زندان وکیلآباد مشهد، یکی از بزرگترین و بدنامترین زندانهای ایران، به دلیل نقض گسترده حقوق بشر، شرایط غیرانسانی، و سرکوب سیستماتیک زندانیان، بهویژه زنان، بارها مورد انتقاد فعالان حقوق بشر قرار گرفته است. بند زنان این زندان، که محل نگهداری زنان باردار، مادران با کودکان خردسال، و زندانیان سیاسی و عقیدتی است، با مشکلات عدیدهای از جمله کار اجباری، شرایط بهداشتی اسفناک، و رفتارهای ظالمانه مقامات زندان مواجه است. این گزارش با استفاده از اطلاعات دریافتی از یک زندانی و منابع دیگر، به بررسی وضعیت وخیم بند زنان، بهرهکشی در کارخانه کیک و کلوچه شبتاب، و ظلم مقاماتی مانند قاضی ناظر، رضایوف، و رئیس بند زنان، رحیمزاده، میپردازد. هدف این گزارش، افشای نقض حقوق بشر و جلب توجه به رنج زنان زندانی در این زندان است.
شرایط عمومی بند زنان زندان وکیلآباد
بند زنان زندان وکیلآباد، شامل بندهای مختلف مانند بند ۲ (محل نگهداری زندانیان با جرائم سنگین و سابقهدار)، بند ۴ (زنان باردار و مادران با کودکان زیر دو سال)، و بند ۵ (زندانیان سیاسی)، با شرایطی غیرانسانی و غیرقابلتحمل مواجه است. بند ۲، بهویژه، به دلیل حضور گسترده زندانیان معتاد و مشکلات اجتماعی و قاچاق مواد مخدر، به عنوان یکی از خرابترین بندها شناخته میشود. گزارشها حاکی از آن است که مواد مخدری مانند ناس توسط برخی مأموران زندان، از جمله زنی به نام نواب، وارد زندان شده و با قیمتهای گزاف (مانند ۲ میلیون تومان برای یک بسته ناس) به زندانیان فروخته میشود، که این امر به تشدید اعتیاد و آسیبهای اجتماعی در زندان منجر شده است.
بیشتر بخوانید
افشاگری و گزارش اختصاصی از زندان مخوف دیزل آباد کرمانشاه!
شرایط بهداشتی بند زنان بهشدت اسفناک است. حمامها خراب و غیرقابل استفادهاند، و نبود مواد شوینده و امکانات اولیه مانند ماشین لباسشویی، زندانیان را مجبور به شستن لباسها در دستشویی یا حمام کرده است، که این امر باعث شیوع بیماریهای پوستی درماننشده میشود. کیفیت غذای زندان نیز بهقدری پایین است که به گفته زندانیان، «اصلاً قابل خوردن نیست». ازدحام بیش از حد، کمبود تخت، و وجود قارچ و کپک روی دیوارها به دلیل عدم نظافت طولانیمدت، محیطی غیربهداشتی و غیرانسانی ایجاد کرده است. دسترسی به خدمات پزشکی برای بسیاری از زندانیان، بهویژه زندانیان سیاسی، محدود یا کاملاً قطع است، و این وضعیت سلامت جسمی و روانی آنها را به خطر انداخته است.
کار اجباری در کارخانه کیک و کلوچه شبتاب
یکی از بارزترین مصادیق نقض حقوق بشر در زندان وکیلآباد، بهرهکشی از زنان زندانی از طریق کار اجباری در کارخانه کیک و کلوچه شبتاب، وابسته به بنیاد زندان، است. زنان زندانی مجبورند از ساعت ۷ صبح تا ۴ بعدازظهر در این کارخانه کار کنند، در حالی که تنها ۱۰ دقیقه برای صبحانه و ۲۰ دقیقه برای ناهار فرصت استراحت دارند. دستمزد این کار طاقتفرسا، که ماهانه حدود ۲ میلیون تومان است، به هیچوجه پاسخگوی نیازهای اولیه زندانیان یا خانوادههای آنها نیست. این شرایط، همراه با گرمای شدید و نبود تهویه مناسب در کارخانه، سلامت جسمی و روانی زندانیان را به خطر انداخته است.
مسئولان کارخانه، از جمله حکمآبادی و حسینی، با زنان زندانی با توهین و تحقیر رفتار میکنند. گزارشها حاکی از استفاده از الفاظ رکیک و جملات تحقیرآمیز نسبت به زنان زندانی است که بهطور مداوم روحیه زندانیان را تخریب میکند. این رفتارهای غیرانسانی، همراه با فشارهای کاری سنگین، نشاندهنده استثمار سیستماتیک نیروی کار زندانیان است که برخلاف ادعاهای سازمان زندانها مبنی بر حرفهآموزی، صرفاً به سودجویی از نیروی کار ارزان منجر شده است.
ظلم و ستم مقامات زندان: رضایوف و رحیمزاده
قاضی ناظر زندان، فاطمه رضایوف، به عنوان یکی از عوامل اصلی سرکوب و آزار زندانیان شناخته میشود. او با رفتارهای ظالمانه و توهینآمیز، از جمله تهدید، تحقیر، و محرومیت از حقوق اولیه مانند ملاقات و تماس تلفنی، زندگی را برای زنان زندانی، بهویژه زندانیان سیاسی، به جهنمی واقعی تبدیل کرده است. به گفته یکی از زندانیان، رضایوف «خون همه را در شیشه کرده» و به دلیل ستمگری بیرحمانهاش، به «ضحاک» تشبیه شده است. او دستور محرومیتهای طولانیمدت، مانند قفل کردن درب بندها و قطع دسترسی به امکانات اولیه، را صادر میکند و در سرکوب اعتراضات مسالمتآمیز نقش کلیدی دارد.
رحیمزاده، رئیس بند زنان، نیز به همان اندازه در تشدید رنج زندانیان مسئول است. او با رفتاری ظالمانه و بالفطره، هرگونه اعتراض به شرایط غیرانسانی، مانند کیفیت پایین غذا یا کمبود امکانات، را با مجازاتهای شدید پاسخ میدهد. زندانیانی که جرات اعتراض دارند، بهسرعت به سلول انفرادی منتقل شده یا در شورای انضباطی محکوم به محرومیت از تماس تلفنی و ملاقات با خانواده میشوند. این اقدامات، فضای رعب و وحشت را در زندان تقویت کرده و مانع از آن شده است که زندانیان بتوانند صدای خود را به گوش دیگران برسانند.
اعتراضات و سرکوب زندانیان
زنان زندانی در بندهای مختلف، بهویژه بندهای ۵ و ۶، بارها در اعتراض به شرایط غیرانسانی دست به اعتصاب غذا و اقدامات اعتراضی زدهاند. به عنوان مثال، در آذرماه ۱۴۰۳، زندانیان سیاسی زن در بند ۶ در اعتراض به بسته شدن درهای آهنی بند و قطع دسترسی به امکانات اولیه، اعتصاب غذا کردند. در مردادماه ۱۴۰۳ نیز، اعتراضات به گرمای شدید و کمبود امکانات با سرکوب خشونتآمیز مواجه شد، که طی آن برخی زندانیان مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و به سلولهای انفرادی منتقل شدند. این واکنشهای سرکوبگرانه، که اغلب به دستور رضایوف و رحیمزاده اجرا میشود، نشاندهنده تلاش مقامات برای خاموش کردن صدای زندانیان و حفظ شرایط غیرانسانی است.







