سامانه «علاج» جدیدترین ابزار امنیتی رژیم ایران برای رصد، شناسایی و فشار بر ایرانیان خارج از کشور است؛ ابزاری که بنا بر گزارشها، از شهروندان داخل ایران میخواهد فعالان سیاسی، رسانهای و مدنی خارج از کشور را معرفی کنند. این طرح در واقع یک سیستم خبرچینی و جاسوسی ایرانی علیه ایرانی است» و هدف آن «شناسایی، رصد و پروندهسازی برای ایرانیان دوتابعیتی یا مقیم خارج از کشور» است.
۱. ماهیت و سازوکار سامانه «علاج»
علاج یک پلتفرم امنیتی با ظاهر رسانهای است که سه کارکرد اصلی دارد:
۱) پایش مستمر فضای عمومی و رسانهای،
۲) دریافت گزارشهای به اصطلاح مردمی،
۳) پیگیری و تکمیل پرونده افراد هدف.
این سامانه از شهروندان میخواهد مشخصات افراد را از طریق وبسایت یا حسابهای پیامرسانی ارسال کنند و وعده میدهد هویت گزارشدهندگان «محرمانه و رمزنگاریشده» باقی میماند؛ ادعایی که هیچ ارزیابی فنی مستقل آن را تأیید نکرده است.
۲. جایگاه علاج در زنجیره سرکوب فرامرزی
علاج ادامه روندی است که طی سالهای اخیر شدت گرفته و شامل طرحهایی مانند «مقابله با نفوذ»، توقیف اموال ایرانیان خارج از کشور، تهدید رسانههای فارسیزبان و فشار بر خانوادههای روزنامهنگاران بوده است. این سامانه با هدفگیری مستقیم ایرانیان خارج از کشور، دامنه سرکوب را از مرزهای ایران فراتر میبرد و از ابزارهایی مانند قطع دسترسیهای مالی، سلب امتیازات شهروندی و توقیف اموال استفاده میکند.
۳. واکنشهای بینالمللی
کشورهای غربی فعالیتهایی مانند علاج را در چارچوب سرکوب فرامرزی (Transnational Repression) و جاسوسی غیرقانونی طبقهبندی میکنند. نهادهای امنیتی آمریکا و اروپا هشدار دادهاند که جمعآوری اطلاعات درباره افراد در خاک این کشورها و ارسال آن به نهادهای امنیتی خارجی، میتواند موجب پیگرد قضایی، لغو اقامت یا اخراج شود.
همچنین آمریکا، بریتانیا و هلند پیشتر درباره گسترش عملیات سایبری و فیشینگ مرتبط با نهادهای امنیتی ایران هشدار داده بودند و علاج را امتداد همان پروژهها میدانند. تنها یک روز پس از معرفی رسانهای این سامانه، دسترسی به وبسایت آن در بسیاری از کشورهای اروپایی و غربی مسدود یا معلق شد؛ اقدامی که به دلیل نقض قوانین حریم خصوصی مانند GDPR انجام گرفت.
۴. پیشینه سامانههای خبرچینی در ایران
علاج نسخه دیجیتالشده الگوهای قدیمی نظارت به اصطلاح مردمی در جمهوری اسلامی است. این روند سه مرحله تاریخی دارد:
الف) خبرچینی سنتی (دهه ۱۳۶۰ تا ۱۳۸۰)
پس از انقلاب، حکومت بر پایه «اطلاعات مردمی» ساختار نظارتی گستردهای ایجاد کرد. خطوط تماس امنیتی مانند ستاد خبری وزارت اطلاعات (۱۱۳) و ستاد خبری سازمان اطلاعات سپاه (۱۱۴) از مردم میخواستند فعالیتهای سیاسی و عقیدتی یکدیگر را گزارش کنند. شبکه مساجد و پایگاههای بسیج نیز نقش رصد محلی را بر عهده داشت.
