، در ذهن مخاطبان از طریق روایت‌ها معنا می‌یابند. به همین دلیل، روایت‌ها اغلب نقش تعیین‌کننده‌ای در شکل‌گیری قضاوت‌ها، نگرش‌ها و تصمیم‌های عمومی ایفا می‌کنند.

تحولات فناورانه دهه‌های اخیر، به‌ویژه گسترش اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال، ساختار سنتی تولید و توزیع اطلاعات را دگرگون کرده است. در گذشته، رسانه‌های رسمی نقش اصلی را در انتقال اخبار بر عهده داشتند، اما امروز هر شهروندی که به یک تلفن همراه و اینترنت دسترسی داشته باشد، می‌تواند تولیدکننده محتوا و روایت‌گر یک رویداد باشد. این تحول اگرچه فرصت‌های ارزشمندی برای گردش آزاد اطلاعات، افزایش شفافیت و مشارکت عمومی فراهم کرده است، اما هم‌زمان زمینه را برای انتشار اطلاعات نادرست، اخبار جعلی، عملیات روانی و دستکاری افکار عمومی نیز مهیا کرده است. در چنین فضایی، سرعت انتشار اطلاعات گاه از دقت و صحت آن پیشی می‌گیرد. یک تصویر، یک ویدئو یا حتی یک جمله کوتاه می‌تواند ظرف چند دقیقه میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهد و برداشت آنان را نسبت به یک رویداد شکل دهد. در این میان، واقعیت اغلب قربانی شتاب‌زدگی، هیجان و رقابت برای جلب توجه می‌شود.

رسانه‌ها در دوران جنگ روایت‌ها دیگر فقط ناقلان بی‌طرف اخبار نیستند؛ آنان به بازیگران فعال این میدان تبدیل شده‌اند. انتخاب تیتر، گزینش تصاویر، نحوه تنظیم گزارش‌ها، ترتیب انتشار اخبار و حتی واژگانی که برای توصیف یک رویداد به کار می‌روند، همگی می‌توانند در شکل‌گیری ادراک مخاطبان نقش داشته باشند. در نتیجه، مرز میان اطلاع‌رسانی و روایت‌سازی روز به‌ روز باریک‌تر و پیچیده‌تر شده است.

نمونه‌های متعددی از بحران‌های بین‌المللی سال‌های اخیر نشان داده‌اند دولت‌ها، سازمان‌ها و گروه‌های مختلف، بخش قابل توجهی از منابع و ظرفیت‌های خود را صرف مدیریت روایت می‌کنند. آنان به‌خوبی دریافته‌اند در بسیاری از موارد، پیروزی در عرصه افکار عمومی می‌تواند تأثیری ماندگارتر از موفقیت در میدان‌های سنتی داشته باشد. در دنیایی که میلیون‌ها نفر اخبار خود را از شبکه‌های اجتماعی دریافت می‌کنند، کنترل روایت گاه از کنترل جغرافیا نیز مهم‌تر تلقی می‌شود. اما مهم‌ترین چالش این وضعیت، مسئله مرجعیت حقیقت است. هنگامی که روایت‌های متعدد و گاه متضاد به‌طور هم‌زمان در فضای رسانه‌ای منتشر می‌شوند، تشخیص واقعیت برای مخاطبان دشوارتر می‌شود. در چنین شرایطی، افراد اغلب به روایت‌هایی گرایش پیدا می‌کنند که با باورهای پیشین یا گرایش‌های سیاسی و اجتماعی آنان همخوانی بیشتری دارد. نتیجه این روند می‌تواند افزایش شکاف‌های اجتماعی، گسترش قطبی‌سازی، تضعیف گفت‌وگوی عمومی و کاهش اعتماد به نهادهای رسانه‌ای و اجتماعی باشد. در برابر این چالش، نقش رسانه‌های حرفه‌ای و مسئول بیش از هر زمان دیگری اهمیت پیدا می‌کند. رسانه حرفه‌ای، رسانه‌ای است که به‌جای رقابت در هیجان‌آفرینی یا جانبداری افراطی، حقیقت‌جویی، دقت، توازن و راستی‌آزمایی را در اولویت قرار دهد. هم‌زمان‌ ارتقای سواد رسانه‌ای شهروندان نیز ضرورتی انکارناپذیر به شمار می‌رود. جامعه‌ای که توانایی تشخیص منابع معتبر، ارزیابی اخبار و تحلیل روایت‌های مختلف را داشته باشد، کمتر در معرض فریب اطلاعات نادرست و عملیات روانی قرار خواهد گرفت. آموزش تفکر انتقادی، تقویت فرهنگ پرسشگری و توسعه سازوکارهای راستی‌آزمایی، از مهم‌ترین ابزارهای مقابله با آشفتگی اطلاعاتی عصر حاضر هستند. بی‌تردید، آینده قدرت در جهان بیش از آنکه در میدان‌های سنتی رقم بخورد، در عرصه ادراک، معنا و روایت شکل خواهد گرفت. در چنین جهانی، ملت‌ها، نهادها و رسانه‌هایی موفق‌تر خواهند بود که علاوه بر توان روایتگری، از سرمایه‌ای ارزشمندتر به نام اعتبار و حقیقت برخوردار باشند. جنگ روایت‌ها همچنان ادامه خواهد داشت؛ اما سرنوشت نهایی این نبرد را نه حجم صداها، بلکه میزان پایبندی به حقیقت، عقلانیت و آگاهی تعیین خواهد کرد.(٭)

  *

 فصل چهارم: ورود به لایه‌های پنهان عملیات روانی و جنگ شناختی۴

در فصل چهارم، مسیر تحلیل وارد مرحله‌ای حساس‌تر و عمیق‌تر خواهد شد. اگر فصل دوم «بدن» دستگاه سرکوب بود و فصل سوم «مغز» آن، فصل چهارم «روح عملیات امنیتی» را آشکار می‌کند: جایی که روایت‌ها ساخته می‌شوند، ذهن‌ها مدیریت می‌شوند و افکار عمومی مهندسی می‌شود.

