سه‌شنبه,۱۷ شهریور, ۱۴۰۵
سرکوبگران
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما
No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما
No Result
View All Result
سرکوبگران
No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

سهراب سلیمانی و پرونده سیاه آزار زندانیان

سهراب سلیمانی و پرونده سیاه آزار و سرکوب زندانیان
Share on FacebookShare on Twitter

سهراب سلیمانی، در جایگاه مدیرکل زندان‌های استان تهران، مستقیماً در نقض حقوق اساسی و انسانی زندانیان نقش داشته است. این موارد شامل آزار، اذیت، شکنجه و اعمال فشار گسترده بر زندانیان می‌شود، به ویژه زندانیان سیاسی و عقیدتی که تحت مدیریت سهراب سلیمانی قرار داشتند.

نقش سهراب سلیمانی در تضییع حقوق زندانیان در دوران تصدی‌اش بر زندان‌های استان تهران بسیار مهم و قابل توجه است. تاکنون گزارش‌های فراوانی از شیوه‌های گوناگون آزار و اذیت، اعمال شکنجه‌های جسمی و روانی، و اعمال فشارهای متعدد بر زندانیان، خصوصاً آن‌هایی که با اتهامات سیاسی و عقیدتی مواجه بودند، در زندان‌های این استان انتشار یافته است. این گزارش‌ها، تصویری نگران‌کننده از وضعیت زندانیان در زمان مدیریت سهراب سلیمانی ارائه می‌دهند.

یکی از نمونه‌های بارز این نقض حقوق، تهاجم به بند ۳۵۰ زندان اوین در تاریخ ۲۸ فروردین ۱۳۹۳ بود. این بند، که محل نگهداری زندانیان سیاسی و عقیدتی محسوب می‌شد، مورد حمله بی‌رحمانه مأموران قرار گرفت. این یورش، که بعدها به «پنجشنبه سیاه اوین» شهرت یافت، شاهد حضور گارد زندان اوین، به همراه لباس‌شخصی‌های وابسته به وزارت اطلاعات و اطلاعات سپاه پاسداران بود. آنان با خشونت بی‌حد و حصر، به ضرب و شتم شدید زندانیان این بند پرداختند. شهادت‌ها حاکی از آن است که این حمله با برنامه‌ریزی قبلی و با هدف سرکوب اعتراضات زندانیان صورت گرفت.

شدت خشونت اعمال شده توسط مأموران در این حادثه، آنقدر بالا بود که «هنگام انتقال زندانیان مجروح به انفرادی و بهداری زندان، مینی‌بوس حامل آن‌ها خونین بوده است. همچنین محوطه هواخوری این بند نیز به خون زندانیان آغشته بوده است.» این توصیفات هولناک، عمق فاجعه‌ای را نشان می‌دهد که در آن روز رخ داد. زندانیان، بی‌دفاع و در محاصره مأموران، مورد ضرب و جرح قرار گرفتند. این تهاجم، در واکنش به اعتراض زندانیان به «برنامه خشن بازرسی» صورت گرفت. در نتیجه، «بیش از سی تن از زندانیان مجروح و مضروب شدند و دست کم چهار تن از زندانیان سیاسی به دلیل خونریزی و شکستگی به بیمارستان خارج از زندان منتقل شده‌اند.» این ارقام نشان‌دهنده ابعاد وسیع آسیب‌های جسمی وارد شده به زندانیان است.

بیشتر بخوانید

احمد وحیدی فردی که تمام عمرش در سرکوب مردم گذشته است

پس از این ضرب و شتم گسترده، مأموران زندان اوین حداقل ۳۲ نفر از زندانیان را به سلول‌های انفرادی منتقل کردند. این اقدام، نوعی تنبیه مضاعف برای زندانیانی بود که پیشتر مورد خشونت قرار گرفته بودند و نشان‌دهنده اراده برای تشدید فشار بر آن‌ها بود. بر اساس شهادت‌نامه‌ای که به امضای ۷۴ نفر از شاهدان عینی حاضر در بند ۳۵۰ در روز حمله رسیده، «تعداد ۱۳ نفر از زندانیان حاضر در اتاق‌ها که در مقابل چشم دیگران مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند با چشم‌بند و دست‌بند در حالی که خونریزی شدید برخی از آنها مشهود بود به مکان نامعلومی منتقل شدند.» این شهادت‌نامه، مستندی مهم از ابعاد سرکوب در آن روز است.

