نقش محمد باقر قالیباف در تمامی جنایات حکومت
محمد باقر قالیباف به عنوان یکی از مقامات ارشد حکومت ایران، نقشی محوری در نقض جدی و فاحش حقوق بشر در این کشور ایفا کرده است. او در طول سالیان متمادی در سمتهای کلیدی، مشارکت مستقیم در تضییع حقوق اساسی شهروندان داشته است.
دوران فرماندهی محمد باقر قالیباف بر نیروی هوایی سپاه پاسداران، از سال ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۹، و سپس فرماندهی او بر کل نیروی انتظامی، از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۴، با نقض گسترده حقوق شهروندان، به ویژه حق آزادی بیان و حق اعتراض، همراه بود. همچنین، حقوق زندانیان در این دوران به شکلی سیستماتیک نقض شده است. مسئولیت مستقیم محمد باقر قالیباف در وقوع این اتفاقات غیرقابل انکار است.
محمد باقر قالیباف در مقام فرمانده کل نیروی انتظامی، مستقیماً در برابر نقض جدی و فاحش حق آزادی بیان، حقوق اصناف، و حق آزادی شهروندان توسط نیروهای تحت امر خود مسئولیت دارد. نیروی انتظامی در دوران فرماندهی محمد باقر قالیباف، تغییر ماهیت داده و به یک نهاد اطلاعاتی-امنیتی تبدیل شد. این تغییر به ویژه در فاصله سالهای ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴، به بازداشت، بازجویی و شکنجه بسیاری از روزنامهنگاران، فعالان رسانهای، هنرمندان، روشنفکران، فعالان سیاسی و مدنی، و نویسندگان منجر شد. این اقدامات اغلب با دلایل واهی و بدون مستندات قانونی انجام میگرفت. لیست بلندبالایی از روزنامهنگارانی که در این دوره توسط نیروی انتظامی بازداشت شدند، شامل افرادی چون نوشابه امیری، هوشنگ گلمکانی، آیدین آغداشلو، فرشته قاضی، روزبه امیر ابراهیمی، هوشنگ اسدی، بهرام بیضایی، کاوه گلستان، سیامک پورزند، شهرام رفیعزاده، یونس شکرخواه، حنیف مزروعی، و فرید مدرسی میشود. این افراد تنها نمونههایی از قربانیان سرکوب آزادی بیان در آن دوران هستند.
شکنجه و بازداشتهای غیرقانونی تحت نظر محمد باقر قالیباف
بر اساس گزارشهای منتشر شده و شهادتهای بازداشتشدگان، این بازداشتها عموماً به صورت غیرقانونی انجام میشد. افراد بازداشتشده برای مدتهای طولانی در زندانها و بازداشتگاههای مخفی حفاظت اطلاعات یا اداره اماکن نیروی انتظامی نگهداری و بازجویی میشدند. آنها تحت شکنجههای جسمی و روحی شدیدی قرار میگرفتند. این روشها با هدف اعترافگیری اجباری و شکستن روحیه مخالفان صورت میگرفت. محمد باقر قالیباف خود در مهر ماه ۱۳۸۱، مشارکت مستقیم حفاظت اطلاعات و اداره اماکن نیروی انتظامی را در این بازداشتها به صراحت تأیید کرد. این تأیید، نشاندهنده اطلاع و مسئولیت مستقیم او در این اقدامات است.
