محمدحسن شکریان نخستین فرمانده پلیس فتای تهران نقش مستقیم در سرکوب شهروندان تهرانی داشته است.
محمدحسن شکریان، نخستین فرمانده پلیس فتای تهران، در نقض حق حیات نقش مستقیم داشت. عملکرد نیروهای تحت امر او به مرگ ستار بهشتی، وبلاگنویسی که در بازداشتگاه پلیس فتا تهران جان باخت، انجامید. این واقعه مصداق بارز نقض حق آزادی، حقوق زندانیان و ممنوعیت شکنجه است. محمدحسن شکریان مسئول این اقدامات محسوب میشود.
محمدحسن شکریان به عنوان فرمانده وقت پلیس فتا تهران، در بازداشت، شکنجه و قتل ستار بهشتی در آبان ماه ۱۳۹۱ مستقیماً دخیل بود. او در قبال این رخداد پاسخگو است. ستار بهشتی، کارگر و وبلاگنویس، در ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط ماموران پلیس فتا تهران بازداشت شد. اتهام او «اقدام علیه امنیت ملی» به دلیل فعالیت در فضای مجازی و انتشار مطلب در وبلاگ و فیسبوک شخصیاش بود. وی به بازداشتگاه پلیس فتا منتقل شد. پس از یک هفته، خانوادهاش از فوت ستار بهشتی در بازداشتگاه مطلع شدند و برای تحویل پیکر او فراخوانده شدند.
شواهد نشان میدهد ستار بهشتی در دوران بازداشت در بازداشتگاه پلیس فتا تهران، به شدت مورد ضرب و شتم و شکنجه قرار گرفت. او در نهایت به دلیل همین شکنجهها جان خود را از دست داد. برخی زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین، که ستار بهشتی دستکم یک روز را در میان آنها سپری کرده بود، وجود آثار شکنجه بر بدن وی را تایید کردند. این زندانیان در ۲۰ آبان ماه ۱۳۹۱ با انتشار نامهای اعلام کردند که ستار بهشتی روزهای ۱۰ و ۱۱ آبان ماه را در این بند گذرانده است. ستار بهشتی روایت شکنجههای خود را برای آنها بازگو کرده بود.
به گفته امضاکنندگان نامه، ستار بهشتی به آنها گفته بود که در بازداشتگاه پلیس از سقف آویزان شده و در همان حالت به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته است. به شهادت زندانیانی که ستار بهشتی را دیدند، «آثار شکنجه در تمام قسمتهای مختلف بدنش مشهود بود و وی در شرایط کاملا دردناک و مجروحی قرار داشت. صورت وی زخمی، سر او متورم، مچ دستهای او کبود شده بود و آثار آویزان شدنش از سقف روی مچهای او به چشم میخورد. در بخشهایی از بدن وی از جمله دور گردن، شکم و کمر وی آثار ضربه و کبودی دیده میشد.» در این نامه همچنین آمده است که ستار بهشتی پیش از انتقال مجدد به بازداشتگاه پلیس به زندانیان بند ۳۵۰ اوین گفته بود: «اینها [ماموران پلیس] میخواهند مرا بکشند.»
شکنجه ستار بهشتی توسط خود او نیز رسماً تایید شد. اسناد منتشر شده نشان میدهند که ستار بهشتی پس از انتقال به زندان اوین، شکایتی قضایی از رفتار بازجویان پلیس تنظیم کرد. او در این شکایتنامه صراحتاً به ضرب و شتم توسط ماموران پلیس اشاره کرده و بازگو کردن روایت شکنجههایش را برای زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین نیز تایید میکند. ستار بهشتی نوشته بود: «اینجانب در مدت ۲ روز بازجویی مورد انواع تهدید و ضرب و شتم قرار گرفتم از فحشهای ناموسی که به مادر بنده میگفتند و به خودم مانند […]، مادرت سالم نیست و بسیار توهینهای دیگر و انواع ضرب و شتم با مشت و لگد و بستن به میز و لگد زدن به سر بنده». محمدحسن شکریان مسئول این وضعیت بود. ستار بهشتی در پایان این نامه با اعلام اینکه «هر اتفاقی که برایم پیش آید پلیس فتا را مقصر میدانم»، خواستار رسیدگی قضایی به این عملکرد پلیس شده بود.