گزارش‌ها، جراحات و آسیب‌های جسمی متعددی را تأیید می‌کنند. پارگی رگ دست امید بهروزی، شکستگی دنده اسماعیل برزگری و شکستگی سر اکبر امینی از جمله این موارد است. همچنین، یک مورد حمله قلبی که به اعزام به سی سی یو منجر شد، چندین مورد شکستگی و جراحت انگشتان دست و پا، جراحت و خونریزی صورت، و آثار کبودی ناشی از ضربات باتوم بر روی بدن تعداد زیادی از زندانیان، همگی از نتایج این ضرب و شتم شدید بودند. این جراحات، شاهدی بر سبعیت اعمال شده توسط مأموران تحت مدیریت سهراب سلیمانی است.

زندانیانی چون عبدالفتاح سلطانی، محمد امین هادوی، سعید متین پور، بهنام ابراهیم زاده، بهزاد عرب گل و هوتن دولتی، پس از این تهاجم به سلول انفرادی منتقل شدند. این انتقال‌ها، نشانگر تلاش برای انزوای رهبران و فعالان سیاسی در بند بود. در یک دردنامه که ۲۸ تن از زندانیان این بند در تاریخ ۳۱ فروردین ۱۳۹۳ منتشر کردند، آمده: «به هنگام ضرب و شتم زندانیان فرمانده لباس شخصی‌ها مکرراً به نیرو‌هایش دستور می‌داد که با باتوم به سر افراد بزنند. برخی از این ماموران در حین این درگیری‌ها باتون را دور سر خود می‌چرخاندند و فحاشی می‌کردند. شدت این اقدامات به نحوی بود که لباس تعدادی از مضروبین برتنشان پاره شد.» این توصیفات، خشونت سازمان‌یافته‌ای را نشان می‌دهد که زندانیان با آن مواجه بودند.

در مقابل این تهاجم و شکنجه آشکار زندانیان، سهراب سلیمانی در تاریخ ۳۰ فروردین همان سال، با تکذیب کلیه گزارش‌ها، مدعی شد: «تنها یک بازرسی ساده انجام شده که این بازرسی به صورت ماهانه و نوبه‌ای انجام می‌شود.» این اظهارنظر، نشانه‌ای آشکار از تلاش برای سرپوش گذاشتن بر ابعاد واقعی حادثه و انکار مسئولیت بود. علیرغم شکایات و اعتراضات مکرر زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ و خانواده‌های آن‌ها، دستگاه قضایی ملایان هیچگونه برخوردی با مسببان و عاملان این نقض عمده و گسترده حقوق بشر نکرد. در عوض، در تیر ماه ۱۳۹۴، شش نفر از افرادی که در اوایل اردیبهشت ۹۳ در اعتراض به این رخداد در برابر دفتر ریاست جمهوری تجمع کرده بودند، مجموعاً به بیش از ۲۳ سال زندان محکوم شدند. این حکم، گواه بر سرکوب معترضان و عدم پاسخگویی مقامات بود.

سهراب سلیمانی و عدم رسیدگی پزشکی به زندانیان

سهراب سلیمانی، به دلیل مسئولیت خود در زندان‌های استان تهران، همچنین در برابر عدم رسیدگی پزشکی و تأمین نیازهای درمانی زندانیان، به‌ویژه زندانیان سیاسی، عقیدتی و امنیتی، مسئول شناخته می‌شود. گزارش‌های متعددی وجود دارد که نشان می‌دهند مقامات سازمان زندان‌ها در استان تهران، به همراه مسئولان زندان‌ها، از دسترسی زندانیان به خدمات درمانی و پزشکی ممانعت به عمل آورده‌اند.

به عنوان نمونه، در سال ۱۳۹۱، حسین رونقی، وبلاگ‌نویس زندانی، به دلیل بی‌توجهی مسئولان زندان اوین به نیازهای درمانی‌اش، خصوصاً مرخصی درمانی، چندین بار دست به اعتصاب غذا زد. وخامت حال وی به حدی رسید که در خرداد همان سال، ۱۱۷ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین با انتشار نامه‌ای خطاب به مقامات زندان، نسبت به بروز خطر جانی برای حسین رونقی در صورت عدم رسیدگی پزشکی هشدار دادند. این نامه، نشانه‌ای از نگرانی عمیق زندانیان از وضعیت سلامتی همرزمشان بود.

