جمعه,۱۳ شهریور, ۱۴۰۵
سرکوبگران
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما
No Result
View All Result
سرکوبگران
No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

شاهد دیگری از قتل عام و شکنجه در زندان گوهر دشت سخن می‌گوید

شاهد دیگری از قتل عام و شکنجه در زندان گوهر دشت سخن می‌گوید
Share on FacebookShare on Twitter
داستان ناگفته مجتبی اخگر از قتل عام ۶۷

«من مجتبی اخگر در سال ۶۱ در تهران  توسط ارگان‌های حکومت دستگیر شدم . مدت۱۰سال در زندان‌های اوین و قزلحصار و گوهر دشت محبوس بودم. در جریان قتل عام ۳۰هزار زندانی سیاسی در سال ۶۷ من در زندان گوهردشت بودم. برادرم جواد اخگر که ۱۶سال بیشتر نداشت و هوادار سازمان مجاهدین خلق بود، در سال۶۰ در زندان اوین توسط لاجوردی تیرباران شد.

من درسال ۶۷ درمجموع  ۵ بار به راهروی مرگ رفتم که ۳بار آن، مرا پیش هیأت مرگ بردند. در این هیأت ابراهیم رئیسی و نیری و مصطفی پور محمدی و اشراقی و چند نفر دیگر حضور داشتند.

ابراهیم رئیسی حکم اعدام همه زندانیان را امضا‌ می‌کرد!

هر کسی را پیش این هیأت می بردند باید هر سه نفر رئیسی و نیری و پورمحمدی زیر برگه اعدام را امضاء می‌کردند. به همین دلیل رئیسی شخصا در قتل‌عام تمام زندانیان در اوین و گوهردشت دست داشت.

هر ۵باری که به راهروی مرگ رفتم آن چیزی که دیدم این بود که هیأت مرگ عجله زیادی برای کشتار زندانیان داشت. به همین دلیل هر ‌ساعت  حدود ۱۰نفر را  پیش هیات مرگ می‌بردند که برای آنها حکم اعدام صادر می‌شد.

من در راهروی مرگ از زیر چشم بند می‌دیدم که حمید عباسی و داوود لشکری و ناصریان این گروه‌های ده نفره را برای اعدام از راهروی مرگ به سمت حسینیه که محل اعدام‌ها بود می‌بردند. جنایتکارانی مثل محمد مقیسه که اسم مستعارش ناصریان بود. او در آن زمان دادیار ناظر بر زندان گوهردشت بود. همینطور حمید نوری که اسم مستعارش حمید عباسی بود.  این فرد الان در سوئد بازداشت شده و قرار است به خاطر قتل عام ۶۷ محاکمه شود. او به همراه ناصریان در بردن زندانیان پیش هیأت مرگ خیلی فعال بودند. ناصریان آن قدر عجله داشت که نمی‌گذاشت آنهایی که اعدام می‌شدند یک ربع بالای دار بمانند. او خودش نقل می‌کرد که به پای زندانیان آویزان می‌شد تا زودتر جان بدهند تا فرصت برای اعدام تعداد بیشتری زندانی باشد.

اعدام زندانیان بیمار در زمان قتل عام

در اینجا باید از یک زندانی یاد کنم به نام علی حق‌وردی ممقانی که به سختی شکنجه شده بود.

علی را توی زندان قزلحصار خیلی شکنجه کرده بودند. یکی از بدترین شکنجه‌ها این بود که سر علی را به لبه پنجره سلول کوبیده بودند که دچار لخته خون در مغزش شده و منجر به صرع شدید شده بود. علی را به‌رغم این بیماری شدید، جلوی هیأت مرگ بردند. او شجاعانه از هویت و آرمانش دفاع کرد. فردای آن روز علی حق وردی هم جزو اعدام شدگان بود.

