مهدی شمسآبادی در جایگاه دادستان زاهدان، مسئولیت مستقیم بازداشتهای گسترده، محرومیت زندانیان از دادرسی عادلانه و تایید قرارهای بازداشت موقت در جریان اعتراضات ۱۴۰۱ را بر عهده داشته است. وی با نظارت بر پروندههای قضایی معترضان، نقش کلیدی در صدور احکام سنگین حبس، شلاق و شکنجه سیستماتیک بازداشتشدگان ایفا نموده است.
مسئولیت قضایی مهدی شمسآبادی در بازداشتهای گسترده ۱۴۰۱
مهدی شمسآبادی در منصب دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان سیستان و بلوچستان، در حوزههای حق حیات و آزادیهای اجتماعی دست به نقض گسترده حقوق بشر زده است. وی در دوران حضور در این جایگاه حساس، موجب فراهم آمدن شرایط شکنجه محکومان شده و این رویه به طور ویژه در جریان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ مشاهده گردید. در طول دوران مسئولیت شمسآبادی در سمت دادستانی زاهدان، شمار زیادی از زندانیان و بازداشتشدگان از حق دسترسی به دادرسی منصفانه و عادلانه محروم ماندهاند. هفته آخر شهریور ۱۴۰۱ نقطه آغازین دور جدیدی از تجمعات و اعتراضات وسیع مردمی در این منطقه و سراسر ایران بود. این اعتراضات که با جانباختن مهسا امینی در پی اقدامات گشت ارشاد شعلهور شد، ابعاد بسیار گستردهای به خود گرفت و به سرعت فراگیر شد. این تجمعات اعتراضی در بسیاری از نقاط کشور با برخورد خشن و شدید نیروهای انتظامی و امنیتی سرکوب شد که نتیجه آن کشته و زخمی شدن دهها شهروند بود. در این میان، شهروندان بسیاری بازداشت شدند که برای آنها احکام و قرارهای بازداشت موقت متعددی از سوی دستگاه قضایی صادر گردید. قرار بازداشت موقت که سختترین نوع قرار کیفری است، توسط بازپرس صادر شده و جهت تایید نهایی برای دادستان ارسال میشود. مهدی شمسآبادی با تایید این قرارها، مسئولیت قانونی تمام دستگیریهای مرتبط با این اعتراضات در شهر زاهدان را به صورت مستقیم بر عهده دارد.
هدفگذاری بر کودکان و محیطهای آموزشی توسط مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی در جریان عملیاتهای سرکوب در زاهدان، نظارت بر بازداشت وسیع و سیستماتیک کودکان و نوجوانان زیر ۱۸ سال را در دستور کار دادستانی قرار داد. در میان انبوه بازداشتشدگان این شهر، نام کودکان بسیاری مشاهده میشود که حقوق بنیادین و انسانی آنان در فرآیندهای بازجویی و قضایی به طور جدی نقض شده است. علاوه بر این، دانشجویانی که در شهرستان زاهدان مشغول به تحصیل و زندگی بودند نیز هدف برخورد مستقیم نیروهای امنیتی و نظامی قرار گرفتند. شمسآبادی با تایید قرارهای بازداشت موقت این قشر، زمینه را برای صدور احکام تنبیهی سنگین و محرومیتهای طولانیمدت از تحصیل فراهم کرد. بسیاری از این دانشآموزان و دانشجویان در مراکز بازداشتگاهی تحت نظر دادستان مورد بازجوییهای سخت قرار گرفته و با پروندههای امنیتی مواجه شدند. این رویکرد سختگیرانه نشاندهنده اراده جدی دستگاه قضایی تحت مدیریت مهدی شمسآبادی برای خاموش کردن هرگونه صدای معترض در محیطهای آموزشی است. دادستانی زاهدان با صدور کیفرخواستهای تند علیه نسل جوان، تلاش کرد تا فضای رعب و وحشت را در مدارس و دانشگاههای استان نهادینه سازد. این اقدامات بخشی از یک الگوی کلی و هماهنگ برای نقض حقوق شهروندی در دوران مسئولیت وی در این استان مرزی محسوب میشود. شمسآبادی با ابزارهای قانونی تحت اختیار خود، مسیر برخورد با فعالان دانشجویی را هموارتر از گذشته کرد.
