به دنبال صدور فرمان انتقال پنج زندانی سیاسی محکوم به اعدام از زندان اوین به زندان قزلحصار، فضای بند ۴ زندان اوین دچار تنش و ناآرامی شد. به گزارش منابع مطلع، مأموران گارد زندان با ورود به بند و اعمال فشار بر زندانیان، اقدام به سرکوب اعتراضات کردند.
اسامی این زندانیان سیاسی عبارت است از محمد تقوی، پویا قبادی، وحید بنیعامریان، علیاکبر (شاهرخ) دانشورکار و بابک علیپور. این افراد به اتهام ارتباط با سازمان مجاهدین خلق، پیشتر توسط قاضی ایمان افشاری به اعدام محکوم شده بودند.
به گفته شاهدان، مأموران گارد زندان به دستور هدایتالله فرزادی، رئیس زندان اوین، با بستن در سالنها و ایجاد فضای امنیتی، مانع از اعتراض سایر زندانیان شدند. منابع حقوق بشری اعلام کردهاند که این انتقال با همکاری وزارت اطلاعات انجام شده است.
این اقدام در حالی صورت گرفته که اتحادیه اروپا روز ۲۵ فروردین، هدایتالله فرزادی را به دلیل مشارکت در سرکوب سیستماتیک زندانیان در فهرست تحریمها قرار داده است.
هدایتالله فرزادی از شهریور ۱۴۰۱ به ریاست زندان اوین منصوب شد. او شخصا در شکنجه و ضرب و شتم زندانیان حضور داشته و قتل زندانی سیاسی علیرضا شیرمحمدعلی در زندان تهران بزرگ در دوران ریاست او صورت گرفت.
سهشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۳ وی دستور حمله نیروهای گارد زندان به زنان زندانی سیاسی در بند زنان اوین را صادر و هنگام حمله در بند حضور داشت. زنان زندانی در اعتراض به اجرای حکم اعدام زندانی قیام رضا رسایی شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر حکومت اعدامی سر داده بودند.
خلاصه ای از پیشینه فرزادی
وی از سال ۸۲ تا ۸۶، رئیس اردوگاه کار درمانی بوده و از ۱۳۸۶ تا بهمن ۹۶، رئیس زندان مرکزی دیزل آباد کرمانشاه سپس از بهمن ۹۶ تا تیر ۹۸، رئیس زندان تهران بزرگ و از تیر۹۸ تا شهریور ۱۴۰۱، ریاست بازرسی سازمان زندانها را بر عهده داشت.
هدایت الله فرزادی، از پنجم شهریور ۱۴۰۱، بدنبال فرار یکی از زندانیان اوین به نام «فرهاد سلمانپور»، ضمن حفظ سمت بازرسی سازمان زندانها، سمت ریاست اوین را هم برعهده گرفت. فرزادی معتقد است که زندانیان باید هزینههای سنگین روحی و روانی بپردازند تا دیگر به زندان بازنگردند. برای همین هم به شهادت بسیاری، از خشنترین بازجوها و زندانبانها بوده است.
از پرونده سیاه هدایت الله فرزادی در ریاست زندان تهران بزرگ میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- ضرب و شتم، شکنجه، قتل و محرومیت زندانیان از حقوق اولیهشان.
- عدم رعایت اصل تفکیک جرائم، تراکم جمعیت بسیار بالا در بندها، شرایط اسفبار بهداشتی زندان، قطع آب به روی زندانیان و گرسنگی دادن به آنها.
- مرگ یک زندانی ۲۷ ساله پس از ۴۳ روز حبس در زندان تهران بزرگ در پی عفونت ریه و عدم رسیدگی در آذر ۹۷
- عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت زندانی سیاسی سهیل عربی پس از مضروب شدن شدید در بازجویی در اردیبهشت ۹۸
- شکنجه و اذیت و آزار دراویش گنابادی که در بهمن و اسفند ۹۶ در وضعیت مجروح و مصدوم به زندان تهران بزرگ منتقل شده و در شرایط بسیار نامناسبی قرار گرفتند، بطوری که با وجود جراحتهای سنگین و حتی وجود ساچمه در بدنهایشان هیچ کدام به پزشکی قانونی منتقل نشده و در بهدای داخل زندان فقط باندپیچی شدند.
یکی از دراویش گنابادی در باره زندان تهران بزرگ گفته بود: «اینجا فینال زندانها و ته دنیاست. به قرنطینه زندان منتقل شدم. درویشان را دیدم همه مجروح و خونی، چشمان و بدنشان پر از ساچمه تفنگ ماموران بود، درد میکشیدند، سرویس بهداشتی لبریز از خون بود. به بهداری و بیمارستان اعزام نمیکردند. دراویش مجبور بودند بخیهها و پینهای مانده در تنشان را با قوطی کنسرو در بیاورند.» شایان ذکر است هدایت فرزادی یکی از دراویش را که در یک فایل صوتی درباره وضعیت این زندان اطلاع رسانی کرده بود تهدید کرد که برعلیه او اعلام جرم خواهد کرد.
- او همچنین مافیای فروش قرص ب۲ (مخدر) را در تهران بزرگ راه اندازی کرد. قرص بوپرنوورفین معروف به ب۲ از پرطرفدارترین مخدرها در زندانهاست. فقط در زندان تهران بزرگ روزانه ۳۰هزار قرص ب۲ مصرف میشود.
- قتل زندانی سیاسی علیرضا شیرمحمدعلی. در شامگاه دوشنبه ۲۰ خرداد ۱۳۹۸, در تیپ ۱ اندرزگاه ۱۱ زندان تهران بزرگ، علیرضا شیرمحمدعلی توسط ۲نفر از زندانیان جرائم خطرناک به نامهای محمدرضا خلیل زاده و حمیدرضا شجاع زاده که در بند زندانیان سیاسی نگهداری میشدند با ۵۰ ضربه چاقو مورد حمله قرارگرفت و از ناحیه شاهرگ و شکم به شدت مجروح شد. وی با توجه به شدت و میزان جراحات قبل از رسیدن به بیمارستان جان خود را از دست داد.
بیشتر بخوانید
حسین رجبی دادستان قزوین را بشناسید
زندان و سرکوب اهرم رژیم برای جلوگیری از قیام و سرنگونی
از آنجا که این رژیم هیچگونه مشروعیت مردمی ندارد بنابراین برای حل بحرانها و تضمین بقای خود راه حلی جز سرکوب ندارد.
به همین دلیل هم هست که در تمامی بزنگاهها و بحرانهایی که رژیم با آنها چه در داخل و یا در صحنه منطقه یا بینالمللی روبرو شده است. بلافاصله شدت سرکوب و دستگیری و اعدام را بالا میبرد.
آمار اعدامها در همین ایام اخیر به خوبی گویای استفاده ابزاری رژیم از اهرم سرکوب و اعدام برای ارعاب جامعه و جلوگیری از قیام و اعتراض است.
در این میان یکی از وظایف مردم و جوانان ایرانی افشای مهرههای سرکوبگر رژیم به هر شکل میباشد. همچنین افشای خانههای امن یا شکنجهگاههای رژیم که در آنها بدون سروصدا بهترین جوانان این سرزمین را زیر فشار و شکنجه قرار میدهند.
تلاش ما نیز افشای هر چه بیشتر این ماموران و عوامل سرکوب است و در این مسیر و برای تحقق این هدف درخواست کمک و اطلاعرسانی از تمامی شما دوستان و همراهان داریم.







