صادرکننده الگوی سرکوب خونین از جنوب شرق به شمال غرب در اعتراضات ۱۴۰۴
در سلسله مراتب فرماندهان عملیاتی سپاه، سرتیپ پاسدار امانالله گشتاسبی مهرهای است که با کارنامهای غرق در خون از سیستان و بلوچستان به کردستان و آذربایجان غربی گسیل شد.
او که به دلیل آمریت در تیراندازی مستقیم نیروهای تحت امرش به سمت شهروندان بلوچ و نقض فاحش حقوق بشر در لیست تحریمهای وزارت خزانهداری آمریکا قرار دارد، در جریان اعتراضات ۱۴۰۴ مأموریت یافت تا همان الگوی سرکوب بیرحمانه را در قرارگاه حمزه سیدالشهدا پیاده کند.
گشتاسبی به عنوان فرمانده ارشد شمال غرب، مسئولیت مستقیم تبدیل کردن شهرهای کردستان و آذربایجان غربی به پادگانهای جنگی و صدور دستور شلیک به سوی معترضانی را بر عهده دارد که بر اساس هویت و مطالبات انسانی خود به خیابان آمده بودند.
بیشتر بخوانید
انتقال تجربه کشتار و مدیریت خفقان در شمال غرب
انتصاب امانالله گشتاسبی به فرماندهی قرارگاه حمزه سیدالشهدا درست پیش از اعتراضات ۱۴۰۴، نشاندهنده استراتژی حاکمیت برای برخورد نظامی با مناطق قومیتی بود. او در دی ۱۴۰۴ با تکیه بر تجربه سرکوب در جنوب شرق، فرماندهی یگانهای تکاور و گردانهای امنیتی را در شهرهایی چون سنندج، مریوان و سقز بر عهده گرفت. تحت آمریت او، استراتژی «جنگی کردن فضای شهری» با استفاده از پهپادهای شناسایی و ادوات نیمهسنگین در محلات معترض اجرا شد. امانالله گشتاسبی با مسدود کردن گلوگاههای ارتباطی میان شهرهای کردستان و آذربایجان غربی، عملاً راه را بر هرگونه اطلاعرسانی و امدادرسانی بست تا نیروهای تحت امرش در تاریکی خبری، به قلعوقمع معترضان بپردازند.
فهرست سرخ؛ جاویدنامان کردستان و آذربایجان غربی تحت آمریت امانالله گشتاسبی
مسئولیت حقوقی و کیفری خون این فرزندان ایران که در جریان اعتراضات ۱۴۰۴ در مناطق تحت نفوذ قرارگاه حمزه سیدالشهدا به خاک افتادند، مستقیماً متوجه امانالله گشتاسبی است. این اسامی سندی بر توحش فرماندهی است که زبان قانون را جز با لوله تفنگ نمیفهمد:
کردستان: روبینا امینیان (۲۳ ساله – مریوان)، محمدرسول مردوخی (۴۵ ساله – مریوان)، ابراهیم احمدپوریان (سقز)، سوران فیضیزاده (بیجار)، ابوالفضل دهقانی (۲۰ ساله – بیجار) و دیاکو اردلان (سنندج).
آذربایجان غربی: دیار عبداللهی (۳۳ ساله – سلماس).
فرماندهی یورشهای بامدادی و بازداشتهای قهری
امانالله گشتاسبی در دی ۱۴۰۴ تنها به سرکوب خیابانی بسنده نکرد؛ او با استفاده از شبکه اطلاعاتی قرارگاه حمزه، موجی از بازداشتهای هدفمند و یورشهای بامدادی به منازل فعالان مدنی را در سنندج و مریوان هدایت کرد. تحت نظارت او، بازداشتشدگان به بازداشتگاههای غیررسمی سپاه منتقل شدند تا تحت شدیدترین فشارهای جسمی و روانی، وادار به پذیرش سناریوهای امنیتی دیکته شده توسط وی شوند. گشتاسبی با ایجاد فضای ارعاب در محلات، تلاش کرد تا پیوند میان خانوادهها و هستههای اعتراضی را از بین ببرد. او مسئول مستقیم ناپدیدسازی قهری و شکنجه سیستماتیک جوانانی است که جرمشان تنها فریاد زدن برای حق تعیین سرنوشت و آزادی بود.
استفاده از سلاحهای جنگی در مناطق مسکونی
گزارشهای مستند از دی ۱۴۰۴ نشان میدهد که در مناطق تحت فرماندهی امانالله گشتاسبی، نیروهای سپاه از سلاحهایی مانند تیربار و دوشکا بر روی خودروهای تاکتیکی برای متفرق کردن تجمعات کوچک استفاده کردهاند. او که پیشتر در بلوچستان تجربه استفاده از گلوله جنگی علیه غیرنظامیان را داشت، در شمال غرب نیز همین رویه جنایتکارانه را تکرار کرد. شلیکهای هدفمند به نقاط حساس بدن معترضان و استفاده از گازهای اشکآور سمی در کوچههای باریک محلات مریوان و سنندج، بخشی از کارنامه سیاه او در این دوره است. گشتاسبی با تبدیل کردن نوار مرزی و شهرهای کردنشین به منطقه جنگی، ثابت کرد که هیچ حرمتی برای جان شهروندان قائل نیست.
مصونیتبخشی به قاتلان و فشار بر کادر درمان
به عنوان عالیترین مقام نظامی منطقه شمال غرب، امانالله گشتاسبی ضامن بقای سیستم مصونیت برای نیروهای ضارب بود. او با اعمال نفوذ بر نهادهای پزشکی قانونی و بیمارستانهای آذربایجان غربی و کردستان، مانع از ثبت دقیق آثار شکنجه و شلیک بر پیکر جانباختگان شد. تحت امر او، پیکر جانباختگانی چون روبینا امینیان تنها پس از اخذ تعهدات امنیتی و در محاصره مأموران به خاک سپرده شد تا از تبدیل شدن مراسم تشییع به اعتراضات جدید جلوگیری شود. او همچنین با استقرار مأموران در اورژانسها، روند درمان مجروحان را مختل و بسیاری از آنها را مستقیماً از روی تخت بیمارستان به بازداشتگاه منتقل کرد.
گشتاسبی در محاصره پروندههای جنایت
امانالله گشتاسبی گمان میبرد که با جابجایی از جنوب شرق به شمال غرب و تکیه بر جایگاه نظامیاش، میتواند از عواقب جنایات خود بگریزد. اما حقیقت آن است که نام او اکنون به عنوان یکی از نمادهای سرکوب سیستماتیک در تاریخ معاصر ایران ثبت شده است. از خونهای ریخته شده در بلوچستان تا جاویدنامان کردستان در اعتراضات ۱۴۰۴، همگی کیفرخواستی علیه این سرتیپ پاسدار هستند. او باید بداند که درجات نظامی و تحسینهای حکومتی، سپری در برابر عدالت نخواهند بود. روزی که دادخواهی ملت به ثمر بنشیند، گشتاسبی باید در برابر تکتک اسامی ذکر شده در این گزارش و تمامی خانوادههایی که به دستور او داغدار شدند، پاسخگو باشد. حافظه تاریخی مردم کردستان و بلوچستان، این جنایات را هرگز به فراموشی نخواهد سپرد.