صدور مجازاتهای ترذیلی و شلاق تحت نظر مستقیم مهدی شمسآبادی
در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۱، جلسه رسیدگی به اتهامات فائزه براهویی در شعبه ۲ دادگاه انقلاب زاهدان و تحت نظارت عالیه شمسآبادی برگزار گردید. این شهروند معترض بابت اتهاماتی نظیر تبلیغ علیه نظام و برهم زدن امنیت ملی به تحمل ۳ سال و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد. کیفرخواست تندی که منجر به صدور این حکم سنگین گردید، توسط مجموعه دادستانی زاهدان به ریاست وی تنظیم و به دادگاه ارائه شده بود. همچنین در ۲۸ آذر ۱۴۰۱، سارا بلوچ و فاطمه بلوچکاری مجموعاً به تحمل ۹ ماه حبس و ۱۴۸ ضربه شلاق محکوم گشتند. شمسآبادی با تایید اتهاماتی که پایه و اساس آنها اعتراضات مدنی بود، راه را برای اجرای مجازاتهای بدنی و تحقیرآمیز مانند شلاق هموار نمود. نازنین احمدیپور که نوجوانی ۱۶ ساله بود نیز در ۳۰ آذر ۱۴۰۱ توسط شعبه ۱۰۳ کیفری زاهدان به ۶ ماه حبس محکوم شد. هدیه ستوده، دانشجوی ساکن زاهدان، در ۶ دی ۱۴۰۱ بابت اتهاماتی چون اجتماع و تبانی به تحمل ۴ سال حبس تعزیری محکوم گردید. شمسآبادی با پیگیری دقیق این پروندهها، حتی مجازاتهای عجیبی مانند مطالعه اجباری در خصوص حجاب را نیز بر متهمان این پروندهها تحمیل کرده است. در ۸ دی ۱۴۰۱، آیدا پورتقی و ستاره ریگی ۱۷ ساله نیز با احکام حبس و ضربات شلاق در سیستم قضایی روبرو شدند. این احکام ناعادلانه نتیجه مستقیم کیفرخواستهایی است که با امضا و نظارت شمسآبادی برای سرکوب معترضان تنظیم گردید.
معرفی حسین مدرس خیابانی از سرکوبگران مردم سیستان و بلوچستان
محدودیتهای قضایی و تداوم فشارها توسط مهدی شمسآبادی
شمسآبادی در جایگاه مدعیالعموم، از تمامی ظرفیتهای قانونی برای محدود کردن کنشگران مدنی و سیاسی در سیستان و بلوچستان استفاده کرده است. نغمه فتاحی دهنوی و امیرعلی جانآبادی از دیگر شهروندانی بودند که توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب زاهدان به حبس و شلاق محکوم شدند. در تمام این موارد، بازپرسان تحت امر شمسآبادی با هماهنگی کامل با نهادهای امنیتی، پروندههایی با بار اتهامی بسیار سنگین علیه معترضان تشکیل دادند. در ۲۸ دی ۱۴۰۱، امین درزاده نیز توسط دادگاه انقلاب این شهر به تحمل ۲ سال حبس محکوم شد که نشاندهنده تداوم برخوردها است. شمسآبادی با استفاده از اهرم بازداشتهای طولانیمدت، سعی در فرسوده کردن بازداشتشدگان و خانوادههای آنان در طول فرآیند دادرسی داشته است. بسیاری از این افراد بدون دسترسی به وکیل انتخابی و در شرایط نامناسب بازداشتگاهی مورد بازجویی قرار گرفتهاند که مسئولیت قانونی آن با دادستان است. تایید مکرر قرارهای بازداشت برای افرادی که تنها در تجمعات مسالمتآمیز حضور داشتند، از شاخصهای اصلی عملکرد وی در این دوره است. شمسآبادی با ایجاد این انسداد قضایی، عملاً حق اعتراض قانونی را از شهروندان سلب کرده و هزینههای کنشگری را به شدت افزایش داد. این رویه قضایی نه تنها حقوق فردی بازداشتشدگان را تضییع کرده، بلکه امنیت روانی جامعه را نیز در این منطقه حساس به مخاطره انداخته است. استمرار این وضعیت در زاهدان، تصویری روشن از نقض حقوق بشر در دوران تصدی وی به دست میدهد.
صدور احکام مرگ برای معترضان توسط مهدی شمسآبادی در سال ۱۴۰۱
شمسآبادی در جریان اعتراضات سراسری در زاهدان، فرآیند صدور احکام اعدام برای شهروندان بازداشتی را به طور سیستماتیک هدایت کرده است. در ۱۵ دی ۱۴۰۱، منصور دهمرده که از معلولیت جسمی رنج میبرد، به اتهام افساد فیالارض توسط دستگاه قضایی تحت نظر وی به اعدام محکوم گردید. همچنین در ۱۸ دی ۱۴۰۱، کامبیز خروت یکی دیگر از بازداشتشدگان این اعتراضات، با اتهاماتی مشابه نظیر محاربه، حکم مرگ دریافت کرد. ابراهیم نارویی نیز در ۲۰ دی ۱۴۰۱ توسط دادگاه انقلاب این شهر از بابت اتهام محاربه به اعدام محکوم شد که نشاندهنده ابعاد گسترده این احکام است. شمسآبادی علاوه بر این، مسئولیت بازداشت و بلاتکلیفی طولانیمدت شهروندان را بر عهده داشته است. فرهاد نخعی و محمد فولادی در ۳ دی ۱۴۰۱، علیرغم گذشت بیش از ۸۰ روز از دستگیری، کماکان در زندان زاهدان در وضعیت بلاتکلیف بودند. این افراد از حق تماس تلفنی و ملاقات با خانوادههای خود محروم ماندهاند که از مصادیق بارز شکنجه سفید محسوب میگردد. در اول بهمن ۱۴۰۱ نیز شعیب قنبرزهی و صالح گرگیج همچنان در بازداشت بودند و خانوادههای آنان از سرنوشتشان هیچ خبری نداشتند. این رویه ایجاد بیخبری و اضطراب در خانوادهها، بخشی از سیاستهای ارعاب تحت مدیریت دادستانی زاهدان است. مهدی شمسآبادی با تایید این روندها، حقوق بنیادین بازداشتشدگان را در تمام مراحل تحقیقات مقدماتی به شدت نقض کرده است.