دانشکده فناوری/ مهندسی

موضوعاتی که در فصل چهارم پرداخته می شود:

ساختار مراکز عملیات روانی سپاه

روش‌های مهندسی ادراک

جنگ روایت‌ها در اعتراضات

نقش رسانه‌های حکومتی در جنگ ترکیبی

پیوند عملیات روانی با اطلاعات و امنیت

دراین فصل، به قلب «جنگ نرم» و «جنگ شناختی» می‌رویم؛ همان جایی که دولت امنیتی تلاش می‌کند نه فقط رفتار مردم، بلکه ادراک مردم را کنترل کند.

فصل ۴: روح سرکوب (عملیات روانی و جنگ شناختی) ۱-۴

فصل ۲-۴: مهندسی اجتماعی

فصل ۳-۴: ساختارهای پشتیبان

این ساختار، معماری قدرت امنیتی را کامل می‌کند.عملیات روانی، جنگ شناختی و مراکز عملیات رسانه‌ای.

فصل چهارم: عملیات روانی و جنگ شناختی: فصلی که «روح دستگاه امنیتی» است.این فصل، ادامه طبیعی فصل اطلاعات است، زیرا عملیات روانی همان جایی است که دانش اطلاعاتی به قدرت تبدیل می‌شود.

۱. مقدمه: از کنترل بدن و داده، به کنترل ذهن

اگر دانشکده امنیت «بدن» دستگاه سرکوب باشد و دانشکده اطلاعات «مغز» آن، عملیات روانی و جنگ شناختی روح این دستگاه است.

در این فصل، با نهادی مواجهیم که هدفش نه کنترل خیابان، نه کنترل داده، بلکه کنترل ادراک، احساس و روایت است. در نظریه‌های قدرت مدرن، این مرحله پیشرفته‌ترین شکل اعمال قدرت است: قدرتی که نه با زور، بلکه با معنا عمل می‌کند.

در این فصل نشان خواهیم داد که چگونه سپاه پاسداران، با استفاده از ساختارهای تخصصی عملیات روانی، تلاش می‌کند:

– روایت‌ها را بسازد

– احساسات را مدیریت کند

– ذهن‌ها را جهت‌دهی کند

– و در نهایت، واقعیت را بازتعریف کند

این همان چیزی است که در نظریه جنگ ترکیبی از آن با عنوانCognitive Warfare  یاد می‌شود.

۲. جایگاه عملیات روانی در معماری امنیتی سپاه

عملیات روانی در سپاه یک واحد حاشیه‌ای نیست؛ بلکه بخشی از ستاد فرماندهی امنیت داخلی است. این واحد با سه نهاد اصلی در ارتباط مستقیم است:

دانشکده اطلاعات (تولید داده و تحلیل)

رسانه‌های حکومتی (پخش روایت)

یگان‌های امنیتی (اجرای عملیات میدانی)

به بیان دیگر، عملیات روانی همان جایی است که: «اطلاعات» و «روایت» به «قدرت» تبدیل می‌شود.

۳. ساختار فصل چهارم(طرح کلی)

۱) ساختار مراکز عملیات روانی سپاه:

اتاق‌های عملیات روانی چگونه سازمان‌دهی می‌شوند

چه واحدهایی دارند

چه نوع نیروهایی در آن‌ها فعالیت می‌کنند

و چگونه با اطلاعات سپاه و رسانه‌ها هماهنگ می‌شوند

۲) روش‌های مهندسی ادراک:

چگونه احساسات جمعی مدیریت می‌شود

چگونه روایت‌ها ساخته می‌شود

چگونه «اغتشاشگر» به‌عنوان هویت امنیتی تولید می‌شود

چگونه عملیات «Flooding» و «Counter-Narrative» اجرا می‌شود

۳) جنگ روایت‌ها در اعتراضات:

چگونه روایت رسمی ساخته می‌شود

چگونه روایت معترضین تخریب می‌شود

چگونه روایت‌های جایگزین تولید می‌شود

نقش رسانه‌های حکومتی در این جنگ چیست

۴)پیوند عملیات روانی با اطلاعات و امنیت:

چگونه داده‌های اطلاعاتی به عملیات روانی تبدیل می‌شود

چگونه عملیات روانی به عملیات امنیتی جهت می‌دهد

چگونه این دو حوزه یکدیگر را تقویت می‌کنند

۵) چارچوب نظری جنگ شناختی:

جنگ ترکیبی

قدرت دانشی

دولت امنیتی

مهندسی اجتماعی

۴. جمع‌بندی آغاز فصل

در این فصل، از «ساختار» و «عملیات» عبور می‌کنیم و وارد لایه معنایی قدرت می‌شویم؛ جایی که دولت امنیتی تلاش می‌کند نه فقط رفتار مردم، بلکه ادراک مردم را کنترل کند.این اقدامات قلب جنگ نرم است؛ جایی که نبرد اصلی نه بر سر خیابان، بلکه بر سر معناست.

*

بخش اول فصل چهارم- ساختار مراکز عملیات روانی سپاه۲-۴

۱. مقدمه: چرا شناخت ساختار مهم است؟

برای فهم عملیات روانی، باید ابتدا بدانیم این عملیات کجا و چگونه سازمان‌دهی می‌شود. سپاه پاسداران برای مدیریت جنگ شناختی، مجموعه‌ای از مراکز تخصصی ایجاد کرده است که در تعامل با:

دانشکده اطلاعات

رسانه‌های حکومتی

یگان‌های امنیتی

اتاق‌های بحران عمل می‌کنند

این مراکز، «اتاق فرمان روایت» هستند؛ جایی که تصمیم گرفته می‌شود مردم چه ببینند، چه بشنوند و چه احساسی داشته باشند.