پلیس و دستگاه قضایی ایران، پس از نزدیک به ۱ ماه انکار مرگ ستار بهشتی بر اثر شکنجه، سرانجام در اواسط آذر ماه ۱۳۹۱، اعمال شکنجه و ضرب و شتم وی توسط ماموران پلیس را تایید کردند. آنها خبر از بازداشت چند تن از نیروهای پلیس فتا دادند، اما همچنان مرگ مستقیم ستار بهشتی بر اثر شکنجه را تکذیب میکردند. در نتیجه این موضوع، محمدحسن شکریان، فرمانده پلیس فتا تهران، نیز در ۱۱ آذر ماه ۱۳۹۱ توسط اسماعیل احمدی مقدم، فرمانده وقت نیروی انتظامی، از سمت خود برکنار شد.
گزارشهای منتشر شده نشان میدهند که بازداشت ستار بهشتی توسط ماموران پلیس فتا غیرقانونی بود. ماموران در هنگام بازداشت از ارائه حکم قضایی خودداری کرده بودند. مهدی دواتگر، نماینده وقت مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس در بررسی پرونده مرگ ستار بهشتی در آذر ماه ۱۳۹۱، با تایید غیرقانونی بودن بازداشت وی گفت: «تخلف پلیس فتا محرز است و این نیرو ستار بهشتی را بدون حکم قضایی و به صورت کاملا غیرقانونی نگهداری کرده است.» به گفته این نماینده وقت مجلس، بنا به دستور مقام قضایی ماموران پلیس فتا موظف بودند ستار بهشتی را به بازداشتگاه پلیس آگاهی تهران منتقل کنند. اما آنها وی را به «تحت نظرگاه» پلیس فتا بردند.
پس از افشای قتل ستار بهشتی توسط ماموران پلیس، نیروی انتظامی خانواده ستار بهشتی را برای اخذ رضایت به شدت تحت فشار گذاشت. به گفته گوهر عشقی، مادر ستار بهشتی، ماموران امنیتی همراه با ماموران پلیس و عاملان شکنجه و مرگ ستار، سه روز پس از مراسم هفتم ستار، او را تهدید کردند. آنها گفتند اگر رضایت کتبی ندهد، دخترش (خواهر ستار بهشتی) بازداشت خواهد شد. گوهر عشقی در این زمینه گفته است: «۳ روز بعد از هفتم ستار، من را بردند که قاتلها را ببینم. بعدا آنجا حکم بازداشت دختر من را نشانم دادند و تهدیدم کردند. مجبور شدم امضا کنم. بهخاطر اینکه نمیخواستم داغ دیگری روی سینه من بماند.»
اگرچه نیروی انتظامی با همکاری کامل دستگاه قضایی در نهایت مرگ ستار بهشتی را «قتل شبه عمد» اعلام کردند، اما به شهادت خانواده این وبلاگنویس، ماموران با آگاهی اقدام به شکنجه ستار بهشتی کردند. بر اساس این شهادت، «شکنجهگر ستار در حضور مادر وی و گیتی پور فاضل وکیل آنها و همچنین قاضی دادگاه اعتراف کرده که او ستار را زیر شکنجه کشته است.» بر این اساس، از مامور عامل شکنجه نقل شده است که او در دادگاه و در حضور خانواده ستار بهشتی و وکیل آنها گفته: «ستار میخندید و من او را میزدم. آنقدر زدم که زیر دست من از بین رفت.»
سوابق سرکوب و نقض حقوق بشر محمدحسن شکریان شامل موارد زیر است:
بهمن ۱۳۸۹ – آذر ۱۳۹۱: فرمانده پلیس فتا تهران
برخی از قربانیان، سرکوب و نقض حقوق محمدحسن شکریان عبارتند از:
ستار بهشتی