اجرای زنجیرهای اعدامها و نادیده گرفتن حق اعاده دادرسی
مهدی شمسآبادی پیش از اعتراضات اخیر نیز نقشی کلیدی در اجرای احکام اعدام بدون رعایت تشریفات قانونی داشته است. در ۲۹ آذر ۱۳۹۹، حکم اعدام بهنام ریگی و شعیب ریگی در حالی اجرا شد که وکلای آنان نسبت به عدم فرصت اعاده دادرسی هشدار داده بودند. این زندانیان بابت درگیری با ماموران در سال ۲۰۱۸ محکوم شده بودند و شتاب در اجرای حکم آنان از مصادیق تضییع حق حیات است. در ۳۰ آذر ۱۳۹۹، حکم اعدام عبدالباسط خشت بدون اطلاع قبلی به خانواده و محرومیت از آخرین ملاقات در زندان زاهدان اجرا گردید. شمسآبادی همچنین مسئولیت اعدام حسن دهواری، الیاس قلندرزهی و امید محمودزهی را در ۱۴ دی ۱۳۹۹ بر عهده دارد. این در حالی بود که وکیل مدافع آنان اشکالات قضایی جدی در روند دادرسی را ثبت کرده بود اما اعتنایی به آن نشد. جاوید دهقانخلد، زندانی سیاسی، نیز در ۱۱ بهمن ۱۳۹۹ در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد تا پرونده نقض حقوق بشر در این حوزه سنگینتر شود. دادستان زاهدان همچنین در ۱۹ خرداد ۱۴۰۰ از صدور حکم اعدام در ملا عام برای یک زندانی خبر داد و بر برخورد قاطع تاکید کرد. وی مدعی شد که این اقدامات برای حفظ نظم و امنیت عمومی ضرورت دارد و قوه قضاییه با قاطعیت با این افراد برخورد میکند. تکرار این جملات نشاندهنده رویکرد قهری شمسآبادی در استفاده از مجازات مرگ به عنوان ابزاری برای ایجاد ترس در جامعه است.
تداوم اجرای احکام قصاص و اعدام تحت نظارت دادستانی زاهدان
مهدی شمسآبادی نظارت بر اجرای احکام متعدد قصاص و اعدام در زندان زاهدان را طی سالهای اخیر با جدیت دنبال کرده است. در اول بهمن ۱۳۹۹، یونس جمشیدزهی و شمسالدین باجیزهی که بابت اتهام قتل محکوم شده بودند، در این زندان اعدام گشتند. همچنین در ۵ تیر ۱۴۰۰، هاشم ترابی پس از تحمل ۷ سال حبس، به جوخه اعدام سپرده شد تا ماشین کشتار تحت امر دادستان متوقف نشود. در همان تاریخ، دستکم ۳ زندانی دیگر از جمله عبدالحمید قنبرزهی نیز در زندان زاهدان اعدام شدند. ادریس گرگیج در ۱۴ تیر ۱۴۰۰ و منصور کهرازهی در ۷ شهریور ۱۴۰۰ از دیگر قربانیانی بودند که احکام اعدامشان به مرحله اجرا درآمد. شمسآبادی با تایید نهایی این پروندهها و عدم تلاش برای ایجاد صلح یا بررسی مجدد پروندهها، روند سلب حق حیات را تسریع کرده است. بسیاری از این اعدامها در سکوت خبری و بدون رعایت استانداردهای بینالمللی دادرسی منصفانه انجام شده است. دادستان مرکز استان با تکیه بر جایگاه قانونی خود، هرگونه اعتراض به این روندها را با اتهامات امنیتی پاسخ داده است. این حجم از اعدام در یک بازه زمانی کوتاه، نشاندهنده بخشی از کارنامه تاریک وی در حوزه حقوق بشر است. شمسآبادی به عنوان مدعیالعموم، به جای حفاظت از حق زندگی، بر اجرای هرچه سریعتر احکام مرگ تاکید داشته است.