۲. ساختار مراکز عملیات روانی سپاه

۲.۱ مرکز عملیات روانی راهبردی

این مرکز، هسته اصلی عملیات روانی سپاه است. وظایف آن:

طراحی روایت‌های کلان امنیتی

تعیین پیام‌های اصلی برای رسانه‌ها

مدیریت بحران‌های ادراکی

هماهنگی میان اطلاعات سپاه، صداوسیما و بسیج

این مرکز، «ستاد فرماندهی جنگ شناختی» است.این مرکز همان جایی است که «واقعیت» بازتعریف می‌شود؛ نه آنچه هست، بلکه آنچه باید دیده شود.

۲.۲ مرکز رصد و تحلیل فضای مجازی

این مرکز، پیوند مستقیم با بخش SIGINT/CYBINT دارد. وظایف آن:

رصد هشتگ‌ها

تحلیل شبکه‌های اجتماعی

شناسایی لیدرهای مجازی

پایش احساسات جمعی (Sentiment Analysis)

تشخیص روندهای تهدیدزا

این مرکز، چشم دستگاه عملیات روانی است؛ بدون آن، هیچ روایت مؤثری ساخته نمی‌شود.

۲.۳ مرکز تولید محتوا و روایت‌سازی

این مرکز، بازوی رسانه‌ای عملیات روانی است. وظایف آن:

تولید پیام‌های امنیتی

ساخت ویدئوهای احساسی

تولید روایت‌های جایگزین

طراحی عملیات «Flooding»

ساخت محتوا برای شبکه‌های اجتماعی

این مرکز، کارخانه تولید «معنا»ست؛ جایی که پیام خام به «روایت امنیتی» تبدیل می‌شود.

۲.۴ مرکز عملیات روانی میدانی

این مرکز، پیوند عملیات روانی با عملیات امنیتی است. وظایف آن:

هدایت پیام‌های میدانی

مدیریت شایعات کنترل‌شده

ایجاد ترس یا آرامش هدفمند

هماهنگی با نیروهای امنیتی در صحنه اعتراض

این مرکز، روایت را از «رسانه» به «خیابان» منتقل می‌کند.

۲.۵ مرکز عملیات روانی بسیج

این مرکز، بازوی مردمی–سازمانی عملیات روانی است. وظایف آن:

بسیج نیروهای داوطلب برای انتشار پیام‌ها

مدیریت شبکه‌های شبه‌خودجوش

تولید محتوای مردمی‌نما

عملیات «Crowd-Sourcing Narrative»

این مرکز، روایت را «مردمی» جلوه می‌دهد؛ در حالی که کاملاً سازمان‌دهی‌شده است.

۳. هماهنگی میان مراکز: چگونه روایت ساخته می‌شود؟

۳.۱ مرحله اول: جمع‌آوری داده

(مرکز رصد فضای مجازی + اطلاعات سپاه)

۳.۲ مرحله دوم: تحلیل و طبقه‌بندی

(مرکز تحلیل راهبردی + دانشکده اطلاعات)

۳.۳ مرحله سوم: طراحی روایت

(مرکز عملیات روانی راهبردی)

۳.۴ مرحله چهارم: تولید محتوا

(مرکز تولید محتوا)

۳.۵ مرحله پنجم: انتشار و اشباع

(مرکز عملیات روانی بسیج + رسانه‌های حکومتی)

۳.۶ مرحله ششم: بازخورد و اصلاح

(مرکز رصد + اتاق بحران)

نتیجه: این چرخه، یک «ماشین روایت‌سازی» می‌سازد که می‌تواند:

بحران را کوچک جلوه دهد

معترض را بی‌اعتبار کند

روایت رسمی را تقویت کند

احساسات جمعی را مدیریت کند

۴. جمع‌بندی بخش اول فصل چهارم

ساختار مراکز عملیات روانی سپاه نشان می‌دهد که جنگ شناختی یک فعالیت پراکنده یا واکنشی نیست؛ بلکه یک سیستم سازمان‌یافته، چندلایه و هماهنگ است که:

داده جمع می‌کند

تحلیل می‌کند

روایت می‌سازد

روایت را پخش می‌کند

و اثر آن را اندازه‌گیری می‌کند

این ساختار، عملیات روانی را به یکی از پیشرفته‌ترین ابزارهای قدرت در جمهوری اسلامی تبدیل کرده است.

*

بخش دوم فصل چهارم- روش‌های مهندسی ادراک ۲-۴

۱. مقدمه: از مدیریت اطلاعات به مدیریت ادراک

در عملیات روانی، هدف فقط انتقال پیام نیست؛ هدف ایجاد یک برداشت خاص در ذهن مخاطب است. این همان چیزی است که در نظریه جنگ شناختی از آن با عنوان: Perception Engineering مهندسی ادراک یاد می‌شود.

در این بخش نشان می‌دهیم که سپاه چگونه با استفاده از تکنیک‌های روان‌شناسی اجتماعی، تحلیل داده، روایت‌سازی و عملیات رسانه‌ای، تلاش می‌کند:

احساسات جمعی را شکل دهد

برداشت مردم از واقعیت را تغییر دهد

روایت‌های معترضین را بی‌اعتبار کند

و روایت رسمی را تثبیت کند

۲. تکنیک‌های اصلی مهندسی ادراک در عملیات روانی سپاه

۲.۱ ساخت روایت  (Narrative Construction)

روایت، ستون اصلی مهندسی ادراک است. در این تکنیک:

واقعیت خام به یک «داستان امنیتی» تبدیل می‌شود

عناصر پیچیده، ساده‌سازی می‌شوند

نقش‌ها  بازتعریف می‌شوند

معترض «اغتشاشگر»

اعتراض «تهدید امنیت ملی»

روایت، ابزار اصلی کنترل ذهن است؛ زیرا مردم نه بر اساس واقعیت، بلکه بر اساس روایت واقعیت تصمیم می‌گیرند.