در همین زمینه، از پاییز ۱۳۸۰ احضار و بازجویی هنرمندان، نویسندگان، روشنفکران، و روزنامهنگاران توسط نیروی انتظامی آغاز شد. احمد مسجد جامعی، وزیر وقت فرهنگ و ارشاد، در بهمن ماه ۱۳۸۰، احضار هنرمندان، نویسندگان، و روشنفکران به «زیر زمین اداره نظارت بر اماکن عمومی نیروی انتظامی» را تأیید کرد. این تأیید از سوی یک مقام رسمی، ابعاد سرکوب را آشکارتر میسازد. حسن ذاکری، معاون وقت روابط عمومی نیروی انتظامی نیز در همان زمان، با تأیید احضارها و بازداشتها، گفته بود که این روند ادامه خواهد یافت. این اظهارات نشان میدهد که اقدامات سرکوبگرانه، سیاستی برنامهریزیشده و مداوم بوده است. فیروز گوران، روزنامهنگار، که خود در بهمن ماه ۱۳۸۰ تلفنی به اداره اماکن نیروی انتظامی احضار شد، شهادت داده است که در زیر زمین این اداره مورد بازجویی و تهدید قرار گرفته است. به گفته فیروز گوران، بازجو به او گفته بود: «جفت پاهای تو را من خودم میشکنم.» این اظهارات، نمونهای بارز از تهدید و خشونت علیه بازداشتشدگان است که در دوران محمد باقر قالیباف به اوج خود رسید.
نقش اداره اماکن در پرونده «وبلاگ نویسان» و سرکوب روزنامهنگاران
در بازداشت دستهجمعی روزنامهنگاران و فعالان رسانهای در سال ۱۳۸۳ که به پرونده «وبلاگ نویسان» مشهور شد، این اداره اماکن نیروی انتظامی و حفاظت اطلاعات آن بود که نقش اصلی را ایفا کرد. این پرونده نقطه عطفی در سرکوب فضای مجازی و رسانههای نوین بود. شهرام رفیعزاده، دبیر فرهنگی وقت روزنامه اعتماد، از جمله روزنامهنگارانی بود که در این سال به واسطه پرونده وبلاگ نویسان توسط نیروی انتظامی بازداشت شد. او در مورد نقش نیروی انتظامی در دوران فرماندهی محمد باقر قالیباف در سرکوب روزنامهنگاران گفته است: «نکته مهمی که وجود دارد این است که ما تنها کسانی نیستیم که در دوران فرماندهی قالیباف در نیروی انتظامی، بازداشت شدیم بلکه پیش از ما دو پرونده دیگر هم در اداره اماکن نیروی انتظامی تشکیل شد و دهها نفر بازداشت شدند. اولین پرونده، سینمایینویسها بود که تعداد زیادی از روزنامهنگاران سینمایینویس و منتقد سینما بازداشت شدند و بسیاری از کسانی که در آن پرونده بازداشت شدند سرنوشتهای بسیار وحشتناکی پیدا کردند. یکی از آنها کامبیز کاهه بود که از آن زمان به بعد هیچ اثری از او در رسانههای سینمایی ندیدم.»
شهرام رفیعزاده همچنین به سرنوشت تلختر سیامک پورزند اشاره کرده است: «سرنوشت تلختر از آن سیامک پورزند بود که به اعترافات اجباری وادار شد توسط همین اداره اماکن نیروی انتظامی که پوششی بود برای اطلاعات موازی که شاخه اجراییاش تحت نظر محمد باقر قالیباف و حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی فعالیت میکرد و سرنوشت آقای سیامک پورزند را هم همه میدانیم که جان خودش را از دست داد.» این شهادتها، پرده از جنایات و نقض فاحش حقوق بشر در آن دوره برمیدارد و مسئولیت مستقیم محمد باقر قالیباف را در این رویدادها برجستهتر میکند. به گفته شهرام رفیعزاده، علاوه بر روزنامهنگاران، صدها تن دیگر از هنرمندان و روشنفکران نیز بودند که توسط نیروی انتظامی در آن دوران احضار، بازجویی و تهدید شدند. این روزنامهنگار همچنین شهادت داده است که در دوران بازداشت از سوی مأموران نیروی انتظامی مورد بدرفتاری و آزار قرار گرفته است.