پیگرد نویسندگان و حمایت از طرحهای سرکوبگرانه مذهبی
شمسآبادی علاوه بر اعدامها، در سرکوب آزادی بیان و پیروان مذاهب دیگر نیز نقش فعالی ایفا کرده است. یاسین قاسمی بجد، نویسنده و مترجم اهل سنت، در ۱۸ بهمن ۱۳۹۹ بابت اتهاماتی چون توهین به مقدسات مورد بازپرسی قرار گرفت. وی در جلسات دادگاه در اردیبهشت ۱۴۰۰، بابت نشر اکاذیب و فعالیت تبلیغی علیه نظام تحت فشار قضایی شدید قرار داشت. مهدی شمسآبادی با تشکیل پروندههای امنیتی برای اهالی قلم، فضای نقد و فعالیت فرهنگی در استان را به شدت محدود کرده است. همچنین در اول بهمن ۱۳۹۹، وی در دیدار با مقامات ستاد امر به معروف، حمایت قاطع خود را از آمران به معروف اعلام کرد. وی با اختصاص یک شعبه ویژه در دادستانی برای این موضوع، راه را برای دخالت در زندگی خصوصی شهروندان هموارتر نمود. شمسآبادی مدعی شد که دادستانی زاهدان از مطالبهگران این حوزه در چارچوب قانون حمایت کامل خواهد کرد. این رویکرد به معنای اعطای مصونیت به افرادی است که به بهانههای مذهبی به آزار و اذیت شهروندان میپردازند. دادستان زاهدان با این اقدام، عملاً دستگاه قضایی را به ابزاری برای تحمیل سبک زندگی خاص و سرکوب آزادیهای فردی تبدیل کرده است. تمام این موارد نشان میدهد که شمسآبادی از تمامی ابزارهای تحت اختیار خود برای انسداد فضای سیاسی و اجتماعی استفاده میکند.
مسئولیت مستقیم مهدی شمسآبادی در اجرای احکام مرگ در زاهدان
مهدی شمسآبادی در منصب دادستانی عمومی و انقلاب مرکز سیستان و بلوچستان، نظارت کامل بر تمامی فرآیندهای منجر به اعدام در این شهرستان دارد. وی در خصوص کلیه کیفرخواستهای صادره که به احکام قطعی در محدوده قضایی زاهدان ختم شده است، مسئولیت قانونی و مستقیم دارد. مهدی شمسآبادی همچنین تمامی قرارهای بازداشت صادر شده و برخوردهای قضایی با معترضان در جریان وقایع تابستان و پاییز ۱۴۰۱ را هدایت کرده است. در ۷ مهر ۱۴۰۰، حکم اعدام یاسین عبداللهی که بابت اتهام قتل محکوم شده بود، تحت نظر وی در زندان زاهدان اجرا گردید. در ۱۴ آبان ۱۴۰۰ نیز جواد قلجایی، از اهالی منطقه شیرآباد، در همان زندان به جوخه اعدام سپرده شد. دادستانی زاهدان در ۱۵ آبان ۱۴۰۰ نیز اجرای حکم مرگ یاسر گرگیج را بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر تایید کرد. در همان روز، حکم اعدام زندانی دیگری با اتهام مشابه در این زندان به اجرا درآمد که هویت وی مشخص نشده است. شمسآبادی در ۶ آذر ۱۴۰۰ نیز بر اجرای حکم مجید سرگلزایی نظارت داشت تا ماشین اعدام در این استان متوقف نشود. عبدالباسط ریگی نیز در ۲۷ دی ۱۴۰۰ بابت اتهامات امنیتی و قتل در زندان زاهدان اعدام گشت. تمام این پروندهها با تایید نهایی و پیگیری مستقیم دادستان مرکز استان به مرحله اجرای حکم رسیدهاند.
صدور احکام سنگین برای متهمان سنی توسط دستگاه تحت امر مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی در دوران مسئولیت خود، صدور احکام اعدام برای زندانیان سنی مذهب را با اتهامات امنیتی به شدت دنبال کرده است. در ۱۴ اسفند ۱۴۰۰، محمدکریم بارکزایی اکسون و محمد براهویی انجمنی توسط شعبه دوم دادگاه انقلاب زاهدان به اعدام محکوم شدند. ادریس بیلرانی نیز در همین پرونده به اعدام و ۱۵ سال حبس محکوم شد تا مجموع احکام مرگ افزایش یابد. این افراد با کیفرخواستهای تنظیمی در دادسرای تحت نظر شمسآبادی، به عضویت در گروههای مخالف و اقدامات تروریستی متهم گشته بودند. در ۱۷ اردیبهشت ۱۴۰۱ نیز هویت دو زندانی دیگر به نامهای هادی سرگزی و منصور شاگزی که اعدام شدند، احراز گردید. این شهروندان بابت اتهامات مواد مخدر و با تایید نهایی دادستان زاهدان به دار آویخته شدند. در میان اعدامشدگان این روز، یک زن زندانی نیز حضور داشت که نشاندهنده گستردگی اجرای این احکام است. شمسآبادی همچنین در ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۱، حکم مرگ اسماعیل جهانتیغ و منصور براهویی را به همراه یک تن دیگر اجرا کرد. در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ نیز عبدالله براهویی بابت جرایم مواد مخدر در زندان مرکزی زاهدان قربانی این روند قضایی شد. شمسآبادی با اصرار بر اجرای این احکام، عملاً حق دفاع عادلانه را از بسیاری از این متهمان سلب کرده است.