۲.۲ برچسب‌گذاری  (Labeling)

یکی از مؤثرترین تکنیک‌ها در مهندسی ادراک، برچسب‌گذاری است. در این تکنیک:

افراد با یک هویت امنیتی تعریف می‌شوند

گروه‌ها با یک برچسب تهدید معرفی می‌شوند

رفتارها با یک عنوان مجرمانه نام‌گذاری می‌شوند

نمونه‌ها:

«اغتشاشگر»

«عامل بیگانه»

«شبکه سازمان‌یافته»

«لیدر مجازی»

برچسب، ادراک را می‌سازد؛ وقتی برچسب پذیرفته شد، روایت پذیرفته می‌شود.

۲.۳ ایجاد ترس کنترل‌شده  (Fear Engineering)

در این تکنیک، هدف ایجاد «ترس کافی» برای کاهش مشارکت در اعتراضات است. ابزارها:

انتشار اخبار بازداشت

نمایش اعترافات تلویزیونی

برجسته‌سازی مجازات‌ها

انتشار تصاویر نیروهای امنیتی

بزرگ‌نمایی خطرات خیابانی

ترس، قوی‌ترین ابزار مهندسی ادراک است؛ زیرا تصمیم‌گیری را از «عقلانی» به «احساسی» تبدیل می‌کند.

۲.۴ ایجاد تردید  (Doubt Injection)

در این تکنیک، هدف تخریب روایت معترضین نیست؛ هدف ایجاد تردید در آن است.

ابزارها:

طرح پرسش‌های انحرافی

انتشار روایت‌های متناقض

ایجاد ابهام درباره منابع خبری

برجسته‌سازی اختلافات داخلی معترضین

تردید، روایت را نمی‌کشد؛ اما آن را بی‌اثر می‌کند.

۲.۵ اشباع اطلاعاتی  (Information Flooding)

در این تکنیک، هدف غرق‌کردن فضای مجازی در حجم عظیمی از پیام‌هاست تا:

پیام معترضین دیده نشود

هشتگ‌ها بی‌اثر شوند

فضای ذهنی مخاطب خسته شود

ابزارها:

ربات‌ها

حساب‌های جعلی

شبکه‌های بسیج سایبری

تولید انبوه محتوا

در جنگ شناختی، «زیادیِ اطلاعات» همان‌قدر خطرناک است که «کمبود اطلاعات»

۲.۶ ساخت دشمن  (Enemy Construction)

در این تکنیک، هدف ایجاد یک «دیگریِ تهدیدآمیز» است تا:

اعتراض به «توطئه» تبدیل شود

معترض به «عامل دشمن» تبدیل شود

سرکوب به «دفاع» تبدیل شود

ساخت دشمن، مشروعیت سرکوب را تولید می‌کند.

۲.۷ احساس‌سازی  (Emotion Engineering)

در این تکنیک، هدف مدیریت احساسات جمعی است:

خشم

ترس

امید

ناامیدی

همدلی

نفرت

ابزارها:

ویدئوهای احساسی

تصاویر تکان‌دهنده

موسیقی‌های خاص

روایت‌های قهرمان-خائن

در جنگ شناختی، احساسات مهم‌تر از اطلاعات‌اند

۳. چرخه مهندسی ادراک: از داده تا احساس

۳.۱ مرحله اول: جمع‌آوری داده

(رصد فضای مجازی، تحلیل رفتار جمعیت)

۳.۲ مرحله دوم: تحلیل روان‌شناختی

(تشخیص احساسات غالب، نقاط حساس، محرک‌ها)

۳.۳ مرحله سوم: طراحی پیام

(انتخاب روایت، برچسب، احساس هدف)

۳.۴ مرحله چهارم: انتشار پیام

(رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی، بسیج سایبری)

۳.۵ مرحله پنجم: بازخورد و اصلاح

(تحلیل واکنش‌ها، اصلاح روایت، تغییر تاکتیک)

نتیجه: این چرخه، یک «ماشین مهندسی ادراک» می‌سازد که می‌تواند:

احساسات را شکل دهد

برداشت‌ها را تغییر دهد

رفتار جمعی را هدایت کند

۴. جمع‌بندی بخش دوم فصل چهارم

مهندسی ادراک، پیشرفته‌ترین شکل اعمال قدرت است. در این بخش دیدیم که سپاه چگونه با استفاده از تکنیک‌های روان‌شناختی، رسانه‌ای و اطلاعاتی، تلاش می‌کند:

روایت بسازد

احساسات را مدیریت کند

ذهن‌ها را جهت‌دهی کند

و واقعیت را بازتعریف کند

این بخش، قلب جنگ شناختی است.

*

بخش سوم فصل چهارم: جنگ روایت‌ها در اعتراضات ۳-۴

۱. مقدمه: چرا روایت مهم‌تر از واقعیت است؟

در اعتراضات، دو نبرد هم‌زمان جریان دارد:

نبرد در خیابان

نبرد در ذهن

نبرد خیابانی را نیروهای امنیتی تعیین می‌کنند، اما نتیجه سیاسی و اجتماعی اعتراضات را نبرد روایت‌ها تعیین می‌کند.

در این بخش نشان می‌دهیم که چگونه سپاه پاسداران، با استفاده از ساختارهای عملیات روانی، تلاش می‌کند روایت رسمی را تثبیت و روایت معترضین را تخریب کند.