رفتارهای خشونتآمیز مأموران و دفاع محمد باقر قالیباف از آنها
او تنها در یک مورد اشاره کرده که مأموران نیروی انتظامی در هنگام انتقال تعدادی از بازداشتشدگان از بازداشتگاه مخفی به دادسرا، در حالی که دستها و چشمهای آنان بسته بوده، با اسپری فلفل به ایشان حمله میکنند. این در حالی است که به گفته شهرام رفیعزاده، محمد باقر قالیباف در سال ۱۳۸۴ و هنگامی که برای اولین بار کاندید انتخابات ریاست جمهوری شد، «به جای عذرخواهی از عملکرد مأموران خودش دفاع کرد.» این دفاع، نشاندهنده رویکرد حمایتی او از اقدامات سرکوبگرانه بود. شهرام رفیعزاده در اردیبهشت ماه ۱۳۸۴، به همراه روزبه میرابراهیمی، حنیف مزروعی، مسعود قریشی، رضا وطن خواه، و آرش نادرپور از دیگر بازداشتشدگان پرونده وبلاگ نویسان، با نگارش نامهای خطاب به محمد باقر قالیباف، از دفاع او از عملکرد مأموران در حمله به آنها در پشت خودروی نیروی انتظامی انتقاد کردند. آنها نوشتند: «ما سوالمان از شما و دیگران این است، چند جوان که هر کدام چند ماه را در سلولهای انفرادی گذرانده بودند، با چشمانی بسته و دستبندهای اسرائیلی به دست و در اتومبیلی که چند مأمور در آن حضور داشت چه سوءاستفادهای میتوانستند انجام دهند؟!»
روایت فرشته قاضی از شکنجهها در بازداشتگاههای نیروی انتظامی
فرشته قاضی، روزنامهنگار، که او نیز آبان ماه ۱۳۸۳ در رابطه با پرونده وبلاگنویسان بازداشت و دستکم ۴۰ روز را در بازداشتگاه مخفی تحت بازجویی بود، اعمال آزار و اذیت و تهدید توسط مأموران نیروی انتظامی و بازجویان خود را تأیید کرده است. او در مورد لحظه ورودش به بازداشتگاه مخفی نیروی انتظامی گفته که مأموران زن او را به بهانه بازرسی بدنی به شکلی خشونتآمیز مجبور کردهاند به طور کامل لخت شود. او گفته است: «تا وارد اتاق بازجویی شدم، اولین چیزی که با تشر به من گفتند؛ تمام روابط نامشروعت را بنویس. خب این برای من شوک بود. چون با وجود اینکه خیلی شنیده بودم از مسائل زندان و بازجوییها خوانده بودم از مسائل و اتفاقاتی که افتاده بود، اما تا این حدش را نمیدانستم. من گفتم رابطه نامشروعی ندارم. اگر هم داشته باشم یا داشتهام اینجا نباید پاسخ بدهم. جایش جای دیگر است. گفت بهت نشان میدهم که کجا باید پاسخ بدهی، این تو نیستی که تعیین میکنی، من تعیین میکنم.» این روایتها ابعاد تاریک نقض حقوق انسانی را در دوران مسئولیت محمد باقر قالیباف آشکار میسازد.
مسئولیت محمد باقر قالیباف در پرونده سیامک پورزند
محمد باقر قالیباف به عنوان فرمانده وقت نیروی انتظامی در برابر بازداشت و شکنجه سیامک پورزند، روزنامهنگار و فعال شناختهشده فرهنگی، در آبان ماه ۱۳۸۱ و سپس اسفند ماه ۱۳۸۲ مسئول است. قالیباف خود در مهر ماه ۱۳۸۱، با تأیید نقش نیروی انتظامی در بازداشت سیامک پورزند، در مورد دلیل بازداشت او گفته بود: «پورزند یکسری فعالیتهای ضد فرهنگی داشته که در چارچوب نظام نبود و وی به واسطه ارتباطاتی که همسر سابق وی و دخترش با رضا پهلوی دارند، اطلاعات داخل کشور را در اختیار رضا پهلوی قرار میداده است به طوری که موضوع با خاتمی به عنوان رئیس شورای امنیت ملی مطرح شد.» این اظهارات، نشان میدهد که بازداشت او با اتهامات سیاسی و امنیتی مرتبط بوده است.