اعدامهای گروهی و زنجیرهای تحت نظارت عالیه مهدی شمسآبادی
شمسآبادی در خرداد ۱۴۰۱، نظارت بر یکی از بزرگترین اعدامهای گروهی در زندان زاهدان را بر عهده داشت. در ۱۶ خرداد ۱۴۰۱، دوازده زندانی به صورت همزمان در این زندان اعدام شدند که واکنشی گسترده در پی داشت. نصیر محمدانی، ابراهیم بریج و محمدنبی کبدانی از جمله افرادی بودند که بابت اتهامات مواد مخدر با حکم دادستان اعدام شدند. همچنین محمدعلی کهرازهی و محمدعمر کهرازهی نسبت که با هم برادر بودند، در این روز به جوخه اعدام سپرده شدند. دستگیر گرگیج، ابراهیم گرگیج و جلیل گرگیج نیز در میان این دوازده نفر حضور داشتند که همگی اعدام گشتند. مهدی شمسآبادی همچنین حکم اعدام مهدی نصیری، عیسی صفری و حمیدالله پالیز را به اتهام قتل در این تاریخ اجرا کرد. در میان این اعدامشدگان، یک زن با نام خانوادگی گرگیج نیز مشاهده میشود که بابت اتهام قتل جان خود را از دست داد. این حجم از اعدام در یک روز، نشاندهنده سرعت بخشیدن به روند سلب حق حیات توسط دستگاه قضایی زاهدان است. مهدی شمسآبادی در ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۱ نیز حکم اسماعیل شه بخش را با اتهام مواد مخدر تایید و اجرا نمود. بهزاد نارویی نیز در ۱۶ تیر ۱۴۰۱ قربانی دیگر این احکام بود که در زندان مرکزی زاهدان اعدام شد. استمرار این وضعیت نشاندهنده نقش محوری دادستان در تداوم خشونت قانونی در استان سیستان و بلوچستان است.
تداوم پیگردهای امنیتی و اعدامهای سیاسی توسط مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی در ماههای منتهی به اعتراضات ۱۴۰۱، اجرای احکام زندانیان سیاسی و امنیتی را با جدیت بیشتری دنبال کرد. در اول مرداد ۱۴۰۱، اسماعیل نارویی و خالد پرکی بابت اتهامات قتل و مواد مخدر در زندان زاهدان اعدام شدند. مهدی شمسآبادی همچنین در ۱۲ شهریور ۱۴۰۱، حکم اعدام دو زندانی سیاسی به نامهای محسن قنبرزهی و عینالله قنبرزهی را اجرا کرد. این دو نفر از سال ۱۳۹۲ بابت اتهاماتی نظیر قیام مسلحانه و همکاری با گروههای مخالف در بازداشت بودند. حکم اعدام آنان پس از سالها بلاتکلیفی و با پیگیری مستقیم دادستان مرکز استان در زندان زاهدان به اجرا درآمد. در ۱۹ شهریور ۱۴۰۱ نیز چهار زندانی دیگر به نامهای خالد رئیسی، امرالله بسیج، عبدالنصیر شه بخش و هوشنگ کرد اعدام شدند. این افراد بابت اتهام قتل و با تایید نهایی شمسآبادی به دار آویخته شدند در حالی که برخی پدر چندین فرزند بودند. دادستان زاهدان با استفاده از ظرفیتهای قانونی خود، روند اجرای احکام مرگ را حتی در پروندههای دارای ابهام تسریع کرده است. تمام این اعدامها در بازه زمانی کوتاهی پیش از آغاز اعتراضات سراسری انجام شده که فضای رعب را تشدید کرد. شمسآبادی با امضای هر یک از این احکام، مسئولیت مستقیم حقوقی در قبال سلب حق زندگی این شهروندان دارد. تداوم این رویه در دوران مسئولیت وی، یکی از سیاهترین دورههای قضایی را در زاهدان رقم زده است.