سرانجام، پس از وخامت بسیار شدید حال حسین رونقی و انجام جراحی او در بهار ۱۳۹۲، مقامات زندان باز هم با عدم تمدید مرخصی درمانی، وی را پس از یک ماه به زندان بازگرداندند. این اقدام، علی‌رغم نیاز مبرم وی به مراقبت‌های پزشکی پس از جراحی صورت گرفت. به گفته پدر حسین رونقی در خرداد ۹۲، مسئولان زندان اوین از در اختیار قرار دادن داروهای این زندانی به وی خودداری کرده بودند، که این مسئله سبب نامساعد شدن دوباره وضعیت جسمی او شد.

سهراب سلیمانی خود در همان زمان، در واکنش به انتقادها، علیرغم تأکید بر اینکه مسئولیت جان زندانیان حاضر در زندان‌های استان تهران با اوست، از وضعیت جسمی و وخامت حال حسین رونقی اظهار بی‌اطلاعی کرده بود. این اظهار بی‌اطلاعی، در حالی بود که مسئولیت مستقیم وضعیت سلامت زندانیان بر عهده او بود. موارد دیگری نیز در دوران مسئولیت سهراب سلیمانی رخ داده است: نیمه‌کار ماندن روند درمان رضا شهابی، فعال کارگری، در آذر ۱۳۹۱ با وجود وضعیت بد جسمانی؛ بی‌توجهی کامل به نیاز پزشکی و عدم درمان علیرضا رجایی، فعال سیاسی، در سال ۱۳۹۳ که منجر به سرطان سینوس و در نتیجه تخلیه چشم و قسمتی از فک او شد؛ عدم رسیدگی پزشکی به وضعیت جسمانی عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار، در اسفند ۱۳۹۴؛ و عدم اعزام نرگس محمدی، فعال حقوق بشر، به بیمارستان در مرداد ۱۳۹۴، همگی نمونه‌هایی از برخوردهای زندان‌های استان تهران در زمان مسئولیت سهراب سلیمانی با زندانیان بیمار است.

مرگ زندانیان تحت مدیریت سهراب سلیمانی

سهراب سلیمانی، در مقام مدیرکل زندان‌های استان تهران، مسئول مرگ زندانیانی است که در زندان‌های این استان بر اثر شکنجه، عدم رسیدگی پزشکی به موقع و کافی، یا اعتصاب غذا جان خود را از دست داده‌اند. او خود در خرداد ۱۳۹۲ اذعان کرده بود که به عنوان مدیرکل زندان‌های استان تهران، مسئولیت جان همه کسانی که در زندان‌های این استان زندانی هستند، بر عهده اوست.

بر اساس گزارش‌های سازمان‌های حقوق بشری، در دوران مسئولیت سهراب سلیمانی بر زندان‌های استان تهران، دستکم ۱۱ زندانی جان خود را در زندان‌های این استان از دست دادند. این افراد شامل: زهرا کاظمی (زندان اوین تهران، شکنجه)، اکبر محمدی (زندان اوین تهران، اعتصاب غذا)، ولی‌الله فیض مهدوی (زندان گوهردشت کرج، اعتصاب غذا)، امیرحسین حشمت‌ساران (زندان گوهردشت کرج، عدم رسیدگی پزشکی)، امیدرضا میرصیافی (زندان اوین تهران، شکنجه)، امیر جوادی‌فر (بازداشتگاه کهریزک، شکنجه)، محمد کامرانی (بازداشتگاه کهریزک، شکنجه)، محسن روح‌الامینی (بازداشتگاه کهریزک، شکنجه)، رامین آقازاده قهرمانی (بازداشتگاه کهریزک، شکنجه)، محسن دگمه‌چی (زندان گوهردشت کرج، عدم رسیدگی پزشکی)، حسن ناهید (زندان اوین تهران، عدم رسیدگی پزشکی)، و هدی صابر (زندان اوین تهران، اعتصاب غذا و عدم رسیدگی پزشکی) بودند. این فهرست، نشان‌دهنده یک الگوی نگران‌کننده از مرگ‌ومیر در زندان‌های تحت مدیریت سهراب سلیمانی است.