گزارشهای منتشر شده نشان میدهند سیامک پورزند در جریان بازداشتهای خود مدتهای زیادی را در سلول انفرادی و در بازداشتگاهی مخفی گذرانده و در آنجا به شدت مورد بدرفتاری، آزار و اذیت، و شکنجه قرار گرفته است. این شکنجهها آسیبهای جبرانناپذیری به او وارد کرد. نیروی انتظامی حتی با روزنامهنگارانی که پیگیر پرونده سیامک پورزند بودند نیز برخورد کرد. ابراهیم نبوی، روزنامهنگار، در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ در مورد بازجویی شدنش به دلیل پیگیری ماجرای بازداشت سیامک پورزند گفته است: «پورزند وقتی که دستگیر شد، تا یک سال و نیم هیچ کس حتی نیروی انتظامی که خودش دستگیرش کرده بود، اعلام کرده بود که ما او را دستگیر نکردیم. همان موقع من در روزنامه بنیان ستون طنز داشتم، حداقل ۳ تا ۴ مطلب نوشتم و به شکلی که میشد اشاره کرد، اشاره کردم. به خاطر همین هم بازجویی شدم و رفتم به کمیته اماکن که کار پورزند را دنبال میکرد.» این نشاندهنده فشار بر هرگونه تلاش برای روشنگری بود.
تأیید نقش مستقیم محمد باقر قالیباف توسط همسر سیامک پورزند
مهرانگیز کار، حقوقدان و همسر سیامک پورزند، که خود سابقه بازداشت و زندان را در نظام دارد، نقش مستقیم محمد باقر قالیباف را در بازداشت همسرش و اعترافگیری زیر شکنجه از او علیه دیگر روزنامهنگاران با هدف بازداشت آنها تأیید کرده است. به گفته مهرانگیز کار: «من شخصاً اطلاع دارم که برگههای اغراق زیر ضرب و شتم مأموران اداره اماکن خونین بوده است. طبیعی است که وقتی چنین اظهاراتی را به شورای عالی امنیت ملی ببرند آن شورا دستور رسیدگی بدهد. این اتفاق عجیب و غریب نیست. آنچه عجیب و غریب و شگفتانگیز است، اولین ورقه پرونده سیامک است که به دستور قالیباف و به کمک دوستانش در قوه قضاییه علیه سیامک به وجود آمد.» این اظهارات، مهر تأییدی بر دخالت مستقیم محمد باقر قالیباف در پرونده پورزند است. سیامک پورزند در اردیبهشت ماه ۱۳۹۰ به دلیل فشارهای فراوان نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و در نتیجه افسردگی ناشی از شکنجهها و آزار و اذیتهای جسمی و روحی در زندان، با پریدن از پنجره خانه خویش به زندگی خود پایان داد.
مشارکت محمد باقر قالیباف در سرکوب اعتراضات دانشجویی
محمد باقر قالیباف در دو سمت نظامی اصلی خود، یعنی در مقام فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران و فرمانده کل نیروی انتظامی، در نقض حق اعتراض شهروندان مشارکت مستقیم داشته است. محمد باقر قالیباف خود این مشارکت مستقیم را در اردیبهشت ماه ۱۳۹۲ در سخنرانیاش در میان بسیجیان یک پایگاه بسیج، که فایل صوتی آن نیز اندکی بعد منتشر شد، تأیید کرده است. در این سخنرانی، محمد باقر قالیباف به صراحت حضور میدانی و عملی خود در سرکوب اعتراضات دانشجویی تیر ماه ۱۳۷۸ را تأیید کرده و میگوید: «در سال ۱۳۷۸ و در پی حوادث کوی دانشگاه، سوار بر موتور ۱۰۰۰ بودم و مردم را با چوب میزدم.» این اظهارات، نشاندهنده افتخار او به اقدامات خشونتآمیز علیه معترضان است.