تداوم اعدامهای گسترده تحت نظارت مهدی شمسآبادی در مهر ۱۴۰۱
مهدی شمسآبادی در مقام دادستان مرکز استان، نظارت بر اجرای زنجیرهای احکام مرگ در زندان زاهدان را بر عهده داشته است. در ۶ مهر ۱۴۰۱، حکم اعدام مرتضی براهویی که پیشتر به اتهام قتل محکوم شده بود، در این زندان به اجرا درآمد. تنها یک روز بعد، در ۷ مهر ۱۴۰۱، قاسم شهبخش ۲۳ ساله نیز به اتهام مشابه اعدام شد تا روند سلب حیات سرعت گیرد. مهدی شمسآبادی همچنین در ۳۰ مهر ۱۴۰۱، اجرای حکم مرگ دو زندانی به نامهای هابیل شهنوازی و جمعه گمشادزهی را تایید کرد. این دو شهروند با اتهامات مرتبط با مواد مخدر در دستگاه قضایی تحت امر وی به اعدام محکوم شده بودند. در همان تاریخ، زندانی دیگری نیز با اتهام مشابه مواد مخدر در زندان زاهدان اعدام شد که هویت وی ثبت نشده است. این اعدامها نشاندهنده رویکرد سختگیرانه دادستانی زاهدان در برخورد با جرایم مختلف و تسریع در اجرای احکام قصاص و اعدام است. مهدی شمسآبادی با تایید نهایی این پروندهها، مسئولیت قانونی مستقیم در قبال پایان دادن به زندگی این شهروندان را بر عهده دارد. تمامی این احکام در شرایطی اجرا شدهاند که ابهامات جدی در روند دادرسی منصفانه در این منطقه وجود داشته است.
اعدامهای زنجیرهای آبان و آذر ۱۴۰۱ تحت امر مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی در آبان ۱۴۰۱ نیز روند اجرای احکام مرگ را با شدت ادامه داد و چندین شهروند را به دار آویخت. در ۱۵ آبان ۱۴۰۱، حکم ۳ زندانی شامل امانالله عالیزاهی، عزیز نارویی و نعمتالله براهویی در زندان زاهدان به اجرا درآمد. این افراد که پدر چندین فرزند خردسال بودند، بابت اتهامات مرتبط با مواد مخدر و با تایید دادستان اعدام شدند. شمسآبادی همچنین در ۱۷ آبان ۱۴۰۱، اجرای حکم شعیب آسکانی و اسحاق اسکانی را به اتهام قتل در زاهدان کلید زد. در ۲۲ آبان ۱۴۰۱ نیز امامبخش نارویی، محسن آنشینی ۲۴ ساله و ولی رودینی بابت اتهامات مواد مخدر اعدام گشتند. اسماعیل فقیردادزهی نیز در ۲۴ آبان ۱۴۰۱ به اتهام قتل در زندان زاهدان اعدام شد تا شمار قربانیان افزایش یابد. در ۶ آذر ۱۴۰۱، زبیر زیرکاری ۲۳ ساله و در ۷ آذر ۱۴۰۱ عبدالنبی مزارزهی و محمدامین عمرزهی اعدام شدند. مهدی شمسآبادی با تایید این احکام، حتی برای پدرانی با ۶ فرزند نیز تخفیفی در اجرای مجازات مرگ قائل نشده است. استمرار این وضعیت در آذرماه با اعدام غلامرسول مزارزهی و انوشیروان عمرزهی در تاریخ ۱۳ آذر ۱۴۰۱ ادامه یافت. همچنین دو زندانی دیگر در ۱۴ آذر ۱۴۰۱ و عبدالواسع براهویی فاقد شناسنامه در ۱۹ آذر ۱۴۰۱ اعدام شدند.
اعدام کودکمجرم و سلب حق حیات بدون اطلاع خانواده توسط مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی مسئولیت سنگینی در قبال اعدام کودکمجرمان و اجرای مخفیانه احکام بدون اطلاع خانوادههای زندانیان بر عهده دارد. در ۲۶ آذر ۱۴۰۱، قاسم سالارزهی ۴۰ ساله بدون اطلاع خانواده و بدون انجام دیدار آخر در زندان زاهدان اعدام شد. این رویه غیرانسانی نشاندهنده نادیده گرفتن ابتداییترین حقوق زندانی و خانواده وی در دستگاه قضایی تحت مدیریت شمسآبادی است. در ۲۹ مرداد ۱۴۰۱ نیز فاجعهای دیگر رخ داد و ۵ زندانی به صورت دستهجمعی در زندان زاهدان اعدام شدند. در میان این افراد، امید عالیزهی ۲۱ ساله حضور داشت که در زمان بازداشت در سال ۱۳۹۶ تنها ۱۶ سال داشت. شمسآبادی با تایید اعدام این کودکمجرم، تعهدات بینالمللی در خصوص حقوق کودکان را به طور کامل زیر پا گذاشته است. مرتضی دهواری، عبدالباسط براهویی، عبدالرحیم اسماعیلزهی و محسن سالارزهی نیز در همان روز به همراه وی اعدام شدند. تداوم این روند در ۲۴ دی ۱۴۰۱ با اعدام اکبر شهبخش ۲۵ ساله بابت اتهامات مواد مخدر ادامه پیدا کرد. شمسآبادی با اصرار بر اجرای این احکام مرگبار، فضای رعب و وحشت را در استان سیستان و بلوچستان نهادینه کرده است.