۲. روایت رسمی چگونه ساخته می‌شود؟

۲.۱ چارچوب‌گذاری  (Framing)

در این تکنیک، سپاه تلاش می‌کند «معنای اعتراض» را بازتعریف کند. به‌جای اینکه اعتراض یک کنش سیاسی-اجتماعی دیده شود، آن را در چارچوب‌های زیر قرار می‌دهد:

«اغتشاش»

«توطئه خارجی»

«جنگ ترکیبی دشمن»

«شبکه سازمان‌یافته»

چارچوب‌گذاری، اولین قدم در جنگ روایت‌هاست؛ زیرا تعیین می‌کند مردم چگونه به اعتراض نگاه کنند.

۲.۲ تولید روایت‌های جایگزین

در این تکنیک، هدف تخریب روایت معترضین نیست؛ هدف جایگزین‌سازی است.

نمونه‌ها:

«اعتراض نبود، جنگ رسانه‌ای بود»

«معترض نبود، لیدرهای مجازی بودند»

«مطالبه نبود، پروژه بی‌ثبات‌سازی بود»

روایت جایگزین، ذهن را از روایت اصلی منحرف می‌کند بدون اینکه نیاز به اثبات داشته باشد.

۲.۳ استفاده از روایت‌های احساسی

در این تکنیک، سپاه از روایت‌هایی استفاده می‌کند که احساسات را تحریک می‌کنند:

روایت «خانواده نگران»

روایت «کسبه آسیب‌دیده»

روایت «نیروی امنیتی مظلوم»

روایت «کودک در خطر»

روایت احساسی، قدرت اقناعی بیشتری از روایت منطقی دارد؛ زیرا ذهن را دور می‌زند و مستقیماً به احساسات حمله می‌کند.

۳. تخریب روایت معترضین

۳.۱ بی‌اعتبارسازی منابع

در این تکنیک، هدف تخریب روایت نیست؛ هدف تخریب گوینده روایت است.

ابزارها:

حمله به اعتبار رسانه‌ها

برجسته‌سازی اشتباهات کوچک

نسبت‌دادن وابستگی خارجی

ایجاد تردید درباره انگیزه‌ها

وقتی منبع بی‌اعتبار شد، روایت خودبه‌خود فرو می‌ریزد.

۳.۲ ساخت روایت‌های متناقض

در این تکنیک، سپاه چند روایت متناقض تولید می‌کند تا:

ذهن مخاطب خسته شود

روایت اصلی گم شود

فضای ادراکی آشفته شود

نمونه‌ها:

«معترضین مسلح بودند»

«معترضین سازمان‌یافته نبودند»

«اعتراضات خودجوش بود»

«اعتراضات طراحی‌شده بود»

تناقض، ذهن را از تحلیل بازمی‌دارد و آن را منفعل می‌کند.

۳.۳ تغییر تمرکز  (Refocusing)

در این تکنیک، هدف تغییر موضوع اصلی است.

مثال:

به‌جای تمرکز بر «علت اعتراض»، تمرکز بر «خشونت معترضین»

به‌جای تمرکز بر «مطالبات»، تمرکز بر «آسیب به اموال عمومی»

تغییر تمرکز، روایت را از «مطالبه» به «تهدید» تبدیل می‌کند.

۴. جنگ روایت‌ها در میدان واقعی

۴.۱ روایت‌سازی لحظه‌ای

در اعتراضات، سپاه روایت‌ها را در لحظه تولید می‌کند:

انتشار سریع ویدئوهای هدفمند

برجسته‌سازی یک حادثه خاص

استفاده از تصاویر احساسی

انتشار اخبار فوری

در جنگ روایت‌ها، سرعت مهم‌تر از صحت است.

۴.۲ استفاده از رسانه‌های حکومتی

صداوسیما و رسانه‌های وابسته، بازوی رسمی جنگ روایت‌ها هستند. وظایف آن‌ها:

پخش روایت رسمی

سانسور روایت معترضین

تولید مستندهای امنیتی

نمایش اعترافات تلویزیونی

رسانه حکومتی، «بلندگوی روایت امنیتی» است.

۴.۳ شبکه‌های شبه‌خودجوش

این شبکه‌ها شامل:

حساب‌های ناشناس

کانال‌های تلگرامی

صفحات اینستاگرامی

کاربران بسیج سایبری

هستند که روایت‌های امنیتی را «مردمی» جلوه می‌دهند.

این شبکه‌ها، روایت امنیتی را طبیعی و خودجوش نشان می‌دهند.

۵. جمع‌بندی بخش سوم فصل چهارم

جنگ روایت‌ها، قلب عملیات روانی است. در این بخش دیدیم که سپاه چگونه:

روایت رسمی را می‌سازد

روایت معترضین را تخریب می‌کند

احساسات را مدیریت می‌کند

واقعیت را بازتعریف می‌کند

در جنگ روایت‌ها، پیروزی نه با زور، بلکه با معنا به‌دست می‌آید.

*

پیوند عملیات روانی با اطلاعات و امنیت

بخش چهارم: پیوند عملیات روانی با اطلاعات و امنیت۴-۴

عملیات روانی «به‌تنهایی» عمل نمی‌کند، بلکه در یک اکوسیستم امنیتی-اطلاعاتی قرار دارد که هر جزء آن دیگری را تقویت می‌کند درنتیجه، عملیات روانی در جمهوری اسلامی یک فعالیت رسانه‌ای نیست، بلکه بخشی از ماشین امنیتی است.