به گفته محمد باقر قالیباف: «حادثهی سال ۷۸ که در کوی دانشگاه اتفاق افتاد، آن نامهای را که نوشته شد من نوشتم [نامهی تهدید فرماندهان سپاه به رئیس جمهور وقت، محمد خاتمی]. بنده و سلیمانی. وقتی در کف خیابان به سمت بیت خامنهای راه افتادند، بنده فرمانده نیروی هوایی سپاه بودم. عکس من الان روی موتور ۱۰۰۰ با چوب هست. با حسین خالقی. ایستادم کف خیابان که کف خیابان را جمع کنم. آن جایی که لازم باشد بیاییم کف خیابان و چوب بزنیم، جزو چوبزنها هستیم. افتخار هم میکنیم. نگاه نکردم که من، سردار و فرمانده نیروی هوایی هستم و تو را چه به کف خیابان؟» این سخنان، عمق دخالت و مشارکت او در سرکوب خونین دانشجویان را نشان میدهد. در نتیجه اعتراضات در جریان اعتراضات دانشجویی تیرماه ۱۳۷۸، دستکم ۲ تن از دانشجویان شامل عزتالله ابراهیمنژاد و سعید زینالی کشته شده و بسیاری دیگر نیز بازداشت، شکنجه و مجروح شدند.
سرکوب دانشجویان در طرشت و نقش محمد باقر قالیباف
محمد باقر قالیباف در سال ۱۳۸۲ به عنوان فرمانده وقت نیروی انتظامی نیز در سرکوب دانشجویانی که در اعتراض به حمله خشونتبار مأموران لباس شخصی به خوابگاه طرشت دانشگاه علامه طباطبایی در تهران دست به تجمع زده بودند، مشارکت مستقیم داشته است. این حادثه نیز نمونه دیگری از خشونت سیستماتیک علیه دانشجویان است. در جریان حوادث طرشت، شماری از افراد لباس شخصی شامل نیروهای بسیج و انصار حزبالله، در بامداد ۲۴ خرداد ماه سال ۸۲، با انواع سلاح سرد شامل قمه، چاقو، زنجیر، و کابل به خوابگاه دانشجویان حمله کرده و آنها را به شدت مورد ضرب و شتم قرار میدهند. این حمله بیرحمانه، با هدف ایجاد ترس و سرکوب هرگونه اعتراض انجام شد.
در نتیجه این حمله، دانشجویان دانشگاه تهران در محوطه خوابگاه خود در منطقه امیرآباد تهران دست به تجمع میزنند که با برخورد شدید نیروهای انتظامی سرکوب میشوند. به اعتراف محمد باقر قالیباف، او با اصرار مجوز برخورد مسلحانه با دانشجویان را از شورای امنیت کشور میگیرد. قالیباف در این زمینه گفته است: «در سال ۸۲ بعد از به آتش کشیده شدن کوی دانشگاه و حادثه طرشت، من در جلسه شورای امنیت کشور محکم دعوا کردم و حرفهای بسیار تندی زدم و شأن جلسه را رعایت نکردم و گفتم که امشب هرکس بخواهد بیاید تو کوی و بخواهد این کارها را انجام بدهد، من به عنوان فرمانده ناجا، له شون میکنم و جمعشان میکنم. این عزیز جعفری شاهد است. حرف بقیه این بود که اگر نیروی انتظامی میخواهد وارد کوی دانشگاه شود باید مجوز شورای امنیت کشور را داشته باشد و مدیران دانشگاه این اجازه را بدهند. من در آن جلسه با برخوردی که انجام دادم مجوز حضور نظامی و تیراندازی برای ناجا را در کوی دانشگاه از شورای امنیت کشور گرفتم.»