تایید رسمی اعدامها و انسداد مسیر رضایت توسط مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی در جایگاه مدعیالعموم، شخصاً بر صحت اجرای احکام مرگ صحه گذاشته و مسیرهای حقوقی توقف اعدام را مسدود کرده است. در ۳ دی ۱۴۰۱، الیاس رئیسی و ایوب ریگی که بابت اتهام قتل در بازداشت بودند، در زندان زاهدان اعدام شدند. شمسآبادی در ۵ دی ۱۴۰۱ با تایید رسمی این اعدامها، اعلام کرد که به دلیل عدم رضایت اولیای دم حکم اجرا شد. این مقام قضایی بدون اشاره به تلاش برای صلح یا بررسی مجدد پروندهها، بر قطعی بودن اجرای مجازات مرگ تاکید ورزید. عیسی نارویی نیز در ۲۰ آذر ۱۴۰۱ قربانی دیگری بود که بابت اتهامات مواد مخدر با تایید وی اعدام گردید. شمسآبادی با تبدیل دادستانی به ماشینی برای اجرای احکام اعدام، هرگونه فرصت زندگی دوباره را از زندانیان سلب کرده است. بسیاری از این اعدامها در شرایطی انجام شده که متهمان از دسترسی به وکیل و دادرسی عادلانه محروم بودهاند. تکرار نام شمسآبادی در صدر پروندههای منجر به سلب حق حیات، نشاندهنده نقش کلیدی وی در این ساختار است. وی با استفاده از اختیارات قانونی خود، فرآیند اعدام را در استان سیستان و بلوچستان به یک رویه روزمره تبدیل نمود. این حجم از اعدام در دوران مسئولیت وی، یکی از سیاهترین دورههای نقض حقوق بشر در شرق ایران است.
پیگرد نوجوانان و فعالان مذهبی توسط دستگاه تحت امر مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی در قامت دادستان مرکز استان، روند بازداشتهای خودسرانه نوجوانان و شخصیتهای مذهبی را در سالهای ۱۴۰۲ و ۱۴۰۳ با جدیت دنبال کرده است. در ۱۴ مهر ۱۴۰۲، عثمان گمشادزهی طالب، نوجوان ۱۶ ساله، توسط نیروهای امنیتی در خاش بازداشت گردید. مهدی شمسآبادی همچنین نظارت بر بازداشت شهروندان به دلیل فعالیت در فضای مجازی را بر عهده داشته است. در ۳۰ مهر ۱۴۰۲، یک شهروند در زاهدان به اتهام انتشار فراخوان تجمعات و تشویش اذهان عمومی توسط پلیس فتا بازداشت شد. در ۲۰ آبان ۱۴۰۲، حکم اعدام میثم چندانی پس از تحمل ۱۲ سال حبس به اتهام محاربه در زندان زاهدان به اجرا درآمد. ابراهیم خارکوهی نیز در ۲۲ مرداد ۱۴۰۳ توسط ماموران اداره اطلاعات بازداشت و به مکانی نامعلوم منتقل شد. در ۷ شهریور ۱۴۰۳، ادریس ریگی و مهرالله خروط به همراه یک تن دیگر در زاهدان دستگیر شدند. محمدرسول شهبخش، نوجوان ۱۷ ساله، نیز در ۱۵ مهر ۱۴۰۳ قربانی بازداشتهای خودسرانه تحت نظر دادستانی شد. شمسآبادی در ۱۷ آبان ۱۴۰۳، دستور بازداشت حافظ عبدالقهار میربلوچزهی، امام جمعه میرجاوه را پس از حضور در دادسرا صادر کرد. این اقدامات نشاندهنده اراده وی برای سرکوب تمامی صداهای منتقد در میان اقشار مختلف جامعه است.
استمرار ماشین اعدام در زاهدان تحت مدیریت مهدی شمسآبادی
مهدی شمسآبادی با تایید نهایی پروندههای قصاص، روند اجرای احکام مرگ را در ماههای اخیر سال ۱۴۰۳ تداوم بخشیده است. در ۱۰ آبان ۱۴۰۳، حکم اعدام حسن اخلاصی که بابت اتهام قتل محکوم شده بود، در زندان زاهدان به مرحله اجرا رسید. همچنین در ۱۰ آذر ۱۴۰۳، احمد شهبخش در همین زندان اعدام شد تا شمار اعدامهای تحت نظر وی افزایش یابد. شمسآبادی با تکیه بر جایگاه قضایی خود، کیفرخواستهایی را تایید کرده که منجر به سلب حق حیات بسیاری از شهروندان شده است. این روند در حالی ادامه دارد که فعالان حقوق بشر نسبت به دادرسیهای ناعادلانه در این پروندهها هشدار دادهاند. دادستان زاهدان با نادیده گرفتن درخواستهای بازبینی، بر اجرای سریع احکام مرگ پافشاری کرده است. تمام این موارد بخشی از کارنامه گسترده وی در تضییع حقوق بنیادین شهروندان محسوب میشود. مهدی شمسآبادی از تمامی ابزارهای قانونی برای تثبیت فضای رعب در سیستان و بلوچستان بهره جسته است.