بخش چهارم فصل چهارم -پیوند عملیات روانی با اطلاعات و امنیت

۱. مقدمه: سه‌گانه امنیتی–اطلاعاتی–شناختی

در ساختار سپاه پاسداران، سه حوزه کلیدی وجود دارد که به‌صورت یکپارچه عمل می‌کنند: 

– امنیت کنترل خیابان

– اطلاعات کنترل داده

– عملیات روانی کنترل ذهن

این سه حوزه، سه ضلع یک مثلث هستند. هیچ‌کدام بدون دیگری کار نمی‌کند                                       

در این بخش نشان می‌دهیم که چگونه عملیات روانی:

از اطلاعات تغذیه می‌کند

به امنیت جهت می‌دهد

و در نهایت، «معنا» را به ابزار قدرت تبدیل می‌کند.

۲. چگونه اطلاعات، سوخت عملیات روانی است؟

۲.۱ اطلاعات خام روایت هدفمند

اطلاعات سپاه داده‌هایی جمع‌آوری می‌کند مانند:

هشتگ‌های فعال

لیدرهای مجازی

مسیرهای تجمع

احساسات غالب

نقاط داغ شهری

این داده‌ها به مراکز عملیات روانی منتقل می‌شود و در آنجا:

ساده‌سازی

جهت‌دهی

احساسی‌سازی

و تبدیل به «روایت» می‌شود.

روایت بدون داده، بی‌اثر است. داده بدون روایت، بی‌معناست. پیوند این دو، قدرت می‌سازد.

۲.۲ تحلیل اطلاعات انتخاب پیام

گروه تحلیل راهبردی در دانشکده اطلاعات:

احساسات جمعی را تحلیل می‌کند

نقاط حساس را شناسایی می‌کند

شکاف‌های اجتماعی را طبقه‌بندی می‌کند

رفتار جمعیت را مدل‌سازی می‌کند

این تحلیل‌ها تعیین می‌کند:

چه پیامی باید منتشر شود

چه احساسی باید تحریک شود

چه روایتی باید تقویت شود

چه برچسبی باید استفاده شود

پیام مؤثر، پیام «تصادفی» نیست؛ پیام «تحلیل‌شده» است.

۳. چگونه عملیات روانی به امنیت جهت می‌دهد؟

۳.۱ روایت مشروعیت سرکوب

عملیات روانی، سرکوب را «قابل قبول» می‌کند. مثال:

اگر معترض «اغتشاشگر» معرفی شود سرکوب «ضروری» می‌شود

اگر اعتراض «پروژه دشمن» معرفی شود سرکوب «دفاع» می‌شود

اگر لیدرها «عامل خارجی» معرفی شوند بازداشت «حفاظت ملی» می‌شود

امنیت بدون روایت، مشروعیت ندارد. روایت بدون امنیت، اثر ندارد.

۳.۲ روایت تاکتیک میدانی

عملیات روانی تعیین می‌کند نیروهای امنیتی:

کجا متمرکز شوند

چه گروه‌هایی را هدف بگیرند

چه نوع برخوردی داشته باشند

چه زمانی شدت عمل را افزایش دهند

مثال:

اگر روایت «خشونت معترضین» برجسته شود تاکتیک سخت

اگر روایت «نفوذ دشمن» برجسته شود بازداشت هدفمند

اگر روایت «آرام‌سازی» برجسته شود حضور نرم

روایت، میدان را شکل می‌دهد.

۳.۳ روایت مدیریت بحران

در بحران‌ها، عملیات روانی:

شدت اعتراض را کم‌اهمیت جلوه می‌دهد

موفقیت امنیتی را بزرگ‌نمایی می‌کند

روایت‌های آرام‌ساز تولید می‌کند

احساس کنترل را بازسازی می‌کند

در بحران، روایت مهم‌تر از واقعیت است.

*

۴. چگونه امنیت و اطلاعات، عملیات روانی را تقویت می‌کنند؟

۴.۱ بازداشت هدفمند خاموش‌کردن روایت

اطلاعات سپاه فهرست‌هایی از افراد زیر تهیه می‌کند:

تولیدکنندگان روایت

لیدرهای مجازی

فعالان رسانه‌ای

تحلیل‌گران مستقل

بازداشت این افراد، روایت معترضین را تضعیف می‌کند.

۴.۲ نفوذ تخریب روایت از درون

نیروهای HUMINT:

در گروه‌های معترضین نفوذ می‌کنند

اختلاف ایجاد می‌کنند

اطلاعات غلط پخش می‌کنند

روایت‌های داخلی را منحرف می‌کنند

بهترین راه تخریب روایت، تخریب «درونی» آن است.

۴.۳ شنود و رصد پیش‌بینی روایت

مرکز رصد فضای مجازی:

روندهای رو به رشد را شناسایی می‌کند

هشتگ‌های در حال اوج‌گیری را تشخیص می‌دهد

احساسات جمعی را اندازه‌گیری می‌کند

این داده‌ها به عملیات روانی کمک می‌کند:

روایت مناسب را انتخاب کند

زمان انتشار را تعیین کند

شدت پیام را تنظیم کند

۵. چرخه یکپارچه امنیت–اطلاعات–شناخت

۵.۱ مرحله اول: جمع‌آوری اطلاعات

(رصد، شنود، HUMINT)

۵.۲ مرحله دوم: تحلیل راهبردی

(مدل‌سازی، طبقه‌بندی، پیش‌بینی)

۵.۳ مرحله سوم: طراحی روایت

(چارچوب‌گذاری، برچسب‌گذاری، احساس‌سازی)

۵.۴ مرحله چهارم: انتشار پیام

(رسانه، بسیج سایبری، شبکه‌های شبه‌خودجوش)

۵.۵ مرحله پنجم: اقدام امنیتی

(بازداشت، نفوذ، کنترل میدانی)

۵.۶ مرحله ششم: بازخورد و اصلاح

(تحلیل واکنش‌ها، اصلاح روایت)

نتیجه:این چرخه، یک ماشین کنترل اجتماعی می‌سازد که:

می‌بیند

تحلیل می‌کند

روایت می‌سازد

اقدام می‌کند

و دوباره روایت می‌سازد

۶. جمع‌بندی بخش چهارم فصل چهارم

در این بخش دیدیم که عملیات روانی:

– از اطلاعات تغذیه می‌کند

– به امنیت جهت می‌دهد

– و در نهایت، «معنا» را به ابزار قدرت تبدیل می‌کند

این پیوند سه‌گانه، عملیات روانی را به قلب دولت امنیتی تبدیل می‌کند.

