سرتیپ پاسدار حسین رحیمی در مقام فرمانده سابق پلیس تهران، مسئولیت مستقیم هدایت یگانهای ضارب، شلیک به معترضان و اجرای طرحهای خشن علیه زنان را بر عهده داشته است. او با فرماندهی عملیاتهای سرکوب در سالهای ۱۳۹۶، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱، نقش کلیدی در قتلهای میدانی، شکنجه بازداشتشدگان و نقض سیستماتیک حق حیات ایفا کرد.
نقش محوری حسین رحیمی در جنایات شهریور ۱۴۰۱
حسین رحیمی به عنوان فرمانده ارشد انتظامی پایتخت در جریان خیزش سراسری سال ۱۴۰۱، مسئولیت مستقیم تمامی برخوردهای قهری را بر عهده دارد. این اعتراضات وسیع که پس از جان باختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، با دستورات مستقیم او به خشونت کشیده شد. نیروهای تحت امر حسین رحیمی با قساوت تمام از گاز اشکآور، تفنگهای ساچمهزنی و حتی سلاحهای جنگی علیه غیرنظامیان استفاده کردند. بر اساس گزارشهای معتبر حقوق بشری، یگانهای فراجا و نیروهای ویژه تحت هدایت او، بدون رعایت ضوابط قانونی به سوی مردم شلیک کردند. این عملکرد غیرانسانی منجر به کشته و زخمی شدن شمار کثیری از معترضان تهرانی شد. استفاده بیرویه از گلولههای ساچمهای توسط ماموران حسین رحیمی، جراحات عمیق و ماندگاری را بر پیکر شهروندان بر جای گذاشت. در کلانشهر تهران که کانون اصلی اعتراضات بود، یگانهای امنیتی با پشتیبانی لجستیکی وسیع به سرکوب میدانی پرداختند. نام حسین رحیمی با جان باختن نوجوانانی همچون نیکا شاکرمی ۱۶ ساله و سیاوش محمودی ۱۶ ساله گره خورده است. همچنین محمد زمانی ۱۶ ساله و امیرمهدی فرخیپور ۱۷ ساله از دیگر قربانیان این دوره هستند. عرفان نظربیگی، افشین شهامت و محمدجواد فرمانی نیز در پی خشونتهای پلیس تحت فرمان او جان باختند. احسان خانمحمدی، سیدعلیرضا حسینی و جواد خوانساری نیز در فهرست کشتهشدگان قرار دارند. حسین رحیمی با اقتدارگرایی نظامی، حق اعتراض مسالمتآمیز را به خاک و خون کشید.
کشتار معترضان تهرانی و بازداشتهای گسترده مدنی
در دوران فرماندهی حسین رحیمی، لیست بلندی از شهروندان در اثر اصابت گلوله یا ضربات باتون جان خود را از دست دادند. محمدامین تکلی، محسن موسوی و ستاره تاجیک ۱۷ ساله از جمله این جانباختگان هستند. مصطفی شاملو، امید مهدوی، ایمان بهزادپور و نگین صالحی نیز قربانی قساوت نیروهای امنیتی شدند. سپهر شریفی طرقبه و آرنیکا قائممقامی ۱۷ ساله نیز در میان کشتهشدگان این بحران دیده میشوند. مقداد عزیزی، صدف موحدی و رضا اسماعیلزاده نیز توسط یگانهای تحت امر حسین رحیمی هدف قرار گرفتند. پریسا بهمنی، سامان قادرپور و میلاد جاویدپور نیز در جریان این سرکوبها جان خود را از دست دادند. امیرحسین رومیانی نظری، نسرین قادری، علی روزبهانی و نوید بادپا نیز در فهرست قربانیان هستند. امید برزگر، محمدحسین فرجی، مرتضی سلطانیان و مهدی حیدری نیز با قهر پلیس مواجه شدند. میثم مقدسی، بهار خورشیدی، سامان رحمانی و حمید گلی نیز جان باختند. اصغر آقایی، حمیدرضا روحی و شعیب حیدری نیز هدف سلاحهای نیروهای حسین رحیمی قرار گرفتند. محمدحسین کمندلو ۱۷ ساله، مسعود دولتشاهی و امین خانلو ۱۶ ساله نیز از قربانیان کمسن این دوره هستند. فرزین معروفی، اصغر هژیرلطف، محمد مهردادی و روحالله عابدینی نیز در این خونریزیها کشته شدند. علاوه بر این، حسین رحیمی مسئول بازداشت چهرههایی چون سعیده فتحی، جواد حیدریان و ویدا ربانی است. علیرضا خوشبخت، مهدی امیرپور و علیرضا آدینه نیز توسط نیروهای او به بند کشیده شدند. این حجم از خشونت، چهرهای مخوف از پلیس تهران ترسیم کرد.