سهراب سلیمانی، پس از جان باختن تعدادی از این زندانیان، با اظهارات غلط و گمراه‌کننده سعی کرده است مرگ آن‌ها را طبیعی و بی‌اهمیت جلوه دهد. به عنوان نمونه، پس از جان باختن اکبر محمدی، زندانی سیاسی، در مرداد ۱۳۸۵، سهراب سلیمانی در حالی مرگ او را در اثر اعتصاب غذا تأیید کرد که تنها یک هفته پیش از آن، اعتصاب غذای این زندانی را به شدت تکذیب کرده بود. این زندانی سیاسی در اعتراض به بازداشت و انتقال بدون حکم قضایی به زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده بود که به دلیل بی‌اعتنایی و بی‌توجهی مقامات زندان اوین و سازمان زندان‌ها جان باخت.

سهراب سلیمانی همچنین در واکنش به مرگ ولی‌الله فیض مهدوی، زندانی عقیدتی، در شهریور ۱۳۸۵ در زندان گوهردشت کرج در نتیجه اعتصاب غذا، نیز در اظهارنظری مرگ او را ناشی از خودکشی از طریق حلق‌آویز کردن اعلام کرده بود. این در حالی است که این زندانی خود پیشتر با ارسال پیامی از اعتصاب غذای خود در اعتراض به وضعیتش در زندان خبر داده بود. این اظهارات سهراب سلیمانی، تلاش برای انحراف افکار عمومی از مسئولیت خود در قبال مرگ زندانیان را نشان می‌دهد.

هتک حرمت و آزار جنسی در زمان سهراب سلیمانی

سهراب سلیمانی، در مقام مدیرکل زندان‌های استان تهران، همچنین در برابر هتک حرمت و آزار جنسی زنان سیاسی زندانی در زندان اوین تهران در سال ۱۳۹۱ مسئول است. بر اساس گزارش‌های منتشر شده در ۹ آبان ماه این سال، مأموران زن گارد زندان اوین به بند زنان سیاسی این زندان هجوم آورده و اقدام به بازرسی بدنی خشن همراه با آزار جنسی زندانیان می‌کنند.

به گفته شاهدان عینی، مأموران از زنان زندانی در بند سیاسی خواسته‌اند که اندام خصوصی خود را برای مشاهده مأموران به نمایش بگذارند. در واکنش و اعتراض به این آزار و اذیت جنسی، ۹ تن از زنان زندانی محبوس در این بند از جمله بهاره هدایت، نازنین دیهیمی، ژِیلا بنی یعقوب، شیوا نظر آهاری، مهسا امرآبادی، حکیمه شکری، ژِیلا کرم‌زاده مکوندی، نسیم سلطان‌بیگی و راحله زکایی دست به اعتصاب غذا زدند.

پس از آن، ۳۳ تن از زنان زندانی در بند زنان سیاسی زندان اوین با انتشار نامه‌ای، خواستار عذرخواهی مقامات سازمان زندان‌ها و به ویژه رئیس زندان اوین به دلیل هتک حرمت صورت گرفته توسط مأموران علیه زندانیان شدند. در این نامه آمده: «با توجه به انواع دوربین‌های امنیتی و سختگیری در رفت‌وآمد‌ها و نقل و انتقال وسایل و غیره و با توجه به وجود ابزار الکترونیکی مناسب که می‌توانست برای بازرسی بدنی بکار رود و یا دست کم محترمانه باشد بر ما معلوم نیست که چرا چنین رفتار توهین‌آمیزی صورت گرفته است.» این اظهارات، نشان‌دهنده غیرموجه بودن و هدفمند بودن این اقدامات تحقیرآمیز است.

سوابق و تحریم‌های سهراب سلیمانی

سوابق سرکوب و نقض حقوق بشر سهراب سلیمانی عبارت است از: از سال ۱۳۸۰ تا خرداد ۱۳۹۵ به عنوان مدیرکل زندان‌های استان تهران فعالیت داشته و از خرداد ۱۳۹۵ نیز سرپرست معاونت امنیتی و انتظامی سازمان زندان‌ها است. برخی از قربانیان غیرمستقیم جنایات، سرکوب و نقض حقوق سهراب سلیمانی عبارتند از: عبدالفتاح سلطانی، اکبر امینی، بهنام ابراهیم‌زاده، بهزاد عرب‌گل، اسماعیل برزگری، هوتن دولتی، محمدامین هادوی، امید بهروزی، و سعید متین‌پور.

