فرمانده جوخههای وحشت و عامل کشتار در اعتراضات ۱۴۰۴ نورآباد ممسنی
در جغرافیای سیاسی و ایلیاتی نورآباد ممسنی، نهاد سپاه به فرماندهی سرهنگ پاسدار محمدزمان زارعی، اصلیترین ستون سرکوب و خفقان در جریان خیزش مردمی دی ماه بود.
زارعی در مقام فرمانده سپاه ناحیه ممسنی، مسئولیت مستقیم تبدیل کردن خیابانهای این شهر به میدان جنگ را بر عهده داشت. او که مأموریت یافت تا به هر قیمتی صدای اعتراضات ۱۴۰۴ را در این منطقه حساس استان فارس خاموش کند، با گسیل کردن گردانهای تحت امر خود و سازماندهی نیروهای لباسشخصی، دست به جنایاتی زد که در حافظه تاریخی مردم ایل ممسنی برای همیشه ثبت خواهد شد.
محمدزمان زارعی نه تنها یک فرمانده نظامی، بلکه معمار اصلی استراتژی «ارزشیسازی سرکوب» بود که در آن، هرگونه مطالبهگری با گلوله و بازداشت پاسخ داده شد.
بیشتر بخوانید
فرماندهی عملیاتی گردانهای ضداغتشاش و استفاده از سلاح جنگی
با آغاز جرقههای اولیه اعتراضات ۱۴۰۴ در نورآباد، محمدزمان زارعی بلافاصله با فراخوان گردانهای بیتالمقدس و عاشورا، فضای شهرستان را امنیتی کرد. او مسئول مستقیم صدور حکم شلیک به سمت معترضانی است که در میادین اصلی شهر تجمع کرده بودند. گزارشهای میدانی حاکی از آن است که تحت فرماندهی او، نیروهای سپاه از سلاحهای نیمهسنگین و جنگی برای متفرق کردن مردم استفاده کردند. زارعی با حضور شخصی در قرارگاههای تاکتیکی، بر روند شلیکهای هدفمند و بازداشتهای وحشیانه نظارت داشت. او با تبدیل کردن حوزههای مقاومت بسیج به مراکز موقت بازجویی و شکنجه، نشان داد که هیچ خط قرمزی برای صیانت از بقای ساختار قدرت نمیشناسد و آماده است تا خون جوانان همشهری خود را برای تثبیت جایگاه نظامیاش فدا کند.
فهرست سرخ جاویدنامان نورآباد ممسنی
مسئولیت حقوقی و کیفری خون این فرزندان ایران که در جریان اعتراضات ۱۴۰۴ در نورآباد ممسنی و حومه توسط نیروهای تحت امر سپاه به خاک و خون کشیده شدند، مستقیماً متوجه محمدزمان زارعی است. اسامی زیر تنها بخشی از کیفرخواست طولانی علیه اوست:
ابوالفضل مرادی، احسان سلیمانی، ارشیا اسدی (۱۷ ساله)، امیرحسین جاوید، امین صادقی، باربد رحیمی، بردیا اسدی، بهنام سلیمانی، پارسا مرادی، پرهام احمدی، پوریا جاوید، تارا صادقی و جاوید اسدی.
سازماندهی نیروهای لباسشخصی و یورشهای بامدادی
یکی از محوریترین نقشهای محمدزمان زارعی در اعتراضات ۱۴۰۴، مدیریت و تجهیز نیروهای لباسشخصی و مأموران موسوم به «امنیت نرم» بود. این نیروها که مستقیماً از سوی سپاه ناحیه ممسنی تغذیه میشدند، وظیفه داشتند تا با نفوذ در میان جمعیت، لیدرهای اعتراضات را شناسایی کرده و در عملیاتهای بامدادی به منازل آنها یورش ببرند. زارعی با ایجاد یک شبکه مخوف از مخبران، فضای ناامنی و بیاعتمادی را در میان طوایف ممسنی گسترش داد. او مسئول مستقیم ناپدیدسازی قهری دهها جوانی است که در جریان این یورشها بازداشت شده و به بازداشتگاههای مخفی سپاه منتقل شدند تا تحت شدیدترین فشارهای جسمی، به سناریوهای دیکته شده امنیتی اعتراف کنند. این اقدامات زارعی، نقض فاحش حقوق بشر و استانداردهای انسانی در برخورد با غیرنظامیان محسوب میشود.
