اعتراف گیری و جنایت باندهای تبهکار درون نظام آخوندی امری نهادینه و سیستماتیک است که برای ایجاد رعب و وحشت و قدرت نمایی پوشالی مورد استفاده قرار میگیرد.
افشاگری زندانی سیاسی آرش صادقی
زندانی سیاسی آرش صادقی در روز چهارشنبه ۲۰شهریور۹۸ طی نامه ای دست به افشاگری درمورد جنایت رژیم آخوندی در مورد اعدام زانیار و لقمان مرادی زد. طبق افشاگری آرش صادقی ، زانیار و لقمان مرادی هر دو بیگناه بودند و در زیر شکنجه وحشیانه بازجویان گشتاپوی آخوندی اعتراف به جرمی کرده بودند که واقعیت نداشت. دراین افشاگری همچنین اشاره به یک باند جنایتکار شده که تحت فرماندهی پاسدار هیوا تاب که فرمانده اطلاعات سپاه پاسداران مریوان بوده ، مردم بیگناه را سلاخی میکردند. جزئیات این افشاگری را در لینک زیر میتوانید مطالعه کنید.
البته این نوع جنایتها در رژیم آخوندی منحصر به نمونه فوق نیست، تاریخچه ۴۰ ساله رژیم آخوندی با جنایات اینچنینی عجین است. در این یادداشت بطور مختصر به موارد افشا شده جنایاتی از این دست اشاره میکنیم:
در همین زمینه
سرکوبگران زندان را بشناسیم
درسال ۵۸ باندی تحت عنوان «عقاب سیاه» متشکل از پاسداران نزدیک و تحت امر آخوند خلخالی وجود داشت. کار این باند ترور و کشتن کسانی بود که بزعم خودشان گناهکار بودند و دادگاه انقلاب آنها را تبرئه کرده بود. یکی از قربانیان این باند تبهکار سیدجواد ذبیحی بود. این باند را بدون سروصدا جمع کردند.
از همان سال ۵۸ باندی تحت فرماندهی علی محمد بشارتی جهرمی (معاون وزارت خارجه و همچنین نماینده مجلس آخوندی) تشکیل شده بود. بعدها به «باند قنات» معروف شد. علت معروف شدن به باند قنات این بود که مخالفین رژیم بخصوص هواداران مجاهدین را به قتل رسانده و در قناتهای متروکه اطراف جهرم و فسا می انداختند. یکی از قربانیان این باند تبهکار شهید احمد حکیمی نژاد بود که روی تخت بیمارستان او را به گلوله بستند.
این باند درسال ۶۱ لو رفت و هیچوقت معلوم نشد که چه تعداد از مخالفین رژیم را به قتل رسانده زیرا تحت نظر وفرماندهی امام جمعه جهرم و علی محمد بشارتی بود و افراد باند همگی از پاسداران شهرستان جهرم بودند.
یک نمونه برجسته این باندها، ماجرای قتلهای زنجیره ای و باندجنایتکار سعید امامی در وزارت اطلاعات است که درسال ۷۷ افشا شد ونیازی به توضیح ندارد . همگی افراد این باند جنایتکار ماموران گشتاپوی آخوندی بودند و این امر که سردسته این باند معاون وزیرگشتاپوی آخوندها بوده بخوبی نشان میدهد که تمامی این وزارتخانه یک باند بزرگ تبهکار است که کاری جز قتل وغارت و اعتراف گیری اجباری و سرکوب ندارد.
نمونه دیگر ، باند بسیجیهای کرمان است که درسال ۸۱ درکرمان دست به قتل و جنایت زده بودند. آنها جلوی مردم بیگناه را گرفته و دستگیرشان میکردند و طبق اعتراف خودشان با یک استخاره تصمیم به قتل میگرفتند.
اینها نمونه هایی از قتل و غارت و تجاوز توسط باندهای جنایتکار وابسته به این نظام پلید است که باند هیوا تاب تنها یکی ازآنهاست.
همچنین در نامه افشاگرانه آرش صادقی به اعتراف گیری اجباری از دوهموطن کرد اشاره شده است. بد نیست مختصری به تاریخچه اعتراف گیری های اجباری در این حکومت اشاره کنیم.
باند لاجوردی قصاب اوین
در سال ۶۱ لاجوردی در یک صحنه سازی فردی بنام خسروزندی را جلوی دوربین تلویزیون آورد که بگوید سه پاسدار را شکنجه کرده و کشته است. در سال ۷۳گشتاپوی آخوندی بمبی را درحرم امام رضا منفجرکرده و بعد یک زندانی نگونبخت را وادار به اعتراف به بمب گذاری میکند. سپس با صحنه سازی او را درخیابان به گلوله بسته و به قتل میرسانند.
درهمان سال این باند جنایتکار سه کشیش مسیحی هموطن را به قتل میرساند. سپس سه زن نگونبخت را به تلویزیون آورده و از آنها اعتراف میگیرد که قاتل کشیشها هستند و سپس هر سه نفر را اعدام میکند.
آخرین مورد فضاحت اعتراف گیری گشتاپوی آخوندها مربوط به باصطلاح قاتلان دانشمندان هسته ای است که چندی قبل برملا شد و فضاحت زیادی برای نظام به بار آورد. تا جایی که سخنگوی دولت روحانی مجبور شد به اعتراف گیری های اجباری که یک کار روتین و سیستماتیک در نظام آخوندی است اعتراف کند.
مواردی که برشمردیم تنها نوک کوه یخ جنایتهای این نظام قرون وسطایی است. درفردای سرنگونی و آزادی میهن اسیرمان بسیاری از آنها فاش خواهد شد.