فاجعه گلستان هفتم و سرکوب خونین دراویش گنابادی
حسین رحیمی مسئولیت مستقیم برخورد وحشیانه با دراویش گنابادی در حوادث موسوم به «گلستان هفتم» را در سال ۱۳۹۶ بر عهده دارد. در شامگاه ۳۰ بهمن ۱۳۹۶، تجمع مسالمتآمیز این گروه در منطقه پاسداران با دخالت خشونتبار پلیس به آشوب کشیده شد. نیروهای تحت امر حسین رحیمی چنان خشونتی به کار بستند که ۱۷۰ نفر از دراویش راهی بیمارستان شدند. پلیس در آن مقطع اعلام کرد که ۳۰۰ تن از این شهروندان را بازداشت کرده است. حسین رحیمی در ۳ اسفند ۱۳۹۶ صراحتاً اعلام کرد که پلیس میتوانست حتی از این هم خشنتر عمل کند. او با ادبیاتی تهدیدآمیز گفت: «پلیس میتوانست با یک آر پی جی منزل مورد نظر را نابود کند». این سخنان نشاندهنده روحیه سرکوبگر حسین رحیمی در برخورد با عقاید متفاوت و اقلیتهای مذهبی است. او همچنین با پیشداوری بر اعدام محمد ثلاث، یکی از دراویش گنابادی، اصرار ورزید. محمد راجی، یکی دیگر از دراویش، ۱۲ روز پس از بازداشت در اثر شکنجه جان خود را از دست داد. حسین رحیمی به عنوان فرمانده وقت، مسئول مستقیم مرگ این زندانی در جریان بازجوییهای پلیس است. این واقعه لکهای سیاه بر کارنامه حقوق بشری فرماندهی انتظامی تهران بزرگ باقی گذاشت. دراویش گنابادی تحت هدایت او با محرومیتهای گسترده و برخوردهای فیزیکی تحقیرآمیز روبرو شدند. او با افتخار از سرکوب کسانی یاد میکرد که تنها خواستار امنیت رهبر مذهبی خود بودند.
خفقان دی ماه ۱۳۹۶ و انسداد فضای دانشگاهی
حسین رحیمی در سرکوب آزادیهای مدنی و حق تجمع شهروندان تهرانی در دی ماه ۱۳۹۶ مشارکت فعال و مستقیم داشت. یگانهای پلیس تحت امر او در ۹ دی ۱۳۹۶ به تجمع دانشجویان دانشگاه تهران حملهور شدند. این برخورد فیزیکی خشن منجر به مجروح شدن تعداد زیادی از دانشجویان معترض و منتقد گشت. حسین رحیمی در بهمن ماه همان سال با لحنی حاکی از پیروزی گفت: «پلیس اجازه نفس کشیدن به اغتشاشگران نداد». این جملات به خوبی نگرش حذفی او نسبت به مخالفان سیاسی و منتقدان دانشگاهی را نمایان میسازد. تنها ۳ روز پس از آغاز اعتراضات، نیروهای تحت فرمان حسین رحیمی ۴۵۰ نفر را در تهران بازداشت کردند. این بازداشتهای فلهای با هدف ایجاد رعب و مهار موج مطالبات اقتصادی و سیاسی صورت گرفت. او با مسدود کردن مسیرهای راهپیمایی، حق قانونی اعتراض را به طور کامل از شهروندان سلب کرد. حسین رحیمی با استقرار نیروهای ضدشورش در میادین اصلی، تهران را به پادگانی بزرگ تبدیل کرده بود. برخورد با دانشجویان در داخل محیط دانشگاه، نقض آشکار حریمهای علمی و حقوقی توسط پلیس بود. او همواره مدعی بود که پلیس در کمال درایت رفتار کرده است، اما آمار مجروحان خلاف این را ثابت میکرد. این فرمانده با نادیده گرفتن ریشههای نارضایتی، تنها به ابزارهای سخت برای برقراری نظم دستوری متوسل شد. دانشجویان تهرانی در این دوره هزینههای سنگینی بابت احکام قضایی ناشی از گزارشهای پلیس پرداخت کردند.