تبدیل مساجد و اماکن مذهبی به پایگاههای سرکوب
تحت فرماندهی محمدزمان زارعی، بسیاری از اماکن عمومی و مذهبی در نورآباد ممسنی تغییر کاربری داده و به ستادهای پشتیبانی و بازداشتگاههای موقت نیروهای سرکوبگر تبدیل شدند. او با این اقدام، نه تنها حرمت این اماکن را شکست، بلکه از آنها به عنوان سنگری برای حمله به مردمی استفاده کرد که در خیابانهای اطراف به دنبال حقوق اولیه خود بودند. زارعی با استقرار تکتیراندازان بر پشتبام ساختمانهای بلند و دولتی، ترسی سیستماتیک را در دل شهروندان ایجاد کرد. او با این استراتژی، قصد داشت تا اراده جمعی مردم ممسنی را درهم بشکند، اما غافل از آن بود که این اقدامات تنها بر خشم و کینه فروخورده ملت میافزاید. مسئولیت تمام آسیبهای جسمی و روانی ناشی از این لشکرکشی خیابانی بر عهده شخص فرمانده سپاه ناحیه است.
پنهانکاری جنایات و مدیریت فضای رعب در مراکز درمانی توسط محمدزمان زارعی
محمدزمان زارعی در کنار سرکوب میدانی، مأموریت داشت تا آثار جنایات خود را نیز محو کند. او با گسیل کردن مأموران اطلاعات سپاه به تنها بیمارستان شهرستان، فضایی به شدت امنیتی ایجاد کرد تا هیچ مجروحی جرأت مراجعه به مراکز درمانی را نداشته باشد. تحت نظر او، مأموران اقدام به ربودن مجروحان از روی تختهای بیمارستان کردند و با تهدید کادر درمان، مانع از ثبت دقیق علت جراحات شدند. زارعی با این کار، حق حیات و دسترسی به خدمات پزشکی را از شهروندان سلب کرد. او همچنین با فشار بر خانوادههای جانباختگان، آنها را مجبور کرد تا از برگزاری مراسمهای سنتی و ایلیاتی که پتانسیل تبدیل شدن به تجمع بزرگ را داشت، خودداری کنند. این مدیریت پنهانکاری، بخش جداییناپذیری از ماشین سرکوب زارعی در اعتراضات ۱۴۰۴ بود.
آمر قتل عام
محمدزمان زارعی گمان میکند با پوشیدن لباس نظامی و تکیه بر اسلحه، میتواند تا ابد بر مردم ممسنی حکمفرمایی کند. اما او باید بداند که در جریان اعتراضات ۱۴۰۴، خط بطلانی بر تمام ادعاهای مردمی بودن سپاه در این منطقه کشید. او اکنون نه به عنوان یک فرمانده، بلکه به عنوان عاملی شناخته میشود که به روی مردم خود آتش گشود. نام محمدزمان زارعی در لیست سیاه ناقضان حقوق بشر ثبت شده و خونهای ریخته شده در نورآباد، لکهای است که با هیچ ترفیع درجهای پاک نخواهد شد. او که امروز در حصار نیروهای خود احساس امنیت میکند، باید بداند که روزی فرا میرسد که باید در پیشگاه عدالت و در برابر نگاههای داغدیده خانوادههایی که نام فرزندانشان در این گزارش آمد، پاسخگوی تکتک دستورات جنایتکارانه خود باشد. عدالت برای آمران کشتار ممسنی، نه یک احتمال، بلکه یک ضرورت تاریخی است.