*

بخش پنجم فصل چهارم : چارچوب نظری جنگ شناختی۵-۴

این بخش، لایه فلسفی- تحلیلی فصل چهارم است و توضیح می‌دهد چرا عملیات روانی سپاه فقط یک فعالیت رسانه‌ای نیست، بلکه بخشی از یک معماری قدرت شناختی است که در دولت‌های امنیتی مدرن دیده می‌شود.

۱. مقدمه: جنگی که در ذهن اتفاق می‌افتد

در نظریه‌های جدید امنیت، جنگ دیگر فقط در زمین، هوا یا فضای مجازی رخ نمی‌دهد؛ جنگ اصلی در ذهن انسان اتفاق می‌افتد.

این جنگ، «جنگ شناختی» نام دارد؛ جنگی که هدف آن:

تغییر ادراک

تغییر احساس

تغییر قضاوت

و در نهایت، تغییر رفتار است.

در این بخش نشان می‌دهیم که عملیات روانی سپاه چگونه در چارچوب نظری جنگ شناختی قابل فهم است.

۲. نظریه اول: جنگ شناختی (Cognitive Warfare)

۲.۱ تعریف

جنگ شناختی یعنی استفاده از اطلاعات، روایت، احساسات و تکنیک‌های روان‌شناختی برای:

دستکاری ادراک

کنترل ذهن

و هدایت رفتار جمعی

این جنگ، پیشرفته‌ترین شکل جنگ ترکیبی است.

۲.۲ ویژگی‌های جنگ شناختی

در جنگ شناختی:

هدف، «بدن» نیست  ذهن است

ابزار، «سلاح» نیست  اطلاعات است

میدان، «خیابان» نیست  ادراک جمعی است

پیروزی، «نظامی» نیست روایتی است

سپاه پاسداران دقیقاً با همین منطق عمل می‌کند: نه فقط کنترل خیابان، بلکه کنترل ذهن.

۳. نظریه دوم: قدرت دانشی فوکو – «دانش، قدرت است»

۳.۱ پیوند دانش و قدرت

فوکو نشان می‌دهد که قدرت مدرن از طریق:

مشاهده

ثبت

طبقه‌بندی

تحلیل

و روایت‌سازی

اعمال می‌شود.

این دقیقاً همان کاری است که عملیات روانی سپاه انجام می‌دهد:

مشاهده جامعه (رصد فضای مجازی)

طبقه‌بندی جامعه (تحلیل تهدید)

روایت‌سازی (چارچوب‌گذاری)

کنترل رفتار (مهندسی ادراک)

در این چارچوب، عملیات روانی سپاه یک «نهاد دانشی» است، نه فقط رسانه‌ای.

۴. نظریه سوم: دولت امنیتی- «جامعه به‌مثابه تهدید»

۴.۱ امنیت‌سازی  (Securitization)

در نظریه دولت امنیتی، دولت با یک حرکت گفتمانی، پدیده‌های اجتماعی را به «تهدید» تبدیل می‌کند.

در عملیات روانی سپاه:

اعتراض تهدید

معترض اغتشاشگر

شبکه اجتماعی ابزار دشمن

نقد جنگ نرم

جنگ شناختی، ابزار اصلی دولت امنیتی برای بازتعریف جامعه است.

۵. نظریه چهارم: مهندسی اجتماعی

۵.۱ جامعه به‌عنوان «سیستم قابل مدیریت»

در نظریه مهندسی اجتماعی، جامعه یک سیستم است که می‌توان آن را:

اندازه‌گیری

پیش‌بینی

هدایت

و کنترل کرد.

عملیات روانی سپاه دقیقاً همین کار را انجام می‌دهد:

اندازه‌گیری احساسات جمعی

پیش‌بینی رفتار جمعیت

هدایت روایت‌ها

کنترل ادراک

جنگ شناختی، شکل پیشرفته مهندسی اجتماعی است.

۶. نظریه پنجم: جنگ روایت‌ها  (Narrative Warfare)

۶.۱ روایت به‌مثابه سلاح

در جنگ روایت‌ها:

واقعیت مهم نیست

معنای واقعیت مهم است

سپاه تلاش می‌کند:

روایت رسمی را بسازد

روایت معترضین را تخریب کند

روایت‌های جایگزین تولید کند

روایت را در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی تثبیت کند

روایت، ابزار اصلی جنگ شناختی است.

۷. نظریه ششم: روان‌شناسی اجتماعی- «احساسات، رفتار را هدایت می‌کنند»

۷.۱ احساس‌سازی

در جنگ شناختی، هدف کنترل اطلاعات نیست؛ هدف کنترل احساسات است:

ترس

خشم

ناامیدی

امید

همدلی

نفرت

عملیات روانی سپاه از تکنیک‌های روان‌شناسی اجتماعی برای مدیریت این احساسات استفاده می‌کند.

در جنگ شناختی، احساسات مهم‌تر از اطلاعات‌اند.