آخرین باری که مرا پیش هیأت مرگ بردند، ناصریان (مقیسه) و داوود لشکری معاون امنیتی زندان گوهردشت و بیات رئیس بهداری زندان وارد محل هیئت مرگ شدند.

تمام تلاش ناصریان این بود که حکم اعدام من رو بگیرد. برای همین این جنایتکاران را آورده بود که شهادت بدهند که من دارو از زندان می‌گرفتم و به زندانیان مریض دیگر می‌دادم. در آن جا هم متوجه نشدم که هیأت مرگ چه تصمیمی در مورد من گرفته است…. تا اینکه در اواخر شهریورماه سال۶۷ ناصریان خودش به بند۱۳ که ما رو اونجا جمع کرده‌ بودند آمد. او اسم من و ۱۲نفر دیگر را خواند.

اتاق گاز!

ما را از آنجا به طبقه سوم بالای اتاق گاز بردند. بگذارید بگویم که اتاق گاز اتاقی بود که هیچ روزنه هوایی نداشت. پاسداران  زندانیان  را برای شکنجه به این اتاق می‌بردند. معمولا بین ۶۰ تا ۷۰نفر را توی این اتاق که ۴*۶  بود می‌ریختند تا زندانیان بر اثر کمبود هوا دچار خفگی شوند و به پاسداران التماس کنند که در را کمی باز کنند.

در آن جا ناصریان‌(مقیسه) که حمید عباسی و چند پاسدار دیگر همراهیش می‌کردند به ما گفت که شما را به اینجا آوردیم که حد جاری کنیم! (حد زدن یعنی محکوم شدن زندانی به شلاق از طرف هیئت مرگ!)

بعد به ما گفتند که شما چون در مقابل هیأت مرگ دروغ گفتید هر کدام‌ تان  به شلاق محکوم شدید. از صد ضربه شلاق تا ۲۵۰ ضربه متغیر بود. من به ۱۶۰ ضربه شلاق محکوم شدم. دوستم جواد تقوی به ۱۰۰ ضربه.

بدن‌های شرحه شرحه شده زیر کابل ناصریان

ابتدا جواد تقوی را روی تخت خواباندند. ناصریان شخصا شروع به زدن کرد. خون از بدن جواد جاری شد. وسط کار شلاق زدن پاسداری زیر گوش ناصریان آمد چیزی گفت. ناصریان کابل را به دست حمید عباسی داد و گفت که ادامه بده تا من برگردم. او هم تا برگشتن ناصریان ادامه داد! خون از پیکر جواد تقوی می‌چکید. این کار هم‌زمان هم شکنجه ما بود و هم شکنجه جواد که کابل بدنش را پاره پاره کرده بود.

سپس ما را به سلول انفرادی بازگرداندند. شکنجه زندانی دیگری شروع شد و صدای دلخراش ضجه های او ما را بیشتر شکنجه می‌‌کرد.

یک هفته بعد نوبت به من رسید! بدنم زیر ضربات ۱۶۰ ضربه کابل خونین و از هم پاشیده شده بود. تا یک ماه امکان خواب و استراحت نداشتم.

بدن چند نفر از دوستانم در اثر این شکنجه دچار عفونت‌های شدید شده بود. وقتی از طریق مورس زدن به سلول‌های مجاور از میزان شکنجه آنها مطلع شدم، درد و زخم خودم را فراموش کرده بودم!».

مجتبی اخگر وقتی این آخرین کلمات را بر زبان می آورد، بغضی دیرین سینه‌اش را فشرد. برایش ادامه بازگویی صحنه شکنجه و اعدام میسر نبود. شاید در مجالی دیگر، قسمت دیگری از داستان ناگفته قتل عام را از زبان این شاهد باقی مانده از آن روزهای سیاه بازگو کنیم…

از هم‌وطنان گرامی، تقاضا داریم در صورتی که اطلاعاتی درباره نیروهای سرکوبگر ومراکزسرکوب استان وشهر خود در اختیار دارید، برای آگاهی‌بخشی و اطلاع‌رسانی به عموم مردم، این اطلاعات را برای ما ارسال کنید.

