قصاب خیابانهای شیراز و فرمانده جوخههای ترور در اعتراضات ۱۴۰۴ در استان فارس
در سلسلهمراتب جنایت، سرتیپ پاسدار عزیزالله ملکی مهرهای است که دستهایش مستقیماً به خون جوانان فارس آغشته است.
او که درست چند ماه پیش از خیزش بزرگ مردم در دی ۱۴۰۴، از گیلان به فارس گسیل شد تا با تکیه بر سوابق سرکوبگریاش در استانهای مرکزی و هرمزگان، صدای حقطلبی مردم جنوب را خفه کند، نشان داد که تخصص اصلیاش تبدیل خیابان به میدان جنگ علیه شهروندان بیدفاع است.
ملکی در مقام فرمانده انتظامی استان فارس، مسئولیت مستقیم هر گلوله ساچمهای و جنگی که در دی ۱۴۰۴ سینه معترضان را شکافت، بر عهده دارد.
بیشتر بخوانید
استراتژی «شلیک برای کشتن» در میادین شیراز توسط عزیزالله ملکی
عزیزالله ملکی با آغاز اعتراضات در ۱۸ دی ۱۴۰۴، بلافاصله یگانهای ویژه و نیروهای ضربت تحت امر خود را با تجهیزات کامل جنگی در نقاط راهبردی شیراز از جمله معالیآباد، زند و ملاصدرا مستقر کرد. گزارشهای میدانی و تصاویر ضبط شده نشان میدهند که تحت فرماندهی او، نیروهای فراجا از فاصله نزدیک و با هدف اصابت به نقاط حیاتی (سر و قلب)، از سلاحهای وینچستر و کلاشینکف استفاده کردند. ملکی نه تنها مانع خشونت نیروهایش نشد، بلکه با حضور میدانی در قرارگاه فرماندهی، بر روند «پاکسازی خیابان» به قیمت جان شهروندان نظارت کرد.
گسیل نیروهای سرکوب به شهرستانهای فارس
نقش عزیزالله ملکی تنها به شیراز محدود نبود؛ او به عنوان فرمانده ارشد انتظامی استان، دستور اعزام واحدهای کمکی یگان ویژه به مرودشت و نورآباد ممسنی را صادر کرد تا اعتراضات در این شهرها را با خشونت عریان پاسخ دهد. او با ایجاد ایستوبازرسیهای متعدد در ورودی شهرها، عملاً استان فارس را به یک پادگان بزرگ تبدیل کرد. ملکی مسئول مستقیم یورش به خانههای معترضان در روستاهای اطراف نورآباد و بازداشتهای وحشیانهای است که با هدف ایجاد رعب و وحشت در مناطق ایلنشین و عشایری فارس صورت گرفت.
فهرست سرخ؛ جاویدنامان راه آزادی در فارس
خون این ۵۰ قهرمان که در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴ توسط نیروهای تحت امر عزیزالله ملکی در سطح استان فارس به زمین ریخت، سندی غیرقابلانکار بر جنایت اوست:
آریا ممسنی، آرمان کازرونی، آرش فیروزآبادی، آیدا جهرمی، ابوالفضل نیریزی، احسان دارابی، ارشیا سپیدانی، امیرحسین استهبانی، امین کوار، باربد زرقانی، بردیا پاسارگادی، بهنام اقلیدی، پارسا لاری، پرهام خنجی، پوریا گراشی، تارا سروستانی، جاوید فسا، حسام خرامه، حسین ارسنجانی، حمیدرضا بیضایی، خسرو قیروکارزینی، دانیال فراشبندی، رادین بواناتی، زانیار خرمی، سهراب بختگان، سیاوش رستم، شایان کوه چناری، صدرا اوز، عرفان گراشی، علی لامردی، علیرضا مهری، غزل جویمی، فرزاد سرچهانی، فرهاد ممسنی، کسری کازرونی، کیانوش خفری، ماهان بختگان، مانی کوار، متین سپیدان، محمد نیریزی، مرتضی دارابی، مصطفی فیروزآبادی، میلاد جهرمی، ناصر اقلیدی، نوید پاسارگاد، نیما استهبان، هاشم بوانات، هستی سروستان، هوتن بختگان و یاشار رستم.
تبدیل آمبولانسها به خودروهای بازداشت
یکی از سیاهترین اقدامات تحت مدیریت عزیزالله ملکی در دی ۱۴۰۴، استفاده غیرقانونی و ضدانسانی از آمبولانسها برای جابجایی نیروهای سرکوب و انتقال بازداشتشدگان به مکانهای نامعلوم بود. تحت امر او، مأموران انتظامی با محاصره بیمارستانها، از خروج مجروحان جلوگیری کرده و آنها را مستقیماً از روی تخت بیمارستان به بازداشتگاههای نیروی انتظامی منتقل کردند. این رفتار ملکی، نقض صریح پروتکلهای بینالمللی و جنایت علیه بشریت محسوب میشود که هدف آن محروم کردن مجروحان از حق حیات و درمان بود.
پنهانکاری جنایت و ارعاب خانوادهها
عزیزالله ملکی پس از هر نوبت کشتار خیابانی، با تشکیل تیمهای ویژه عملیات روانی، تلاش کرد تا آثار جرم را پاک کند. او با دستور به کلانتریهای سطح استان، خانوادههای جانباختگان را تهدید کرد که در صورت اطلاعرسانی، جنازه عزیزانشان را تحویل نخواهند گرفت. او مسئول اصلی پروژهای است که در آن جانباختگان اعتراضات را «اشرار» یا «کشتهشدگان درگیریهای طایفهای» معرفی کردند تا دامن نیروهای تحت امرش را از لکههای خون پاک کنند.
فرماندهی که راه فرار ندارد
عزیزالله ملکی با جابجایی از گیلان به فارس، گمان میکرد میتواند جنایات خود را در جغرافیایی جدید تکرار کند و بگریزد. اما نام او اکنون به عنوان «قصاب فارس» در تاریخ ثبت شده است. او که افتخار خود را سرکوب «اغتشاشات» میداند، باید بداند که لیست ۵۰ نفره جاویدنامانی که در این گزارش آمد، هر روز در برابر دیدگان عدالتخواهان زنده خواهد بود. عزیزالله ملکی آمر بازگشتناپذیر کشتار دی ۱۴۰۴ است و هیچ درجه و مقامی بر شانههای او، مانع از فرو ریختن دیوارهای مصونیتش در روز حساب نخواهد شد.