۸. جمع‌بندی نظری: چرا عملیات روانی سپاه یک جنگ شناختی است؟

در این بخش دیدیم که عملیات روانی سپاه:

داده جمع می‌کند (قدرت دانشی)

تهدید می‌سازد (دولت امنیتی)

روایت می‌سازد (جنگ روایت‌ها)

احساسات را مدیریت می‌کند (روان‌شناسی اجتماعی)

ذهن را هدف می‌گیرد (جنگ شناختی)

جامعه را هدایت می‌کند (مهندسی اجتماعی)

به این ترتیب، عملیات روانی سپاه نه یک فعالیت رسانه‌ای، بلکه یک معماری قدرت شناختی است.

جمع‌بندی فصل چهارم

اکنون سه بخش اصلی دستگاه امنیتی را شناختیم:

فصل اول: بدن سرکوب (دانشکده امنیت)

فصل دوم: مغز سرکوب (دانشکده اطلاعات)

فصل سوم: روح سرکوب (عملیات روانی و جنگ شناختی)

این سه فصل، معماری کامل «دولت امنیتی» را ترسیم می‌کنند./

*

منابع:

وب‌سایت رسمی دانشگاه (معرفی دانشکده مهندسی)

     Iran Watch: Imam Hossein University – Research Projects         

  FireEye/Mandiant Reports on Iranian Cyber Units

 Carnegie: Iran’s Cyber Warfare Capabilities

  IISS: Iran’s Cyber and Electronic Warfare Programs

Clarke, Colin. Iran’s Hybrid Warfare Strategy

                                                                                                                                                           (٭)

نمونه پژوهش ها:

نقش برآورد اطلاعاتی در پیشگیری از بحرانهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران

نویسنده:حسین حیدری

فصلنامه پژوهش های حفاظتی – امنیتی، پیاپی 41 (زمستان 1400)

*

تحلیل جامعه شناختی و امنیت شناختی ناآرامی های محیط آینده مبتنی بربایسته های هشداردهی مطلوب (با تمرکز بر دلایل ناآرامی های سال 96 و 98)

نویسنده:افشین راسخی ، مصطفی ساوه درودی ، رضا قلی زاده شمس   

مقاله پژوهشی/اصیل (دارای رتبه معتبر)

فصلنامه پژوهش های حفاظتی – امنیتی، پیاپی 41 (زمستان 1400)/

اطلاعات ارائه‌شده در این سایت بر اساس داده‌های در دسترس عمومی، گزارش‌های حقوق بشری و منابع میدانی گردآوری شده و در صورت انتشار اطلاعات جدید یا مستندات تکمیلی، قابل اصلاح و به‌روزرسانی است. «این محتوا با هدف اطلاع‌رسانی عمومی و مستندسازی نقض حقوق بشر منتشر شده است.»
Tags: دانشکده فناوری/ مهندسی سپاه پاسداران
ShareTweet
Previous Post

میدان علیخانی اصفهان؛ درآستانه اجرای ۱۲ حکم اعدام

Next Post

نقض فاحش حقوق بشر توسط علی آزادی؛ از شلیک مستقیم تا فیلترینگ

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجوی استانی

No Result
View All Result
مدیرکل-جنایتکار-زندان‌های-استان-خراسان-رضوی

سایه سرکوب در زندان‌ها؛ نقش سعید سرباز جانفدا در نقض حقوق بشر زندانیان

۱۴۰۵/۰۷/۰۱

سعید سرباز جانفدا به عنوان مدیرکل پیشین زندان‌های استان...

نقش علی‌اصغر نوروزی در سرکوب قیام ۱۴۰۴

نقش علی‌اصغر نوروزی در سرکوب قیام ۱۴۰۴

۱۴۰۴/۱۲/۰۲

مغز متفکرِ مالی سرکوب و تأمین‌کننده ماشین کشتار در...

مهدی جمشیدی؛ عامل سرکوب زنان بلوچ در اعتراضات پشموکی

مهدی جمشیدی؛ عامل سرکوب زنان بلوچ در اعتراضات پشموکی

۱۴۰۵/۰۷/۱۷

بر اساس گزارش‌های محلی، مهدی جمشیدی از جمله نیروهای...

روایت‌های درد و مقاومت در بند زنان زندان تبریز ـ قسمت دوم

روایت‌های درد و مقاومت در بند زنان زندان تبریز ـ قسمت دوم

۱۴۰۳/۰۶/۱۰

در قسمت اول گزارش، به بررسی ساختار زندان و...

Follow Us

برچسب‌ها

آبان ۹۸ آذربایجان شرقی آذربایجان غربی استان اصفهان استان البرز استان تهران استان خوزستان استان فارس استان لرستان استان مازندران استان مرکزی استان کردستان استان کرمانشاه استان گیلان اصفهان اعتراضات ۱۴۰۱ افشاگری البرز ایلام بلوچستان تهران خراسان رضوی خوزستان دادستان رشت سرنگونی سرکوب سرکوبگران سیستان و بلوچستان شیراز فارس قاضی قاضی حکومتی قزوین قیام قیام ۱۴۰۴ لرستان مازندران نقض حقوق بشر نیروی انتظامی همدان پلیس فتا کردستان کرمانشاه گیلان

آخرین خبرها

خون جوانان کرج بر دستان حراست و بسیج دانشگاه علوم پزشکی البرز و بیمارستان مدنی

خون جوانان کرج بر دستان حراست و بسیج دانشگاه علوم پزشکی البرز و بیمارستان مدنی

۱۴۰۵/۰۷/۲۲
قاتل خوزستان؛ بررسی نقش محسن اراکی در سرکوب‌های دهه ۱۳۶۰

نقش محسن اراکی در سرکوب‌های دهه ۱۳۶۰

۱۴۰۵/۰۷/۲۱

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. سرکوبگران ۱۴۰۱

  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. سرکوبگران ۱۴۰۱

تماس با ما
1
WhatsApp
پیامتان را ارسال کنید
در اولین فرصت پاسخ شما را خواهیم داد
باز کردن چت