فاجعه آبان ۱۳۹۸ و اعدامهای میدانی در خیابانهای تهران
در جریان اعتراضات خونین آبان ماه ۱۳۹۸، نیروهای تحت مدیریت حسین رحیمی با قساوتی بیسابقه به سرکوب مردم پرداختند. ماموران پلیس در آذر ماه آن سال با شناسایی معترضان، اقدام به بازداشتهای خانه به خانه در سطح استان کردند. بر اساس گزارش سازمان عفو بینالملل، تهران یکی از پرشمارترین نقاط از نظر تعداد جانباختگان در کشور بوده است. حسین رحیمی مسئول مستقیم قتل دستکم ۱۳۰ نفر از معترضان است که با شلیک مستقیم کشته شدند. گزارشهای تکاندهندهای از کشتار دهها تن در شهرهای حاشیه تهران مانند شهریار تحت نظارت پلیس منتشر شده است. تیراندازی مستقیم نیروهای امنیتی به سر و سینه معترضان، نشاندهنده دستورات صریح برای کشتار بود. حسین رحیمی در مقام فرمانده، از تمامی ابزارهای مرگبار برای پایان دادن به تجمعات معیشتی استفاده کرد. عفو بینالملل در اردیبهشت ۱۳۹۹ تایید کرد که ابعاد جنایات در تهران بسیار وسیع بوده است. بازداشتشدگان این دوره نیز در بازداشتگاههای تحت نظر حسین رحیمی با بدرفتاری و ضربوشتم روبرو شدند. او با دفاع از عملکرد نیروهای مسلح، تمامی کشتهشدگان را اشرار نامید تا از پاسخگویی بگریزد. این کشتار دستهجمعی، یکی از تاریکترین نقاط کارنامه نظامی حسین رحیمی در کل دوران خدمتش محسوب میشود. بسیاری از خانوادههای داغدار همچنان تحت فشار نیروهای او از برگزاری مراسم سوگواری محروم ماندند.
بیشتر بخوانید
جنگ علیه زنان و تصویب طرحهای سرکوبگرانه حجاب
حسین رحیمی در مقام سکاندار پلیس تهران، نقش ویژهای در سرکوب سیستماتیک زنان و مخالفان حجاب اجباری داشت. نیروهای تحت امر او در قالب گشتهای ارشاد، خشونتهای بیشماری را علیه زنان در معابر عمومی اعمال کردند. در تیرماه ۱۳۹۸، پس از انتشار فیلم ضربوشتم یک دختر در پارک پلیس، او قاطعانه از ماموران ضارب حمایت کرد. حسین رحیمی نه تنها با ماموران خاطی برخورد نکرد، بلکه دستور توقف پیگیریها علیه آنان را صادر نمود. او سپس با اهدای لوح تقدیر و هدیه نقدی، عملکرد خشونتآمیز این ماموران را ستایش کرد. حسین رحیمی در مهر ۱۳۹۸ از انهدام باندهای سازمانیافتهای خبر داد که به زعم او حیا را هدف گرفته بودند. او مدعی شد گروههایی مانند «هشت مارس» و «چهارشنبههای سفید» را به طور کامل ریشهکن کرده است. همچنین در مرداد ۱۳۹۸، دستور برخورد با سلبریتیهای به اصطلاح بیحجاب را به نیروهای خود ابلاغ کرد. او در اسفند ۱۳۹۶ در واکنش به «دختران خیابان انقلاب»، وعده برخورد قاطع و بدون تعارف پلیس را داد. حسین رحیمی از حامیان سرسخت طرح «ناظر» بود که از طریق ارسال پیامک، امنیت روانی شهروندان را مختل میکرد. این اقدامات نشاندهنده استفاده ابزاری حسین رحیمی از پلیس برای تحمیل سبک زندگی خاص به جامعه است. او با ایجاد فضای پلیسی، خیابانها را برای نیمی از جمعیت کشور ناامن کرد.
مسئولیت مستقیم در فاجعه ملی جان باختن مهسا امینی
تکاندهندهترین بخش پرونده حسین رحیمی، مسئولیت او در قبال بازداشت و مرگ مظلومانه مهسا (ژینا) امینی است. مهسا امینی دختر ۲۲ سالهای بود که در ۲۲ شهریور ۱۴۰۱ توسط ماموران گشت ارشاد تحت نظر او بازداشت شد. بر اساس شهادت شاهدان عینی، مهسا در داخل خودروی ون پلیس مورد ضربوشتم قرار گرفته بود. حسین رحیمی به عنوان فرمانده، مسئول مستقیم بیتوجهی ماموران بازداشتگاه وزرا به وخامت حال این دختر جوان است. شاهدان تایید کردهاند که علیرغم درخواستهای مکرر، پلیس با تاخیری مرگبار او را به بیمارستان منتقل کرده است. پلیس تهران پس از دو روز سکوت، با صدور بیانیهای کذب، هرگونه برخورد فیزیکی با او را انکار کرد. حسین رحیمی مدعی شد که آسیب مغزی مهسا ناشی از عارضه قلبی بوده است، ادعایی که هرگز توسط جامعه علمی پذیرفته نشد. این واقعه جرقهای شد برای اعتراضاتی که حسین رحیمی با خشونتی دوچندان به سرکوب آنها پرداخت. او به جای عذرخواهی و استعفا، بر تداوم برخوردهای خشن با مخالفان حجاب اجباری اصرار ورزید. مرگ مهسا امینی تحت مسئولیت مستقیم حسین رحیمی، هزینههای بینالمللی سنگینی برای کشور به همراه داشت. این فاجعه نشاندهنده شکست کامل رویکردهای قهری پلیس در حوزه مسائل اجتماعی بود.