ازهمراهی و همکاری شما سپاسگزاریم

ما را در تلگرام سرکوبگران دنبال کنید

اطلاعات ارائه‌شده در این سایت بر اساس داده‌های در دسترس عمومی، گزارش‌های حقوق بشری و منابع میدانی گردآوری شده و در صورت انتشار اطلاعات جدید یا مستندات تکمیلی، قابل اصلاح و به‌روزرسانی است. «این محتوا با هدف اطلاع‌رسانی عمومی و مستندسازی نقض حقوق بشر منتشر شده است.»

ما را در اینستاگرام سرکوبگران دنبال کنید

Tags: سرکوبگرانشاهدین جنایاتشکنجه گاه
ShareTweet
Previous Post

محمد مقیسه؛ لمپن خونریز!

Next Post

معرفی سعید سلیمی از مزدوران اطلاعاتی و نیروهای سرکوب

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجوی استانی

No Result
View All Result
مسئولیت سیدمحسن حسینی در نقض حقوق بشر مردم پرند استان تهران

مسئولیت سیدمحسن حسینی در نقض حقوق بشر مردم پرند استان تهران

۱۴۰۵/۰۲/۲۸

فرماندهی عملیات‌های میدانی و مدیریت بحران اعتراضات دی ۱۴۰۴...

کارکرد یگان  امداد نیروی  انتظامی چیست؟

کارکرد یگان امداد نیروی انتظامی چیست؟

۱۴۰۳/۰۷/۱۵

بازشناسی ساختار سرکوب؛ شماره ۴ در چهارمین بخش از شناخت...

نقش سپاه محمد تهران در سرکوب قیام‌ها و خیزش‌های مردمی

نقش سپاه محمد تهران در سرکوب قیام‌ها و خیزش‌های مردمی

۱۴۰۳/۰۷/۲۴

سپاه محمد تهران بزرگ را بشناسیم- قسمت دوم رژیم...

سازمان دهی سپاه و بسیج در شهر تهران

سازمان دهی سپاه و بسیج در شهر تهران

۱۴۰۱/۰۹/۲۲

بازشناسی ساختار سرکوب؛  شماره ۷ نقش سپاه پاسداران و...

Follow Us

برچسب‌ها

آبان ۹۸ آذربایجان شرقی آذربایجان غربی استان اصفهان استان البرز استان تهران استان خوزستان استان فارس استان لرستان استان مازندران استان مرکزی استان کردستان استان کرمانشاه استان گیلان اصفهان اعتراضات ۱۴۰۱ افشاگری البرز ایلام بلوچستان تهران خراسان رضوی خوزستان دادستان رشت سرنگونی سرکوب سرکوبگران سیستان و بلوچستان شیراز فارس قاضی قاضی حکومتی قزوین قیام قیام ۱۴۰۴ لرستان مازندران نقض حقوق بشر نیروی انتظامی همدان پلیس فتا کردستان کرمانشاه گیلان

آخرین خبرها

علی حاجی کاظم؛ پرونده‌ای از شکنجه، قتل و نقض حقوق بشر در زندان رجایی‌شهر

علی حاجی کاظم؛ پرونده‌ای از شکنجه، قتل و نقض حقوق بشر در زندان رجایی‌شهر

۱۴۰۵/۰۶/۱۳
غلامعلی محمدی؛ مدیر نقض گسترده حقوق زندانیان

غلامعلی محمدی؛ عامل نقض گسترده حقوق زندانیان

۱۴۰۵/۰۶/۱۳

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. سرکوبگران ۱۴۰۱

  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. سرکوبگران ۱۴۰۱

تماس با ما
1
WhatsApp
پیامتان را ارسال کنید
در اولین فرصت پاسخ شما را خواهیم داد
باز کردن چت