مهندسی پروندههای اقتصادی تا آمریت اعدام در قیام ۱۴۰۴
در میان چهرههای کلیدی که وظیفه تبدیل سرکوب میدانی به احکام قضایی مرگبار را در استان البرز بر عهده دارند، نام حسن مددی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان البرز (کرج)، به عنوان یکی از تئوریسینهای خشونت قضایی برجسته است.
مددی که پیش از انتصاب به سمت دادستانی کرج در دی ماه ۱۳۹۸، سوابق طولانی در معاونت دادستان تهران و سرپرستی مجتمعهای اقتصادی نواحی ۴ و ۱۶ تهران داشت، با کولهباری از تجربه در پروندهسازیهای پیچیده به البرز آمد.
او در جریان اعتراضات دی ۱۴۰۴، با استفاده از نفوذ خود بر ساختار بازپرسی و دادسرا، نقش ویژهای در صدور کیفرخواستهای سنگین و اعدامهای انتقامی ایفا کرد که منجر به تحریمهای گسترده بینالمللی علیه وی شد.
بیشتر بخوانید
نقش حسین فاضلی در سرکوب جوانان استان البرز در قیام ۱۴۰۴
تخصص حسن مددی در خفقان اقتصادی و سرکوب اصناف
سابقه حسن مددی در مدیریت مجتمعهای اقتصادی تهران، به او این توانمندی را داد که در جریان اعتراضات ۱۴۰۴، از سلاح «فشار اقتصادی» علیه شهروندان و کسبه معترض استفاده کند. تحت آمریت او، دادستانی کرج دستور پلمب گسترده واحدهای صنفی و بازداشت کسبهای را صادر کرد که در همبستگی با معترضان اقدام به اعتصاب کرده بودند. مددی با تشکیل پروندههای واهی تحت عنوان «اخلال در نظام اقتصادی»، تلاش کرد تا ستون فقرات حمایتهای مردمی از اعتراضات را در کرج و فردیس درهم بشکند. این رویکرد او نشاندهنده استفاده ابزاری از قانون برای اهداف امنیتی و سرکوب معیشت شهروندان است.
آمریت در صدور کیفرخواستهای مرگبار دی ۱۴۰۴
در روزهای پرالتهاب دی ۱۴۰۴، حسن مددی به عنوان مدعیالعموم، مسئولیت مستقیم هدایت پروندههای معترضان بازداشت شده را بر عهده داشت. او با تکیه بر اعترافاتی که در بازداشتگاههای تحت نظر سپاه و فراجا و تحت شکنجههای شدید اخذ شده بود، برای بسیاری از جوانان کرجی درخواست حکم «اعدام» کرد. مددی با تایید سناریوهای اطلاعاتی که معترضان را به «تخریب اموال عمومی» و «محاربه» متهم میکرد، راه را برای صدور احکام اعدام توسط قضاتی چون فاضلی هریکندی هموار کرد. او در این مسیر، آگاهانه چشمان خود را بر آثار شکنجه بر بدن متهمان بست تا ماشین اعدام متوقف نشود.
مدیریت بازداشتگاههای غیررسمی و پنهانکاری جنایت
به عنوان دادستان مرکز استان، مددی وظیفه قانونی نظارت بر تمامی بازداشتگاهها را بر عهده دارد، اما در وقایع ۱۴۰۴، او عملاً به بخشی از ساختار پنهانکار سرکوب تبدیل شد. تحت نظارت او، صدها معترض در بازداشتگاههای موقت و غیررسمی کرج تحت شدیدترین فشارهای روانی و جسمی قرار گرفتند. مددی با صدور دستور منع ملاقات و قطع ارتباط زندانیان با دنیای خارج، فضایی برای بازجویان فراهم کرد تا سناریوهای دیکته شده را نهایی کنند. او همچنین در پروندههای قتلهای خیابانی، با صدور منع تعقیب برای نیروهای ضارب، عملاً به قاتلانِ جوانانی چون نیما جعفری و محسن اربابی مصونیت قضایی بخشید.
سرکوب وکلای مستقل و فعالان حقوق بشر
یکی دیگر از جنبههای تاریک کارنامه حسن مددی در کرج، برخورد با جامعه وکالت است. او با ایجاد محدودیتهای شدید برای وکلای مدافع در پروندههای اعتراضات ۱۴۰۴ و شکایت از وکلایی که قصد افشای حقیقت را داشتند، حق دفاع را از متهمان سلب کرد. مددی که پیشتر نیز سابقه برخورد با وکلای پروندههای حساس را داشت، در دی ماه با بازداشت و تهدید فعالان حقوق بشر در استان البرز، تلاش کرد تا مانع از خروج اخبار شکنجه و اعدام از زندانهای کرج و قزلحصار شود. این اقدامات او، دادستانی را از جایگاه حامی قانون به جایگاه ابزار ارعاب تنزل داد.
لزوم پاسخگویی در پیشگاه ملت و تاریخ
حسن مددی مظهر دادستانی است که به جای دفاع از حقوق عمومی، به دفاع از ساختار قدرت و سرکوب ملت روی آورده است. آمریت او در اعدامهای سیاسی، شکنجه معترضان و پلمب واحدهای صنفی در جریان اعتراضات ۱۴۰۴، پرونده او را به یکی از سنگینترین پروندههای ناقضان حقوق بشر در ایران تبدیل کرده است. تحریمهای بینالمللی تنها گام نخست در مسیر اجرای عدالت است؛ نام مددی به عنوان کسی که قلم خود را به خون جوانان کرج آلوده کرد، در حافظه جمعی ایرانیان باقی خواهد ماند. او باید در قبال هر یک از نامهای مندرج در لیست جانباختگان البرز پاسخگو باشد و روزی در پیشگاه عدالت به جرم جنایت علیه بشریت محاکمه شود.