ب) نظارت دیجیتال (دهه ۸۰ تا ۹۰)
با گسترش اینترنت، پلتفرمهایی مانند گرداب و سجام ایجاد شدند. گرداب از مردم میخواست صفحات شبکههای اجتماعی مخالفان را ارسال کنند و بسیاری از پروژههای دستگیری مانند «عنکبوت» بر اساس همین گزارشها انجام شد. سجام نیز بهظاهر سامانه «پیشگیری از جرم» بود اما عملاً برای گزارش تخلفات سیاسی و فرهنگی استفاده میشد.
ج) سامانههای رفتاری و محلی (دهه ۱۴۰۰)
پس از اعتراضات ۱۴۰۱، تمرکز بر کنترل رفتارهای اجتماعی افزایش یافت. سامانه پیامکی ناظر برای گزارش کشف حجاب، و کانالهای گزارشدهی در پیامرسانهای داخلی برای ارسال فیلم و عکس معترضان ایجاد شد.
۵. تفاوت علاج با سامانههای قبلی
سامانههای پیشین عمدتاً بر داخل کشور تمرکز داشتند، اما علاج بهطور مستقیم ایرانیان خارج از کشور را هدف قرار میدهد. این سامانه با استفاده از تهدیدهای مالی و شهروندی، تلاش میکند مخالفان خارج از کشور را تحت فشار قرار دهد و از شهروندان داخل ایران برای تکمیل این فشار استفاده کند.
۶. پیامدهای حقوقی و امنیتی
نبود شفافیت درباره معیارهای اتهام، سازوکار راستیآزمایی و مرجع تصمیمگیری، خطر پروندهسازی بر اساس خصومتهای شخصی، اطلاعات جعلی یا گزارشهای بیاساس را افزایش میدهد. برچسبهایی مانند «خائن» و «ضد وطن» تعریف مشخصی ندارند و میتوانند شامل روزنامهنگاران، کنشگران حقوق بشر و حتی افراد منتقد معمولی شوند.
۷. فشار بر رسانهها و ایرانیان خارج از کشور
در ماههای اخیر، فشار بر رسانههای فارسیزبان خارج از ایران افزایش یافته است. سخنگوی نیروهای مسلح حتی کارکنان بیبیسی فارسی، ایران اینترنشنال و رادیو فردا را «قابل درج در بانک اهداف نظامی» معرفی کرده است. همزمان، گزارشهایی درباره توقیف اموال صدها ایرانی خارج از کشور منتشر شده و محدودیتهایی در سامانه میخک برای تنظیم وکالتنامهها اعمال شده است.
۸. نبود هویت سازمانی مشخص
هیچ وزارتخانه یا نهاد امنیتی مشخصی مسئول علاج معرفی نشده است. معلوم نیست این سامانه اختیار قانونی برای سلب خدمات یا مسدودسازی حسابها دارد یا صرفاً اطلاعات را به نهادهای امنیتی منتقل میکند. نبود آییننامه رسمی، نبود سازوکار اعتراض و نبود شفافیت درباره نحوه رسیدگی به پروندهها، علاج را به یک پلتفرم امنیتی بدون پاسخگویی تبدیل کرده است.
۹. سامانهای برای سرکوب
سامانه علاج یک ابزار امنیتی جدید با هدف گسترش دامنه نظارت و فشار جمهوری اسلامی به خارج از مرزهای ایران است. این سامانه بر پایه گزارشهای به اصطلاح مردمی، پایش رسانهای و انتشار اطلاعات هویتی مخالفان عمل میکند و با تهدیدهای مالی و شهروندی همراه است. سابقه طولانی خبرچینی در ایران، نبود شفافیت، خطر سوءاستفاده از دادهها و واکنشهای شدید بینالمللی، علاج را به یکی از بحثبرانگیزترین پروژههای امنیتی سالهای اخیر تبدیل کرده است.
بیشتر بخوانید
حسین طائب از سرکوبگران ارشد نظام ولایت فقیه







