فرمانده میدان و آمر شلیکهای خیابانی در اعتراضات ۱۴۰۴
در سلسله مراتب فرماندهی که مسئولیت مستقیم خونهای ریخته شده در خیابانهای کرج و فردیس را بر عهده دارند، نام سرتیپ دوم پاسدار حمید هداوند، فرمانده انتظامی استان البرز، در صدر قرار میگیرد.
هداوند که با کولهباری از تجربه سرکوب در تهران بزرگ به البرز اعزام شده بود، در جریان اعتراضات سراسری دی ۱۴۰۴، فرماندهی عملیاتی تمامی یگانهای ضارب، از جمله یگان امداد و نیروهای لباس شخصی فراجا را بر عهده داشت.
او با صدور دستور استفاده از سلاحهای مرگبار برای بازپسگیری خیابانها، مسئولیت حقوقی و کیفری قتل دهها شهروند معترض را بر عهده دارد که نامشان در لیست سیاه جنایات زمستان ۱۴۰۴ ثبت شده است.
بیشتر بخوانید
نقش حسن مددی در پرونده جوانان استان البرز
کارنامه سیاه حمید هداوند در تهران: از یگان امداد تا جانشینی پایتخت
حمید هداوند پیش از تکیه بر کرسی فرماندهی البرز، سالها در حساسترین گلوگاههای سرکوب تهران فعالیت کرده است. او در مقام فرمانده یگان امداد تهران بزرگ و سپس جانشین فرماندهی انتظامی پایتخت، نقش کلیدی در فرونشاندن اعتراضات آبان ۱۳۹۸ و سال ۱۴۰۱ ایفا کرد. این سوابق به او آموخت که چگونه با استفاده از استراتژی ارعاب و شلیک مستقیم، تجمعات مردمی را متلاشی کند. انتصاب او به فرماندهی البرز در بهمن ۱۴۰۱، پیامی روشن از سوی هسته مرکزی قدرت بود تا یکی از خشنترین فرماندهان عملیاتی خود را در دروازه امنیتی پایتخت مستقر کند.
فرماندهی قتلعام در فردیس و کرج (دی ۱۴۰۴)
در جریان وقایع دی ۱۴۰۴، تحت آمریت مستقیم حمید هداوند، نیروهای پلیس البرز از پروتکلهای انتظامی عبور کرده و وارد فاز عملیات جنگی علیه شهروندان شدند. هداوند با حضور میدانی در قرارگاههای عملیاتی کرج، دستور شلیک مستقیم به نقاط حساس بدن معترضان را صادر کرد. نتیجه این دستورات، کشته شدن نوجوانانی چون نیما جعفری ۱۶ ساله و جوانانی چون محمدحسن خزایی و آرمین گودرزی بود. او به عنوان عالیترین مقام انتظامی استان، مسئول مستقیم عملکرد تکتیراندازان و نیروهای موتورسوار یگان امداد است که در فردیس و عظیمیه، حمام خون به راه انداختند.
سناریوسازی و دروغپردازی علیه جانباختگان
حمید هداوند علاوه بر آمریت در قتل، مسئولیت «ترور شخصیت» جانباختگان را نیز بر عهده دارد. او در جریان اعتراضات ۱۴۰۴، با حضور در مقابل دوربینها، معترضان کشته شده را «اراذل و اوباش» و «اجیرشدگان بیگانه» نامید تا جنایات نیروهای تحت امرش را توجیه کند. او با وقاحت تمام مدعی شد که مأموران پلیس تنها برای دفاع از خود دست به اسلحه بردهاند، در حالی که تصاویر و مستندات میدانی نشان میدهد شهروندان غیرمسلح از فاصله نزدیک هدف قرار گرفتهاند. این الگوی دروغپردازی، بخشی از استراتژی هداوند برای فرار از پاسخگویی و ایجاد مصونیت برای ضاربان است.
مدیریت بازداشتهای خشونتآمیز و شکنجههای اولیه
تحت فرماندهی حمید هداوند ، یگانهای انتظامی البرز در دی ۱۴۰۴ اقدام به بازداشتهای گسترده و فلهای کردند که با خشونت مفرط همراه بود. گزارشهای متعددی از ضرب و شتم شدید بازداشتیها در خودروهای ون و بازداشتگاههای موقت فراجا منتشر شده است. هداوند با نظارت بر این روند، اجازه داد تا نیروهای زیرمجموعهاش با استفاده از شوکر و باتوم، معترضان را پیش از تحویل به مراجع قضایی، تحت شکنجههای جسمی قرار دهند. او با ایجاد فضایی پادگانی در سطح شهر کرج، عملاً حقوق شهروندی را معلق و قانون جنگ را جایگزین قانون مدنی کرد.
لزوم محاکمه هداوند در دادگاههای بینالمللی
حمید هداوند فرماندهی است که بقای خود را در سرکوب خشن هموطنانش میبیند. تحریمهای بریتانیا در ۱۳ بهمن ۱۴۰۴ علیه وی، نشاندهنده ابعاد فاجعهباری است که تحت نظر او در البرز رخ داده است. نام هداوند به عنوان آمر اصلی تیراندازیهای خیابانی در دی ۱۴۰۴، در صدر لیست دادخواهی ملت ایران قرار دارد. او باید در قبال تکتک جانهایی که در فردیس، گوهردشت و هشتگرد ستانده شد، پاسخگو باشد. هیچ پست نظامی و هیچ حمایتی نمیتواند او را از عواقب جنایت علیه بشریت مصون بدارد. روزی که عدالت برقرار شود، هداوند باید توضیح دهد که چگونه با خون جوانان البرز، پلههای قدرت را طی کرده است.