نام سهراب سلیمانی در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۹۶ توسط وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا در فهرست تحریم‌های حقوق بشری قرار گرفت. دلیل این اقدام، نقش وی در نقض حقوق بشر از جمله ضرب و شتم زندانیان محبوس در بند ۳۵۰ در سال ۱۳۹۳ عنوان شده است. شایان ذکر است وی برادر قاسم سلیمانی، فرمانده معدوم نیروی قدس سپاه پاسداران می‌باشد.

اطلاعات ارائه‌شده در این سایت بر اساس داده‌های در دسترس عمومی، گزارش‌های حقوق بشری و منابع میدانی گردآوری شده و در صورت انتشار اطلاعات جدید یا مستندات تکمیلی، قابل اصلاح و به‌روزرسانی است. «این محتوا با هدف اطلاع‌رسانی عمومی و مستندسازی نقض حقوق بشر منتشر شده است.»

ما را در اینستاگرام دنبال کنید

ما را در تلگرام دنبال کنید

Tags: استان تهرانرییس زندانسرکوبگران
ShareTweet
Previous Post

حمیدرضا بهاروند عامل سرکوب جوانان و مردم شوش

Next Post

سعید مرتضوی و پرونده ای که باید به خاطر داشت

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جستجوی استانی

No Result
View All Result
ارگان سرکوب: حفاظت اطلاعات مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه

ارگان سرکوب: حفاظت اطلاعات مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضائیه

۱۴۰۵/۰۶/۱۴

قوه قضائیه با ایجاد نهادی نظارتی تحت عنوان «حفاظت...

کارکرد یگان  امداد نیروی  انتظامی چیست؟

کارکرد یگان امداد نیروی انتظامی چیست؟

۱۴۰۳/۰۷/۱۵

بازشناسی ساختار سرکوب؛ شماره ۴ در چهارمین بخش از شناخت...

مسئولیت سیدمحسن حسینی در نقض حقوق بشر مردم پرند استان تهران

مسئولیت سیدمحسن حسینی در نقض حقوق بشر مردم پرند استان تهران

۱۴۰۵/۰۲/۲۸

فرماندهی عملیات‌های میدانی و مدیریت بحران اعتراضات دی ۱۴۰۴...

معرفی یک بازجوی شکنجه‌گر اطلاعات سپاه در کرج

معرفی یک بازجوی اطلاعات سپاه در کرج

۱۴۰۵/۰۶/۱۱

سهیل اختیاری، بازجوی شکنجه‌گر اطلاعات سپاه که در زندان...

Follow Us

برچسب‌ها

آبان ۹۸ آذربایجان شرقی آذربایجان غربی استان اصفهان استان البرز استان تهران استان خوزستان استان فارس استان لرستان استان مازندران استان مرکزی استان کردستان استان کرمانشاه استان گیلان اصفهان اعتراضات ۱۴۰۱ افشاگری البرز ایلام بلوچستان تهران خراسان رضوی خوزستان دادستان رشت سرنگونی سرکوب سرکوبگران سیستان و بلوچستان شیراز فارس قاضی قاضی حکومتی قزوین قیام قیام ۱۴۰۴ لرستان مازندران نقض حقوق بشر نیروی انتظامی همدان پلیس فتا کردستان کرمانشاه گیلان

آخرین خبرها

حضور در قهوه‌خانه جرم سیاسی است

حضور در قهوه‌خانه جرم سیاسی است

۱۴۰۵/۰۶/۱۷
سرکوب و نقض حقوق زنان در البرز: عملکرد حمید هداوند و «طرح نور»

حمید هداوند؛ سرکوب و نقض حقوق زنان در استان البرز

۱۴۰۵/۰۶/۱۷

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. سرکوبگران ۱۴۰۱

  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

Welcome Back!

Login to your account below

Forgotten Password?

Retrieve your password

Please enter your username or email address to reset your password.

Log In

Add New Playlist

No Result
View All Result
  • خانه
  • سرکوبگران
  • مراکز سرکوب
  • شکنجه‌گاه ها
  • افشاگری‌ها
  • ارسالی
  • ارتباط با ما

استفاده از مطالب سایت با ذکر منبع بلامانع است. سرکوبگران ۱۴۰۱

تماس با ما
1
WhatsApp
پیامتان را ارسال کنید
در اولین فرصت پاسخ شما را خواهیم داد
باز کردن چت