سوابق سرکوب و قربانیان شمسآبادی:
از ۲۳ شهریور ۱۳۹۹ دادستان عمومی و انقلاب مرکز سیستان و بلوچستان
قربانیان فردی و گروهی جنایات، سرکوب و نقض حقوق بشر مهدی شمسآبادی عبارتند از: بهنام ریگی، شعیب ریگی، عبدالباسط خشت، حسن دهواری، الیاس قلندرزهی، امید محمودزهی، جاوید دهقان خلد، یونس جمشید زهی، شمس الدین باجی، هاشم ترابی، عبدالحمید قنبرزهی، ادریس گرگیج، منصور کهرازهی، یاسین قاسمی بجد، ابراهیم گرگیج، یاسین عبداللهی، یاسر گرگیج، مجید سرگلزایی، عبدالباسط ریگی، محمدکریم بارکزایی اکسون، محمد براهویی انجمنی، ادریس بیلرانی، هادی سرگزی، منصور شاگزی، اسماعیل جهان تیغ، منصور براهویی، عبدالله براهویی، نصیر محمدانی، ابراهیم بریج (رخشانی)، محمد نبی کبدانی، محمد علی کهرازهی، محمد عمر کهرازهی، دستگیر گرگیج، جلیل گرگیج، مهدی نصیری، عیسی صفری، حمیدالله پالیز، اسمائیل شه بخش، بهزاد نارویی، اسماعیل نارویی، خالد پرکی، محسن (نصرالله) قنبرزهی، عین الله قنبرزهی، خالد رئیسی، امرالله بسیج، عبدالنصیر شه بخش، هوشنگ کرد، مرتضی براهویی، قاسم شه بخش، هابیل شهنوازی، جمعه گمشادزهی، امان الله عالیزاهی، عزیز نارویی، نعمت الله براهویی، شعیب آسکانی (راشد بلوچ)، اسحاق اسکانی، امام بخش نارویی (لک زهی)، محسن آنشینی، اسماعیل فقیردادزهی، زبیر زیرکاری (براهویی)، عبدالنبی مزارزهی، محمدامین عمرزهی، غلامرسول مزارزهی، انوشیروان عمرزهی، عبدالواسع براهویی (زیرکاری)، عیسی نارویی، قاسم سالارزهی ساله، الیاس رئیسی، ایوب ریگی، اکبر شه بخش، امید عالیزهی، مرتضی دهواری، عبدالباسط براهویی، عبدالرحیم اسماعیل زهی،
ادامه قربانیان جنایان شمسآبادی
محسن سالارزهی، فائزه براهویی، افشین شه بخش، ابراهیم ریگی، ابراهیم شیبک، اسماعیل حسن زهی، اسماعیل گرگیج، اسماعیل گمشادزهی، اسماعیل نورزهی، الیاس میرکازهی (ریگی)، امید حسن زهی، امیرحمزه براهویی، ایرج طوقی، ایوب شه بخش، آصف گرگیج، بادل ریگی، بلال نارویی، بهزاد حسن زهی، جمشید حسن زهی، جمشید هرمزی، حامد رخشانی، حسین کاشانی، رضا ریگی، رئوف ریگی، زکریا جمالزهی، زکریا سنجرانی، سعید ریگی، سعید کاشانی، سلمان ریگی، سهیل شه بخش، شعیب سلحشور برنا، شهاب شعیبی (سارانی)، عارف کبدانی، عبدالرئوف ریگی، عبدالناصر گرگیج، عبدالوحید کبدانی (براهویی)، عرفان شه بخش، علی احمدی بریچی، علی اکبر ریگی (بادل)، علیرضا سالارزهی، عمر ریگی، عمران ریگی، غلام رسول گرگیج، فرزاد نارویی، فرزاد نظام دوست، فرشید حسن زهی، فرشید نوتانی، مالک کبدانی، محمدرضا نارویی، منصور دهمرده، نظام الدین هوت، نظام هوت، نورمحمد ریگی، یاسین میرکازهی (ریگی)، یوسف شاهوزهی (قلجایی)، یونس ریگی (میربلوچزهی)، عبدالباسط سالارزهی، عبدالناصر براهویی، عادل گرگیج، زکریا ریگی، یاسین کبدانی، محمد درویش نارویی، حامد کبدانی، محمد رخشانی آزاد، علی رخشانی آزاد، رحیم براهویی، آیدا پورتقی، نغمه فتاحی دهنوی، امیرعلی جان آبادی، امین درزاده، کامبیز خروت، ابراهیم نارویی، فرهاد نخعی، محمد فولادی، شعیب قنبرزهی، صالح گرگیج، فعالان اتنیکی و قومی، فعالین اقلیت های قومی، شهروندان عادی شهر زاهدان، کانون نویسندگان ایران، معترضان اعتراضات تابستان و پائیز ۱۴۰۱ در شهرستان زاهدان.
منابع:
دادگستر
اطلس زندان های ایران
رادیو زمانه
ما را در تلگرام سرکوبگران دنبال کنید