بیشتر بخوانید
خسرو طرفی رییس یکی از بدترین زندانهای ایران را بشناسید
نقش محمد باقر قالیباف در نقض حقوق زنان و اجرای طرح امنیت اخلاقی
محمد باقر قالیباف در مقام فرمانده نیروی انتظامی در نقض فاحش و جدی حقوق زنان نیز مشارکت مستقیم داشته است. بر اساس گزارشها، طرح امنیت اخلاقی نیروی انتظامی در ایران، که هدف از آن اعمال فشار بر زنان جهت رعایت حجاب اجباری شرعی و تحدید حق آزادی پوشش و دیگر حقوق اجتماعی زنان است، به شکل جدی در دوران فرماندهی محمد باقر قالیباف در نیروی انتظامی آغاز شد. این طرح، زمینهساز سرکوبهای بعدی زنان شد. محمد باقر قالیباف خود در مهر ماه ۱۳۸۱، در مورد اجرای این طرح از سوی نیروی انتظامی گفته بود: «نیروی انتظامی مکلف است همراه با نخبگان دیگر دستگاهها، امنیت اخلاقی را توصیف و تبیین و الزامات آن را برای متخلفان از قانون اجرا کند.» او دی ماه ۱۳۸۳ نیز در این زمینه گفته بود: «ضرورت امنیت اخلاقی بر هیچکس پوشیده نیست و این موضوعی است که همه دستگاههای دولتی و حاکمیتی از جمله ناجا برایشان مهم است و هر کدام به نوبه خود مسئولیت داشته و یکایک شهروندان نیز در این رابطه وظیفه دارند.»
تصویب لایحه حجاب و عفاف در دوران ریاست محمد باقر قالیباف بر مجلس ایران
همچنین لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، که با نام لایحه عفاف و حجاب نیز شناخته میشود، در زمان ریاست محمد باقر قالیباف بر مجلس ایران تنظیم و به تصویب مجلس رسید. محمد باقر قالیباف در خصوص این لایحه گفته بود: «مجلس جهت قانونمند کردن فعالیت تمامی دستگاهها در جهت تعمیق فرهنگ عفاف و حجاب، تصویب لایحه حجاب و عفاف را در دستور کار قرار داد.» این لایحه به منظور کنترل هر چه بیشتر زنان و پوشش آنان در مجلس یازدهم تنظیم شد، نه تنها سختگیری در زمینه پوشش زنان را با تصویب مجازاتهایی چون جریمه نقدی، محرومیت از فعالیتهای شغلی، و ممنوعیت خروج از کشور افزایش داده و سرکوب زنان معترض به حجاب اجباری را بیش از پیش نظاممند کرده است. بلکه ماده ۸ از فصل ۳ قانون حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب، سازمان صدا و سیما را به آموزش مواردی همچون «آگاهسازی و روشنگری درباره نمادها و جریانهای فعال علیه بنیان خانواده و “فرهنگ عفاف و حجاب” یا مروج فردگرایی، برهنگی، هرزه گی یا سایر مفاسد مخل بنیان خانواده» مکلف کرده است. این قوانین و اقدامات، نشانگر نقش عمیق محمد باقر قالیباف در نهادینه کردن سرکوب و نقض حقوق بشر در ایران است.
سوابق مسئولیتها و قربانیان سرکوب در دوران محمد باقر قالیباف
سوابق سرکوب و نقض حقوق بشر محمد باقر قالیباف عبارت است از: ۱۳۶۱ فرمانده تیپ امام رضا سپاه پاسداران، ۱۳۶۲ فرمانده لشگر نصر ۵ سپاه پاسداران در خراسان، ۱۳۷۳ تا آبان ۱۳۷۶ فرمانده قرارگاه اقتصادی خاتم الانبیاء سپاه پاسداران، آبان ۱۳۷۶ تا تیر ۱۳۷۹ فرمانده نیروی هوایی سپاه پاسداران، تیر ۱۳۷۹ تا تیر ۱۳۸۴ فرمانده نیروی انتظامی، شهریور ۱۳۸۴ تا شهریور ۱۳۹۶ شهردار تهران، و خرداد ۱۳۹۹ تا کنون (تیر ۱۴۰۴) رئیس مجلس ملایان.
برخی از قربانیان جنایات، سرکوب و نقض حقوق محمد باقر قالیباف عبارتند از: سیامک پورزند، فرشته قاضی، حنیف مزروعی، روزبه میرابراهیمی، شهرام رفیعزاده، فیروز گوران، مسعود قریشی، رضا وطن خواه، آرش نادرپور.
این لیست تنها بخشی از قربانیان اقدامات محمد باقر قالیباف و نیروهای تحت امر او است که در طول سالیان متمادی در ایران به وقوع پیوسته است.