انزوای بینالمللی و زنجیره تحریمهای جهانی علیه رحیمی
به دلیل کارنامه سیاه در نقض فاحش حقوق بشر، حسین رحیمی هدف گستردهترین تحریمهای بینالمللی قرار گرفته است:
وزارت خزانه داری آمریکا در ۱۴ مهر ۱۴۰۱ او را به دلیل سرکوب اعتراضات و قطع اینترنت تحریم کرد.
اتحادیه اروپا در ۲۵ مهر ۱۴۰۱ وی را به دلیل نقش داشتن در کشتار معترضان در لیست سیاه قرار داد.
دولت کانادا در ۹ آبان ۱۴۰۱ او را به دلیل «نقض فاحش و سیستماتیک حقوق بشر» تحریم نمود.
بریتانیا در ۲۳ آبان ۱۴۰۱ به دلیل سرکوبهای بعد از مرگ مهسا امینی، اموال او را مسدود کرد.
دولت نیوزیلند در ۲۱ آذر ۱۴۰۱ ورود حسین رحیمی به خاک این کشور را ممنوع اعلام کرد.
این تحریمهای همهجانبه نشاندهنده اجماع جهانی بر سر مجرم بودن حسین رحیمی در پروندههای حقوق بشری است. او در تمام این سالها با جابجایی در مناصب مختلف، از فرماندهی در سیستان و بلوچستان تا پلیس امنیت اقتصادی، به فعالیت خود ادامه داده است.
مناصب اجرایی و سوابق نظامی در مسیر سرکوب
حسین رحیمی طی دهههای اخیر در پستهای کلیدی متعددی حضور داشته است که هر یک با گزارشهای نقض حقوق بشر همراه بوده است:
جانشین فرمانده انتظامی استان مرکزی تا سال ۱۳۸۸
فرمانده انتظامی استان لرستان از تیر ۱۳۸۸ تا شهریور ۱۳۸۹
رئیس پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ از شهریور ۱۳۸۹ تا فروردین ۱۳۹۳
فرمانده نیروی انتظامی استان سیستان و بلوچستان از فروردین ۱۳۹۳ تا مرداد ۱۳۹۶
فرمانده نیروی انتظامی تهران بزرگ از مرداد ۱۳۹۶ تا ۸ بهمن ۱۴۰۱
رئیس پلیس امنیت اقتصادی فراجا از ۹ بهمن ۱۴۰۱ تا هماکنون (دی ۱۴۰۴)
حسین رحیمی در دوران حضور در سیستان و بلوچستان نیز با برخوردهای تند نظامی شناخته میشد. انتقال او به تهران در سال ۱۳۹۶، سرآغاز دور جدیدی از سرکوبهای خونین در مرکز کشور بود. او با ترفیع درجه به ریاست پلیس امنیت اقتصادی، نشان داد که نظام پاداشدهی کماکان از ناقضان حقوق بشر حمایت میکند.
قربانیان انفرادی و گروههای تحت ستم حسین رحیمی
لیست زیر بخشی از افرادی است که جان یا آزادی خود را در دوران مسئولیت حسین رحیمی از دست دادهاند: محمد راجی نیکا شاکرمی مهسا امینی بهار خورشیدی سیاوش محمودی رضا اسماعیلزاده حمیدرضا روحی محمد زمانی
همچنین گروههای زیر به طور هدفمند توسط حسین رحیمی سرکوب شدهاند: زنان ایران مخالفان حجاب اجباری جامعه دراویش نعمتاللهی گنابادی کشتهشدگان اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ در تهران معترضان اعتراضات شهریور و مهر ۱۴۰۱ در شهر تهران
حسین رحیمی با ایجاد ساختارهای سرکوب، نام خود را به عنوان یکی از اصلیترین دشمنان آزادیهای مدنی در تاریخ معاصر ثبت کرد. او همچنان در مناصب دولتی حضور دارد و از مصونیت قضایی داخلی برخوردار است.
منابع:
عدالت برای ایران
فکتنامه







